دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عکس مستوی

No image
عکس مستوی

كلمات كليدي : قضيه،عکس، عکس مستوي، کيف، صدق، کذب، موجبه کليه، موجبه جزئيه، سالبه کليه، سالبه جزئيه

نویسنده : مهدي افضلي

راز پرداختن به عکس قضایا به طور عموم برای آن است که گاه برای اثبات یک مطلب نیازمند آن است که یک قضیه دیگر اثبات شود که با قضیه مورد نظر ارتباطی دارد. عکس مستوی یک قضیه که در آن موضوع و محمول قضیه اصلی جا به جا شده و در این جابجایی کیف و صدق باقی مانده است از جمله این امور است. گاه اثبات اصل یک قضیه به هر دلیلی ممکن است مشکل باشد، در این صورت ممکن است بتوان از طریق تبدیل موضوع و محمول، البته با بقای صدق و کیف آنرا به قضیه دیگری تبدیل کرد و در نتیجه تحت شرایطی که بیان می‌شود قضیه اصلی مورد نظر اثبات شود.

عکس مستوی عبارت از:

"تبدیل طرفین قضیه (موضوع و محمول) با حفظ صدق و کیفیت آن "

مراد این است که ما قضیه‌ای را که صادق انگاشته‌ایم، اینک می‌خواهیم آن را با جابجا کردن دو طرف به قضیه‌ای دیگر تبدیل کنیم که در صدق و سلب و ایجاب تابع قضیه مفروض الصدق است. اگر قضیه حملیه باشد موضوع قضیه‌ مفروض در قضیه دوم محمول و محمول آن در جا‌یگاه موضوع قرار می‌گیرد. در شرطیه نیز مقدم به تالی بدل می‌شود و تالی به مقدم.

قضیه اولی مفروض الصدق را "اصل" و قضیه دوم را "عکس مستوی" می‌نامند. معنای بقای صدق آن است که هرگاه قضیه اصل صادق فرض شود قضیه عکس بر فرض صدق اصل صادق خواهد بود. به عنوان مثال اگر قضیه "هر انسان حیوان است"، صادق باشد قضیه "بعضی از انسانها حیوانند" که عکس آن است نیز صادق خواهد بود.

البته تبعیت قضیه عکس در کذب از قضیه اصل لازم نیست،‌ چه بسا اصل کاذب، ولی عکس صادق باشد، مانند: "هر حیوانی انسان است" و "بعضی انسان‌ها حیوانند". اما اصل در کذب تابع کذب عکس هست، هرگاه عکس کاذب باشد اصل نیز کاذب خواهد بود، مانند: "هر انسانی سنگ است" و "بعضی سنگ‌ها انسان‌اند".

شرایط عکس مستوی

1) لازم است دو طرف قضیه جابجا شوند؛

2) کیفیت در قضیه یعنی سلب و ایجاب باقی باشد؛

3) صدق قضیه نیز حفظ شود.

البته بقای صدق در برخی موارد موجب بقای کمیت قضیه نیز هست، ولی باقی ‌ماندن کمیت به طور کلی لازم نیست و منطق‌دانان آنرا شرط ندانسته اند، بلکه گاهی لازم است حتما کم قضیه تغییر کند.

در بحث از قضایای محصوره منطق‌دانان چهار نوع قضیه را شناسایی کرده اند‌: موجبه کلیه، سالبه کلیه، موجبه جزئیه و سالبه جزئیه. با توجه به شرایط پیش‌ گفته اینک بیان می‌شود که کدام یک از اقسام مورد نظر عکس مستوی دارند و کدام یک فاقد عکس مستوی می‌باشند.

عکس مستوی موجبه‌ها

عکس موجبه کلیه و موجبه جزئیه، موجبه جزئیه است، اگر گفته شود: "هر انسانی حیوان است" و "بعضی انسان‌ها حیوان است" در هر دو صورت این قضیه صادق خواهد بود که "بعض‌ی حیوان‌ها انسان است".

اثبات مطلب به این طریق است که در قضایای موجبه کلیه همیشه محمول یا اعم از موضوع است یا با آن مساوی است. در هر دو صورت چیزی که با تبدیل آن به عکس مستوی حتما صادق است موجبه جزئیه است. ولی اگر به موجبه کلیه تبدیل شود در صورت اعم بودن محمول، قضیه کاذب خواهد بود. در مثال پیش‌ گفته قضیه "بعضی حیوان‌ها انسان است" صادق و "هر حیوانی انسان است" قطعا کاذب خواهد بود. لذا برای آن که یک قاعده کلی فراهم آید منطق‌دانان عکس موجبه کلیه را موجبه جزئیه دانسته‌اند. در جزئیه نیز اگر محمول اعم مطلق یا اعم من وجه از موضوع باشد قطعا تبدیل آن به موجبه کلیه کاذب خواهد بود، هر چند تبدیل آن به موجبه کلیه در صورتی که محمول مساوی یا اخص مطلق باشد اشکالی نخواهد داشت. در این مورد نیز به دلیل آنکه موجبه جزئیه در تمام موارد صادق است، لذا عکس مستوی موجبه جزئیه را نیز موجبه جزئیه انگاشته اند. از باب مثال اگر گفته شود: "بعضی از انسان‌ها‌ حیوان‌اند"، قضیه "بعضی از حیوان‌ها انسان اند" صادق و "هر حیوانی انسان است" کاذب می‌باشد؛ چون محمول اعم مطلق است.

اگر گفته شود "بعضی از حیوان‌ها انسان است" قضیه "بعضی از انسان‌ها حیوان است" و "هر انسانی حیوان است" هر دو صادق‌اند؛ چون محمول اخص مطلق است.

اگر گفته شود "بعضی از انسان‌ها خردمند هستند"، قضیه "هر خردمندی انسان است" و قضیه "بعضی از خردمند‌ها انسان‌اند" هر دو صادق است.

اگر گفته شود "بعضی از پرندگان سفید‌اند" قضیه "هر سفیدی پرنده است" کاذب و "بعضی از سفید‌ها پرنده‌اند" صادق خواهد بود.

چنان‌که ملاحظه می‌شود در تمام موارد موجبه جزئیه صادق است؛ لذا عکس آنرا موجبه جزئیه دانسته‌اند.

عکس مستوی سالبه‌ها

سالبه‌ کلیه به سالبه کلیه بدل می‌شود. بنابراین اگر قضیه "هیچ جانداری سنگ نیست" درست باشد عکس مستوی آن یعنی "هیچ سنگی جاندار نیست" نیز صادق خواهد بود.

اما سالبه جزئیه عکس مستوی ندارد، زیرا موضوعش می‌تواند اعم از محمول باشد. در این صورت به هیچ عنوان نمی‌توان آنرا از محمول سلب کرد. از باب نمونه قضیه "بعضی از جانداران انسان نیستند"، نمی‌توان گفت: "هیچ انسانی جاندار نیست"،‌ یا "بعضی از انسان‌ها جاندار نیستد"؛ چون هر دو کاذب اند، در حالی‌ که اصل آن صادق است و پیش از این بیان شد که قضیه عکس در صدق تابع اصل است.

قضایای منفصله نیز به دلیل آن‌ که هدف مورد نظر از عکس مستوی را تامین نمی‌کنند، نزد منطق‌دانان عکس ندارند. بدین رو عکس مستوی صرفا مربوط با قضایای متصله است و از میان قضایای متصله نیز سالبه جزئیه فاقد عکس مستوی می‌باشد.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سوآپ Swap

سوآپ Swap

سوآپ در لغت به‌معنای معامله پایاپاى (ارز)، معاوضه، عوض کردن، مبادله کردن، بیرون کردن، جانشین کردن و اخراج کردن آمده و در اصطلاح، توافقی بین دو شرکت برای معاوضه جریان نقدی در آینده (با دو نوع پرداخت متفاوت از بدهی یا دارایی) است. قرارداد فوق تاریخ پرداخت و چگونگی محاسبه جریانات نقدی را که باید پرداخت شود مشخص می‌کند. معمولا محاسبه جریانات نقدی شامل ارزش‌های آتی یک یا چند متغیر بازار است. اولین قراردادهای سوآپ در اوایل دهه 1980 منعقد شدند. از آن زمان تاکنون بازار سوآپ رشد چشم‌گیری داشته است. در حال حاضر اکثر قراردادهای مشتقّات خارج از بورس به‌صورت سوآپ انجام می‌شود.
ابزار مشتقه Derivative Tool

ابزار مشتقه Derivative Tool

در برخی از قرارداها دارنده قرارداد، مجبور است یا این حق را دارد که یک دارایی مالی را در زمانی در آینده بخرد یا بفروشد. به‌جهت اینکه قیمت این‌گونه قرارداها از قیمت آن دارایی مالی مشتق می‌شود. از این‌رو این قرارداها را اوراق مشتقه می‌نامند.
بیمه Insurance

بیمه Insurance

یمه در زبان فرانسه Assurance، در انگلیسی Insurance و در زبان هندی و اردو "بیما" نامیده می‌شود. بنا به‌اعتقاد برخی، واژه بیمه از کلمه هندی بیما گرفته شده و به‌اعتقاد برخی دیگر، ریشه در زبان فارسی دارد و اصل آن همان "بیم" است؛ زیرا عامل اساسی انعقاد عقد بیمه، ترس و گریز از خطر است و به‌سبب همین ترس و به‌منظور حصول تامین، عقد بیمه وقوع می‌یابد
ریسک Risk

ریسک Risk

ریسک، نوعی عدم اطمینان به آینده است که قابلیت محاسبه را داشته باشد. اگر نتوان میزان عدم اطمینان به آینده را محاسبه کرد، ریسک نیست؛ بلکه فقط عدم اطمینان است؛ به‌همین جهت به‌دلیل محاسبه مقداری عدم اطمینان در قالب ریسک می‌توان آن‌را مدیریت و کنترل کرد. ریسک در زبان چینیان نیز با دو علامت تعریف می‌شود که اولی به‌معنی خطر و دومی به مفهوم فرصت است
مهندسی مالی Financial Engineering

مهندسی مالی Financial Engineering

مهندسی مالی شامل طراحی، توسعه، استقرار ابزارها و فرایند مالی و همچنین طراحی مجدد راه‌حل‌های خلاقانه برای مسائل موجود در مالی است. به‌عبارت دیگر مهندسی مالی عبارت از به‌کارگیری ابزارهای مالی برای‌ ساختاربندی مجدد پرتفوی (سبد سهام) مالی و تبدیل‌ آن به پرتفویی با خصوصیات مطلوب‌تر است. عجین شدن زندگی انسان با مسائل و پیچیدگی بازار و نهادهای پولی و مالی، نیاز جدی و مبرمی به دانشی خاص برای رفع‌ این نیازها به‌وجود آورده است.

پر بازدیدترین ها

مطلوبیت Utility

مطلوبیت Utility

مهندسی مالی Financial Engineering

مهندسی مالی Financial Engineering

مهندسی مالی شامل طراحی، توسعه، استقرار ابزارها و فرایند مالی و همچنین طراحی مجدد راه‌حل‌های خلاقانه برای مسائل موجود در مالی است. به‌عبارت دیگر مهندسی مالی عبارت از به‌کارگیری ابزارهای مالی برای‌ ساختاربندی مجدد پرتفوی (سبد سهام) مالی و تبدیل‌ آن به پرتفویی با خصوصیات مطلوب‌تر است. عجین شدن زندگی انسان با مسائل و پیچیدگی بازار و نهادهای پولی و مالی، نیاز جدی و مبرمی به دانشی خاص برای رفع‌ این نیازها به‌وجود آورده است.
کشش متقاطع Elasticity

کشش متقاطع Elasticity

اثر درآمدی Income Effect

اثر درآمدی Income Effect

اثر درآمدی در قیمت یک کالا عبارت از تغییر در مقدار مورد تقاضا، در نتیجه تغییر در درآمد حقیقی است؛ در حالی که سایر قیمتها و درآمد پولی ثابت نگه داشته شوند
No image

رقابت Competition

Powered by TayaCMS