دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آثار ايمان به خدا در زندگی

No image
آثار ايمان به خدا در زندگی

 

تأثيري كه ايمان به خدا بر فكر و روح انسان مي‌گذارد خود داراي فواید متعددي است كه بخشي از آنها شامل موارد ذيل است:

آرامش روحی

مراد از آرامش روحي مؤمن اين نيست كساني كه ايمان به خدا دارند با مشكلات مواجه نمي‌شوند يا اينكه اين افراد به راحتى همه گردنه هاى زندگى را طى مي‌كنند؛ چراكه زندگى انسان همواره مملو از مشكلات، فراز و نشيب‌ها و موانع است. اما كساني كه ايمان واقعي به خدا دارند با وجود همه مشكلاتى كه سر راه آنها وجود دارد با آرامش كامل روحي بدون هيچ ترس و ناراحتي مشكلات را از سر راه خود برداشته و فراز و نشيب هاى زندگى را طى مي‌كنند تا به سر منزل مقصود برسند. به همين دليل چنين افرادي هرگز دچار بيماري‌هاي روحي و رواني كه معمولاً افراد بي‌ايمان گرفتار آن مي‌شوند، نخواهند شد. اما اينكه چه رابطه‌اي بين ايمان به خدا و آرامش انسان وجود دارد آن را بايد در ويژگي مؤمنان جست‌وجو نمود كه در اينجا فقط به چند مورد اكتفا مي‌نماييم. اول اينكه: كساني‌ كه به خدا ايمان دارند؛ او را به عنوان قدرتي بي‌منتها دوست و ياور خود مي‌دانند كما اينكه خداوند متعال در آيه 257 سوره بقره وعده داده: ‌الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي النور. خداوند ياور مؤمنان است و آنها را از تاريكي به روشنايي مي‌برد. دوم: كساني كه به خدا ايمان دارند، بر او توكل مي‌كنند زيرا قرآن، سوره طلاق/ 3 مى‌فرمايد: و منْ يتوكّلْ على‌الله فهُو حسْبُهُ هر كس بر خدا توكل كند، خدا او را كافى است. سوم: كساني كه به خدا ايمان دارند، نتايج امور را به او واگذار مي‌كنند. افرادي كه به خدا ايمان دارند با تكيه و اعتماد بر خداوند پس از انجام امور نتيجه كارشان را به او واگذار مي‌كنند و اگر آن كار به نتيجه مطلوب نرسيده يقين دارند كه حتما خداوند تنها دوست و ياور آنهاست اين مسأله را به صلاح بنده وي نمي‌دانسته لذا از اين جهت آرامش دارند كه اگر چه كارشان به نتيجه نرسيده اما ضرري متوجه آنها نشده چرا كه حتماً خداوند اين امر را به صلاح فرد نمي‌دانسته است. چهارم: كساني كه به خدا ايمان دارند، به قضاي الهي راضي هستند. پنجم: كساني كه به خدا ايمان دارند، در برابر امر خدا تسليم هستند.

ايمان به خدا سطح خواسته‌هاي انسان را ارتقا مي‌دهد:

 ايمان به خدا مقاصد و آرمانها و خواسته‌هايي از ما را كه به حكم طبيعت و غريزه بر محور فرديت و خودخواهي است از ما مي‌گيرد و در عوض مقاصد و آرمانهايي بر محور عشق و علاقه معنوي و روحاني به ما مي‌دهد و در رسيدن انسان به مقاصد و آرمانها و در پيمودن راه به سوي آن مقاصد و اهداف مدد مي‌دهد.

خوشبينى:

يكى از آثار ايمان به خدا، خوشبينى به جهان خلقت و هستى است. ايمان به تلقى انسان از جهان شكل خاصى مى دهد، به اين نحو كه آفرينش را هدفدار و هدف را خير و تكامل و سعادت معرفى مى‌كند. طبعاً اين طرز تلقى از جهان ديد انسان را نسبت به نظام كلى هستى و قوانين حاكم بر آن خوشبينانه مى‌سازد.

اميدوارى:

فرد با ايمان با ابزار خوشبينى و در پرتو روشن دلى، به نتيجه مطلوب تلاش هاى خود اميدوار است. در منطق فرد باايمان، جهان نسبت به تلاش هاى او بى طرف و بى تفاوت نيست، بلكه دستگاه آفرينش حامى افرادى است كه در راه حق و حقيقت و درستى و عدالت و خيرخواهى تلاش مى كنند.

اطمينان خاطر:

از ديگر فواید ايمان به خدا اطمينان خاطر است. انسان فطرتاً جوياي سعادت خويش است و از تصور رسيدن به سعادت غرق در مسرت مي‌شود و از فكر يك آينده شوم و مقرون به محروميت لرزه بر اندامش مي‌افتد و سخت دچار دلهره و اضطراب مي‌گردد. اطمینان به خداوند مایه آرامش و انگیزه تلاش انسان در زندگی می‌شود.

هدف‌دار شدن زندگي و نجات از پوچی: يكي ديگر از آثار پربركت ايمان به خدا هدفمند بودن در كارهاست زيرا مؤمن مي‌داند كه به خودي خود به وجود نيامده و خداوندي حكيم او را به صحنه گيتي آورده و براي هدف بس بزرگي كه همانا عبوديت و بندگي پروردگار و جانشيني او در زمين است، خلق شده است و مي‌‌داند كه بايد از رفتار و گفتارش حساب بكشد، قبل از اينكه روز حساب فرا برسد و مي‌‌داند كه بايد كار كند تا زندگي كند نه اينكه زندگي كند تا كار كند.

احساس عزت و غلبه:

كسى كه دلش با حق تعالى پيوند خورده است، ممكن نيست كه ترس و بيم داشته باشد. مؤمن هميشه خود را غالب مى‌ داند، چون با خداوند پيوند دارد كه همه عوالم وجود مسخر او هستند. در آيات قرآن صفت «عزت» اختصاصاً براى مؤمن به كار رفته است. عزت حالتى است براى روح كه خويش را غالب مى‌بيند. چه كسى مى‌ترسد؟ آنكه خود را مغلوب مى‌نگرد. آنگاه كه از جنود نفس كه دشمنان درونى‌اند شكست خورد، از همه موجودات بيرونى نيز مى‌ترسد.

وقت‌شناسی و نظم:

از ديگر فواید ايمان به خدا اين است كه انسان را وقت شناس و منظم مي‌نمايد كساني كه به خدا ايمان دارند از اوقات خويش در راه بهتر عبادت كردن خداوند و استفاده بيشتر از لحظات زندگي و سرعت گرفتن در انجام اعمال صالح بهره مي‌برند به همين دليل در نظم بخشيدن به زندگي خود بسيار كوشا هستند.

نترسيدن از غير خدا:

از آنجا كه انسان مؤمن به واسطه ايمان، با خداوندي كه همه امكانات و قدرت‌ها در اختيار اوست پيوند مي‌‌يابد، از هيچ موجودي به غير از خدا نمي‌ترسد.

تأثير در ديدگاه و نگرش در تمامی ابعاد زندگی: كسي كه به خدا ايمان دارد همه‌چيز را در اين دنيا خلاصه نمي‌كند بلكه علاوه بر اين دنيا به دنيايي فراتر از جهان هستي نيز اعتقاد دارد. تمامي اعمال و رفتار خود را بر همين اساس تنظيم مي‌نمايد به عنوان نمونه قيافه مرگ در چشم فرد با ايمان با آنچه در چشم فرد بى ايمان مى نمايد، عوض مى شود. از نظر چنين فردى ديگر مرگ، نيستى و فنا نيست. انتقال از دنيايى فانى و گذرا به دنيايى باقى و پايدار، و از جهانى كوچك‌تر به جهانى بزرگ‌تر است. مرگ منتقل شدن از جهان عمل و كشت است به جهان نتيجه و محصول. از اين رو چنين فردى نگراني‌هاى خويش را از مرگ، با كوشش در كارهاى نيك كه در زبان دين «عمل صالح» ناميده مى‌شود برطرف مى سازد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS