دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چرا اهل سنت، اهل بیت پیامبر(ص) را قبول ندارند

واقعیت آن گونه نیست که سؤال کننده تصور کرده است، بلکه اهل سنت اهل بیت پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم را قبول دارند؛ یعنى علم، تقوا و کرامات ایشان را قبول دارند
چرا اهل سنت، اهل بیت پیامبر(ص) را قبول ندارند
چرا اهل سنت، اهل بیت پیامبر(ص) را قبول ندارند

پاسخ : واقعیت آن گونه نیست که سؤال کننده تصور کرده است، بلکه اهل سنت اهل بیت پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم را قبول دارند؛ یعنى علم، تقوا و کرامات ایشان را قبول دارند و روایات فراوانى در کتب آنها بیان کننده فضایل آن بزرگواران است و بلکه در بسیارى از کتابهاى حدیثى اهل سنت بابى تحت عنوان مناقب اهل بیت النبى‌علیهم السلام یا باب فضایل اهل بیت النبى‌علیهم السلام وجود دارد و برخى از دانشمندان اهل سنت کتابهاى مستقلى درباره فضایل اهل بیت نوشته‌اند، مانند کتاب ینابیع المودة تالیف حنفى قندوزى و کتاب خصائص الامام على تالیف امام نسایى - یکى از مؤلفان صحاح سته اهل سنت -.

اهل سنت محبت اهل بیت پیامبرعلیهم السلام را شرط ایمان مى‌دانند و در روایات آنان بر این امر تاکید شده است که براى نمونه چند مورد از این روایات نقل می شود:

1 - زمخشرى از مفسران اهل سنت مى‌گوید: «هنگامى که آیه مودت "قُلْ لااَسْئَلَکُم عَلَیهِ اَجْراً اِلاَّ المَوَدَّةَ فىِ القُربى" ؛[1]- بگو اى رسول ما که اجر و پاداشى جز دوستى نزدیکان را از شما نمى‌خواهم - نازل شد از رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم پرسیدند چه کسانى مودت و دوستى آنان بر ما واجب شده است؟ فرمود: على و فاطمه و فرزندان آن دو».

2 - همچنین زمخشرى روایاتى را نقل مى‌کند که در آنها پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم مردم را به محبت اهل بیت‌ علیهم السلام فراخوانده است از جمله: « مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمّدٍ ماتَ شَهیداً ألا وَ مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمّدٍ ماتَ مَغْفُوراً له »؛[2] هرکس بر محبت آل محمد بمیرد، شهید و آمرزیده مرده. چنین کسى با ایمان کامل و بر سنت و جماعت از دنیا رفته است.

3 - در صحیح مسلم روایت شده است که پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم فرمود: « اِنّى تارِکٌ فیکُم الثَّقَلَیْنِ اَوَّلهما کِتابُ اللَّهِ فیهِ الهُدى وَ النُّور فَخِذُوُا بِکِتابِ اللَّهِ وَ اسْتَمْسِکُوا بِه قالَ وَ اَهْلِ بَیْتى أذَکِّرُکُم اللَّهَ فى اَهْلِ بَیْتى أذَکّرُکُم اللَّه فى اَهلِ بیتى...» ؛[3] من دو گوهر گرانبها در میان شما مى‌گذارم، یکى کتاب خدا که نور و هدایت‌گر است پس چنگ زنید به آن و عمل کنید، و اهل بیتم. توجه مى‌دهم شما را به خدا درباره اهل بیتم، توجه مى‌دهم شما را به خدا درباره اهل بیتم....

خلاصه این که روایات فراوانى در بیان مناقب و فضایل اهل بیت در کتابهاى روایى و حدیثى اهل سنت آمده است که نیازى به یادآورى همه آنها نیست و تنها حدیث ثقلین که از نظر سند و دلالت مورد اتفاق شیعه و اهل سنت است درباره فضایل اهل بیت کافى است. بویژه با تأکید و اصرارى که درباره اهل بیت فرموده و سه‌ بار هشدار داده است.[4]

در پایان توجه به چند نکته لازم است:

1 - در تاریخ آمده است که گروه خوارج و نواصب دشمن حضرت على‌علیه السلام بوده‌اند و احیاناً برخى از افراد و گروههاى دیگر را هم تحت تأثیر خود قرار داده و روحیه انکار یا کتمان نسبت به فضایل حضرت على‌علیه السلام و فرزندان آن حضرت، در برخی به وجود آورده‌اند اما نباید عموم برادران و خواهران اهل سنت با آنها اشتباه شوند.

2 - برخى از اهل سنت همسران پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم را نیز در زمره اهل بیت مى‌دانند اما عده‌اى از آنان همانند شیعه اعتقاد دارند اهل بیت پیامبر - که در روایات مشخص شده است - شامل آنان نمى‌شود چون رابطه خویشاوندی همسر با طلاق فسخ می شود، اما خویشاوند نسبى و اولاد قابل جدا شدن نیست. و در این مورد به حدیث کسا استدلال شده است.

3 - اهل سنت برخلاف شیعه ائمه اهل بیت ‌علیهم السلام را معصوم نمى‌دانند.

4 - اهل سنت معتقد به انتخاب ائمه اهل بیت‌ علیهم السلام از سوى خداوند به عنوان جانشینان پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم نیستند.

    برگرفته از کتاب پاسخ به پرسش ها از دیدگاه تشیع و تسنن
    پی نوشت:
  • [1] . سوره شورى، آیه 23.
  • [2] . تفسیر کشاف، ج 3، ص 467، ذیل آیه مودت (شورى/23).
  • [3] . صحیح مسلم، باب فضایل على بن ابیطالب رضى‌اللَّه عنه (صحیح مسلم با شرح نووى طبع بیروت) ج15 و 16.
  • [4] . برای اطلاع بیشتر ر . ک : ینابیع الموده ، خصائص الامام علی و سایر کتاب هایی که توسط نویسندگان اهل سنت درباره اهل بیت نگاشته شده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS