دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

درس هایی از مکتب سیاسی امام رضا(ع) (3)

No image
درس هایی از مکتب سیاسی امام رضا(ع) (3)

درس هايي از مكتب سياسي امام رضا(ع)

5- "عقلانی" بودن "حکومت" برای ملل جهان و رشد تفکرات انحرافی در جوامع اسلامی در نفی ضرورت حکومت

حضرت امام رضا(ع) علاوه بر این که ضرورت وجود حکومت و زمامدار را در نگرشی "درون دینی" و "خاص" و در فضای "جهان اسلام" مطرح می‌نمایند و استدلال‌های متقن و مستحکم در این باره ارائه می‌دهند، این ضرورت را در افقی وسیع‌تر و "برون دینی" و "عام" و در گستره "جهان بشریت" نیز مطرح می‌کنند و همه نظرها را به این ضرورت عقلانی و تفکر در آن جلب می‌نمایند.

حضرت امام رضا (ع) در ادامه استدلال‌های خود درباره ضرورت حکومت و رهبر و زمامدار می‌فرمایند:

"... و منها انا لا نجد فرقه من الفرق و لامله من الملل بقوا و عاشوا الا بقیم و رئیس لما لابد لهم منه فی امر الدین و الدنیا".

"یکی از علت‌های دیگر در ضرورت زمامدار و حاکم این است که ما هیچ یک از ملت‌های جهان را نمی‌بینیم که جز به وجود یک برپا دارنده نظم و قانون و زمامدار و حاکم توانسته باشد باقی و پایدار بماند و به حیات خود ادامه دهد، زیرا برای ساماندهی و گذران امور معنوی و مادی خود ناگزیر از داشتن حکومت و زمامدار می‌باشند."

حضرت امام رضا(ع) در این بخش از رهنمودهای سیاسی خود، نه از آیات و تعالیم قرآن در اثبات ضرورت حکومت و زمامدار بهره می‌برد و نه از سخنان حکمت خیز و مستدل رسول گرامی اسلام (ص) و اجداد طاهرین خویش استفاده می‌کند، بلکه از استدلال "عقلانی" بهره‌برداری می‌کند. این روش، نه تنها در اسلام مورد توجه خاص می‌باشد و جایگاه رفیع "عقل" در فرهنگ و معارف اسلامی را می‌نمایاند، و نیز نه تنها برای جامعه اسلامی بسیار مفید و سازنده است و به بهره‌وری از آن توصیه مکرر می‌شود، بلکه برای سایر ادیان و مذاهب، و نیز برای همه جوامع بشری بسیار راهگشا و دارای آثار مفید است.

این نوع نگرش و استدلال، پاسخگوی بسیاری از افکار و افراد از جمله کسانی است که تا سخن از ضرورت حکومت در اسلام و رهبری و زمامداری در جامعه اسلامی به میان می‌آید به نفی این ضرورت می‌پردازند. این افراد یا از روی عناد و دشمنی با دین مبین و کینه دیرینه از تعالیم و قوانین مقدس آن چنین بر خورد می‌کنند، یا آگاهی و شناخت کافی نسبت به جامعیت اسلام و برنامه‌های کامل و زندگی ساز آن در همه شئون حیات دنیوی و در ابعاد مختلف فکری، علمی، اخلاقی، تربیتی، اجتماعی، اقتصادی، حقوقی و سیاسی آن ندارند و از همین رو به مخالفت با اصل حکومت و وجود زمامدار در اسلام می‌پردازند.

این هر دو گروه اگر دارای عقل سالم باشند و به هنگام استدلال و استنتاج از هوای نفس اجتناب ورزند و خود خواهی‌های فردی و گروهی و سیاسی را در "خردورزی و راهیابی" دخالت ندهند، به طور قطع و یقین به ضرورت وجود "حکومت" و "حاکم" در جامعه برای ایجاد نظم و سامان و استقرار امنیت و جلوگیری از تعدی به اموال و نوامیس و دفاع از دشمنان و مجازات مجرمان و صیانت از آزادی افراد و حفاظت از حریم آبرو و حیثیت دیگران، واقف و معترف می‌گردند.

استدلال عقلانی مورد نظر که به اذعان و اعتراف به وجوب حکومت و زمامداری - در صورت تفکر سالم و آزاد‌اندیشی و نفی نفسانیت در میدان فکر و تعمق - منتهی می‌شود، از فضای جهان اسلام به گستره جهان بشریت وارد می‌گردد و این اصل بدیهی و غیر قابل انکار را مطرح می‌نماید که همه ملل جهان فارغ از این که از چه مذهب و مکتبی و از چه نژاد و زبان و ملیتی برخوردار باشند، به حکومت و زمامدار احتیاج دارند. اوضاع و حیات روزمره این ملل در طول تاریخ، گویای همین واقعیت است که بدون حکومت و قدرت مدافع حقوق و بازدارنده از فساد و تعدی و ظلم، قادر به زندگی نبوده‌اند و چنان که حضرت امام رضا(ع) تصریح کردند، بدون حکومت و قانون روبه اضمحلال و انقراض می‌رفتند. زیرا اگر قدرت و حکومتی نباشد که به ایجاد نظم و جلوگیری از هرج و مرج بپردازد و افراد را از تعدی و تجاوز به حقوق یکدیگر باز دارد و امنیت و آرامش را مستقر گرداند. و آزادی و استقلال را پاس بدارد، تهاجم و تعدی علیه یکدیگر و غارت و چپاول و قتل و فساد، از عواملی خواهد بود که بقا و پایداری ملت‌های آشفته و فاقد حکومت را به شدت تهدید می‌نماید و از همین جا سقوط و نابودی چهره ظاهر می‌نماید و به مرور جامعه‌ای که به هرج و مرج و تجاوز و ستم و فساد و کشتار گرفتار آمده است مضمحل و منهدم می‌گردد.

استدلال حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع) در این رهنمود نه از طریق "نقل"، که از طریق "عقل" نشان می‌دهد که امام (ع) از همه طرق و شیوه‌ها برای مطرح کردن نظام سیاسی اسلام و اثبات ضرورت حکومت و امامت و زمامداری بهره‌برداری می‌کرده است، همچنان که همین شیوه در دوران امامت حضرت امام علی بن ابیطالب (ع) در کنار روش‌های استدلال با قرآن و سنت رسول خدا به کار می‌رفت تا در جامعه روشنگری شود.

موضوع مهم دیگر این است که از دوران امامت حضرت علی(ع) تا دوره‌های امامت سایر ائمه دین(ع) و از جمله امامت حضرت علی بن موسی الرضا(ع)، جریان‌های وابسته به دو حکومت غاصب "اموی" و "عباسی" برای استمرار زمامداری خود و تداوم سیطره خویش بر مردم جامعه، درصدد ایجاد تفکرات مخالف اسلام در موضوع حکومت و زمامداری ائمه اطهار(ع) برآمدند. آنان در همان حال که خود "حکومت" می‌کردند، به نفی ضرورت حکومت می‌پرداختند! لکن آنچه در باره نفی ضرورت تشکیل حکومت و زمامداری تبلیغ و ترویج می‌کردند، علیه امامان معصوم (ع) بود، نه خود، و شگفت‌انگیز این که همان مردمی که حکمرانی و زمامداری بنی امیه و بنی عباس را مشاهده می‌کردند، درباره حکومت و زمامداری ائمه دین(ع) به تردید و ابهام می‌افتادند و این نبود جز در اثر فقدان معرفت دینی وضعف‌های عقیدتی و فکری که مانع دست یابی آنان به حقیقت می‌شد.

تردیدی وجود ندارد که فعالیت‌های مخرب تبلیغی امویان و عباسیان در به جهل و نادانی افکندن مردم نقش و تاثیر فراوانی داشت و آن ناپاکان از همین راه و با ترفندها و فریبکاری‌های مختلف توانستند مردم را درس‌هایی از مکتب سیاسی امام رضا(ع)

استدلال عقلانی مورد نظر که به اذعان و اعتراف به وجوب حکومت و زمامداری - در صورت تفکر سالم و آزاد‌اندیشی و نفی نفسانیت در میدان فکر و تعمق - منتهی می‌شود، از فضای جهان اسلام به گستره جهان بشریت وارد می‌گردد و این اصل بدیهی و غیر قابل انکار را مطرح می‌نماید که همه ملل جهان فارغ از این که از چه مذهب و مکتبی و از چه نژاد و زبان و ملیتی برخوردار باشند، به حکومت و زمامدار احتیاج دارند. اوضاع و حیات روزمره این ملل در طول تاریخ، گویای همین واقعیت است که بدون حکومت و قدرت مدافع حقوق و بازدارنده از فساد و تعدی و ظلم، قادر به زندگی نبوده‌اند و چنان که حضرت امام رضا(ع) تصریح کردند، بدون حکومت و قانون روبه اضمحلال و انقراض می‌رفتند. زیرا اگر قدرت و حکومتی نباشد که به ایجاد نظم و جلوگیری از هرج و مرج بپردازد و افراد را از تعدی و تجاوز به حقوق یکدیگر باز دارد و امنیت و آرامش را مستقر گرداند. و آزادی و استقلال را پاس بدارد، تهاجم و تعدی علیه یکدیگر و غارت و چپاول و قتل و فساد، از عواملی خواهد بود که بقا و پایداری ملت‌های آشفته و فاقد حکومت را به شدت تهدید می‌نماید و از همین جا سقوط و نابودی چهره ظاهر می‌نمایدو به مرور جامعه‌ای که به هرج و مرج و تجاوز و ستم و فساد و کشتار گرفتار آمده است مضمحل و منهدم می‌گردد.

موضوع مهم دیگر این است که از دوران امامت حضرت علی(ع) تا دوره‌های امامت سایر ائمه دین(ع) و از جمله امامت حضرت علی بن موسی الرضا(ع)، جریان‌های وابسته به دو حکومت غاصب "اموی" و "عباسی" برای استمرار زمامداری خود و تداوم سیطره خویش بر مردم جامعه، درصدد ایجاد تفکرات مخالف اسلام در موضوع حکومت و زمامداری ائمه اطهار(ع) برآمدند. آنان در همان حال که خود "حکومت" می‌کردند، به نفی ضرورت حکومت می‌پرداختند! لکن آنچه در باره نفی ضرورت تشکیل حکومت و زمامداری تبلیغ و ترویج می‌کردند، علیه امامان معصوم (ع) بود، نه خود، و شگفت‌انگیز این که همان مردمی که حکمرانی و زمامداری بنی امیه و بنی عباس را مشاهده می‌کردند، درباره حکومت و زمامداری ائمه دین(ع) به تردید و ابهام می‌افتادند و این نبود جز در اثر فقدان معرفت دینی وضعف‌های عقیدتی و فکری که مانع دست یابی آنان به حقیقت می‌شد.

تردیدی وجود ندارد که فعالیت‌های مخرب تبلیغی امویان و عباسیان در به جهل و نادانی افکندن مردم نقش و تاثیر فراوانی داشت و آن ناپاکان از همین راه و با ترفندها و فریبکاری‌های مختلف توانستند مردم را در حقانیت و شایستگی امامان معصوم نسبت به حکومت بر جامعه و سرزمین اسلامی به تردید برسانند و در همان حال خود را که غاصب حق ائمه(ع) بودند "خلیفه خدا" و "جانشین رسول خدا" بدانند! شرایط و وضعیت تلخ و ناگواری که مولود فعالیت‌‌های جریان‌های فکری وابسته به امویان و عباسیان بود و مردم را به جهل و حمق افکند و از درک حقیقت امامت و رهبری که در وجود مقدس حضرت امام رضا(ع) متجلی شده بود عاجز و درمانده کرد، در گفتگوی ذیل با امام(ع) انعکاس یافته است:

"عبدالعزیز‌بن مسلم" می‌گوید:

ما در "مرو" به همراه امام رضا(ع) بودیم. یک روز در مسجد جامع آن انجمنی کردیم و مردم درباره امامت و رهبری صحبت کردند و اختلاف نظر فراوانی که در آن است یادآور شدند. من خدمت مولایم امام رضا(ع) رسیدم و آنچه مورد بحث و اختلاف مردم بود به آن حضرت عرض کردم. امام(ع) لبخندی زد و فرمود:

"ای عبدالعزیز، مردم به جهل و نادانی گرفتارند و در دین خود فریب خورده‌اند."

سخنان امام رضا(ع) به صراحت نشان از دو عارضه و آفت و آسیب در جامعه دارد. عارضه و آفت اول "جهل" است که همچون موریانه به پیکر "عقل" می‌افتد و پیشروی می‌کند و به مرور آن را می‌خورد و می‌پوساند، به گونه‌ای که پوسته‌ای از عقل و خرد باقی می‌ماند و محتوا و درون آن تهی می‌شود. انسان مبتلا به این جهل آماده است تا در معرض عارضه و آسیب دوم قرار گیرد که عبارت است از تاثیرپذیری از القائات جریان‌ها و عناصری که یا "ضددین" هستند و گرفتار در حلقه "الحاد"، یا "دیندار نفع‌طلب"و "سودجو" هستند که دیانت لقلقه زبان آنهاست و تا زمانی بر محور دین می‌چرخند که منافعشان برآورده گردد و آنگاه که سود و نفعشان به خطر افتد، اثری از آنان نیست

معمولا دینداران نفع طلب و مادی‌گرا با از کف دادن منافع خود، جذب "ظلمه" می‌شوند تا در دامان جائران فتوا به قتل "صالحان" دهند و یا در میدان رزم شمشیر به روی جهادگردان کشند، همان گونه که گروه اول به مباح بودن خون حسین(ع) فتوا دادند و گروه دوم با شمشیر بر او و اصحابش تاختند و سرها بر زمین انداختند.

تصریح حضرت امام رضا(ع) به وجود دو علت اساسی "جهل" و "فریب" در تشدید انحرافات عقیدتی - آن هم در موضوع روشن و واضح "امامت و رهبری" و در شرایطی که تجسم عینی آن یعنی "امام معصوم" حضور دارد - نشان می‌دهد که دشمنان همواره "بیدار" و "مکار" و "مهاجم" و "غالب" بوده‌اند و دوستان یعنی کسانی که نقش آگاه سازی و بینش آفرینی فکری و اجتماعی و سیاسی مردم جامعه را درهر عصر و زمان به عهده دارند، "خفته" و "دلمرده" و "مدافع" و "مغلوب" بوده‌اند!

حضرت امام رضا(ع) از همه شیوه‌ها و روش‌های فکری برای مطرح نمودن نظام سیاسی اسلام و اثبات ضرورت حکومت و نقش آفرینی امام و رهبر و زمامدار اسلامی در همه اعصار و زمان‌‌ها و از جمله در عصر غیبت با انتقال وظایف و مسئولیت‌های تدبیر و مدیریت برای اداره جامعه اسلامی به فقهای جامع‌الشرایط - که مدیر و مدبر و آگاه به زمان و شجاع و توانا باشند - استفاده می‌کرد. روش اخیر در کلام ژرفی که از نظر گذشت، روش عقلانی و با هدف نمایاندن وجود حکومت و زمامداری در همه ملل جهان برای ایجاد نظم و امنیت و آزادی و دفاع از حقوق مردم و جلوگیری از تعدی و تجاوز به حریم جان و مال و آبرو و ناموس افراد و دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشورها با دفع تهاجم خارجی می‌باشد و این‌ها واقعیت‌هایی هستند که اولا در کشور‌ها و ملت‌‌ها - درگذشته و حال - به ظهور و عینیت درآمده و ضامن پایداری و بقای آنها بوده و می‌باشد. ثانیا هر انسان آزاداندیش و آگاه و بصیر به ضرورت آن اذعان و اعتراف دارد. ثالثا همه راه‌ها را بر کسانی که اصل بدیهی ضرورت حکومت و زمامداری در جامعه را نفی می‌کنند، مسدود می‌سازد.

روزنامه جمهوری اسلامی 03/08/1389

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سوآپ Swap

سوآپ Swap

سوآپ در لغت به‌معنای معامله پایاپاى (ارز)، معاوضه، عوض کردن، مبادله کردن، بیرون کردن، جانشین کردن و اخراج کردن آمده و در اصطلاح، توافقی بین دو شرکت برای معاوضه جریان نقدی در آینده (با دو نوع پرداخت متفاوت از بدهی یا دارایی) است. قرارداد فوق تاریخ پرداخت و چگونگی محاسبه جریانات نقدی را که باید پرداخت شود مشخص می‌کند. معمولا محاسبه جریانات نقدی شامل ارزش‌های آتی یک یا چند متغیر بازار است. اولین قراردادهای سوآپ در اوایل دهه 1980 منعقد شدند. از آن زمان تاکنون بازار سوآپ رشد چشم‌گیری داشته است. در حال حاضر اکثر قراردادهای مشتقّات خارج از بورس به‌صورت سوآپ انجام می‌شود.
ابزار مشتقه Derivative Tool

ابزار مشتقه Derivative Tool

در برخی از قرارداها دارنده قرارداد، مجبور است یا این حق را دارد که یک دارایی مالی را در زمانی در آینده بخرد یا بفروشد. به‌جهت اینکه قیمت این‌گونه قرارداها از قیمت آن دارایی مالی مشتق می‌شود. از این‌رو این قرارداها را اوراق مشتقه می‌نامند.
بیمه Insurance

بیمه Insurance

یمه در زبان فرانسه Assurance، در انگلیسی Insurance و در زبان هندی و اردو "بیما" نامیده می‌شود. بنا به‌اعتقاد برخی، واژه بیمه از کلمه هندی بیما گرفته شده و به‌اعتقاد برخی دیگر، ریشه در زبان فارسی دارد و اصل آن همان "بیم" است؛ زیرا عامل اساسی انعقاد عقد بیمه، ترس و گریز از خطر است و به‌سبب همین ترس و به‌منظور حصول تامین، عقد بیمه وقوع می‌یابد
ریسک Risk

ریسک Risk

ریسک، نوعی عدم اطمینان به آینده است که قابلیت محاسبه را داشته باشد. اگر نتوان میزان عدم اطمینان به آینده را محاسبه کرد، ریسک نیست؛ بلکه فقط عدم اطمینان است؛ به‌همین جهت به‌دلیل محاسبه مقداری عدم اطمینان در قالب ریسک می‌توان آن‌را مدیریت و کنترل کرد. ریسک در زبان چینیان نیز با دو علامت تعریف می‌شود که اولی به‌معنی خطر و دومی به مفهوم فرصت است
مهندسی مالی Financial Engineering

مهندسی مالی Financial Engineering

مهندسی مالی شامل طراحی، توسعه، استقرار ابزارها و فرایند مالی و همچنین طراحی مجدد راه‌حل‌های خلاقانه برای مسائل موجود در مالی است. به‌عبارت دیگر مهندسی مالی عبارت از به‌کارگیری ابزارهای مالی برای‌ ساختاربندی مجدد پرتفوی (سبد سهام) مالی و تبدیل‌ آن به پرتفویی با خصوصیات مطلوب‌تر است. عجین شدن زندگی انسان با مسائل و پیچیدگی بازار و نهادهای پولی و مالی، نیاز جدی و مبرمی به دانشی خاص برای رفع‌ این نیازها به‌وجود آورده است.

پر بازدیدترین ها

سوآپ Swap

سوآپ Swap

سوآپ در لغت به‌معنای معامله پایاپاى (ارز)، معاوضه، عوض کردن، مبادله کردن، بیرون کردن، جانشین کردن و اخراج کردن آمده و در اصطلاح، توافقی بین دو شرکت برای معاوضه جریان نقدی در آینده (با دو نوع پرداخت متفاوت از بدهی یا دارایی) است. قرارداد فوق تاریخ پرداخت و چگونگی محاسبه جریانات نقدی را که باید پرداخت شود مشخص می‌کند. معمولا محاسبه جریانات نقدی شامل ارزش‌های آتی یک یا چند متغیر بازار است. اولین قراردادهای سوآپ در اوایل دهه 1980 منعقد شدند. از آن زمان تاکنون بازار سوآپ رشد چشم‌گیری داشته است. در حال حاضر اکثر قراردادهای مشتقّات خارج از بورس به‌صورت سوآپ انجام می‌شود.
ریسک Risk

ریسک Risk

ریسک، نوعی عدم اطمینان به آینده است که قابلیت محاسبه را داشته باشد. اگر نتوان میزان عدم اطمینان به آینده را محاسبه کرد، ریسک نیست؛ بلکه فقط عدم اطمینان است؛ به‌همین جهت به‌دلیل محاسبه مقداری عدم اطمینان در قالب ریسک می‌توان آن‌را مدیریت و کنترل کرد. ریسک در زبان چینیان نیز با دو علامت تعریف می‌شود که اولی به‌معنی خطر و دومی به مفهوم فرصت است
بیمه Insurance

بیمه Insurance

یمه در زبان فرانسه Assurance، در انگلیسی Insurance و در زبان هندی و اردو "بیما" نامیده می‌شود. بنا به‌اعتقاد برخی، واژه بیمه از کلمه هندی بیما گرفته شده و به‌اعتقاد برخی دیگر، ریشه در زبان فارسی دارد و اصل آن همان "بیم" است؛ زیرا عامل اساسی انعقاد عقد بیمه، ترس و گریز از خطر است و به‌سبب همین ترس و به‌منظور حصول تامین، عقد بیمه وقوع می‌یابد
بودجه Budget

بودجه Budget

ریشه واژه بودجه، کلمه غیر رایج و قدیمی فرانسوی بوژت (budget)، به‌معنای کیف یا کیسه چرمی است. بودجه شامل دریافتی‌ها و پرداخت‌های دولت است؛ که دریافت‌ها شامل مالیات مستقیم و غیرمستقیم (T) و پرداخت‌های آن شامل پرداخت‌های انتقالی (TR) و هزینه‌های دولت (G) است.
Powered by TayaCMS