دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آثار خوش‌گمانی به خدا

امام هشتم(ع) فرمود: احسن‌الظن بالله فان من حسن ظنه بالله کان الله عند ظنه - به خدا خوش‌بین باش زیرا هر کس به خداوند خوش‌گمان باشد، خدا نیز با گمان خوش او همراه است.
آثار خوش‌گمانی به خدا
آثار خوش‌گمانی به خدا

امام هشتم(ع) فرمود: احسن‌الظن بالله فان من حسن ظنه بالله کان الله عند ظنه - به خدا خوش‌بین باش زیرا هر کس به خداوند خوش‌گمان باشد، خدا نیز با گمان خوش او همراه است.(تحف‌العقول، ص 472)

حضرت در فراز دیگری می‌فرماید: به خدا خوش‌بین باشید، زیرا خداوند می‌فرماید: من نزد گمان بنده مؤمن خویش هستم. اگر گمان او به من خوب است، رفتار من نیز با وی خوب است و چنانچه گمان او بر من بد باشد، رفتار من نیز با وی بد خواهد بود. (اصول کافی، ج3، ص 116)

به نظر می‌رسد که ویژگی حسن ظن به خدا از نتایج و از لوازم رجاء و امیدواری به خداست. زیرا در روایت داریم که: خوش‌گمانی انسان به خدا به مقدار امیدی است که به او دارد. (درس‌هایی از اخلاق، ص 91؛ غررالحکم، ج2، ص 65) بنابراین به هر میزان که آدمی امیدش به رحمت بی‌پایان الهی افزایش یابد، گمان او نیز به خداوند نیکوتر خواهد شد. برعکس چنانچه امیدواری‌اش کاستی پیدا کند، گمان وی نیز بدتر می‌شود.

خوش‌گمانی به خدا از عوامل بسیار مؤثر در تربیت اسلامی است. گاهی ممکن است انسان به خاطر کثرت گناهان و نیز به خاطر وعده‌های فراوان عذاب و آتش برای کافران و گناهکاران، دچار خوف و نگرانی بیش از اندازه شود و در نتیجه یأس و ناامیدی سراسر وجود او را فرا بگیرد. اما صفت حسن‌ظن می‌تواند او را با وجود داشتن گناهان بی‌شمار به رحمت و مغفرت پروردگار امیدوارتر کند.

راه تقویت خوش‌گمانی به خدا

چگونه می‌توانیم خوش‌گمانی را در خود تقویت کنیم؟ پاسخ این است که: خوش‌گمانی و بدگمانی مربوط به حوزه فکر و نگرش انسان است. چنانچه آگاهی دینی آدمی افزایش یافته و نگاه‌های غلط وی اصلاح شود، در آن صورت امید و خوش‌بینی به وجود می‌آید. از باب نمونه در معارف اسلامی آمده است: 1) رحمت و فضل و کرم پروردگار از غضب و کیفر و عذابش پیشی دارد. 2) خیر دنیا و آخرت به مؤمنی داده نشده مگر به خاطر خوش‌گمانی و امیدش به خدا. 3) خدا کریم است و همه خیرات، دست اوست و حیا می‌کند از اینکه بنده مؤمنش به او گمان نیک داشته باشد و خدا خلاف گمان و امید انسان رفتار کند. 4) حسن ظن به خدا این است که به غیر خدا امیدوار نباشی و جز از گناه خود نترسی. 5) رسول اکرم(ص) تأکید می‌فرماید: باید هیچ‌یک از شما وفات نکند مگر اینکه به خدا خوش‌گمان باشد. (درس‌هایی از اخلاق، ص 92؛ اصول کافی، ج3، ص 116-115؛ معراج‌السعاده، ص 173)

نقل می‌کنند که امام صادق(ع) جویای احوال یکی از اصحابش شد. گفتند بیمار است. حضرت به عیادت او رفته و بالای سر او نشستند. دیدند در حال مرگ است. فرمود: به خدا خوش‌بین باش، گفت: گمانم به خدا نیک است اما برای دخترانم نگران هستم. فرمود: به همان خدایی که دوست داری خوبی‌هایت را چند برابر کند و گناهانت را بیامرزد، برای اصلاح و تدبیر امور دخترانت نیز امیدوار باش. (منتهی‌الامال، ج2، ص199)

امید به فضل خدا

مرحوم اسماعیل دولابی می‌فرمود: اقرأ کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا(اسراء 14) یعنی خودت نامه عملت را بخوان که امروز برای رسیدگی به حسابت، خودت کفایت می‌کنی. چنانچه با سوءظن نگاه کنی، می‌گویی خدا فرمود: برو خودت بخوان و ببین که چقدر خرابکاری کرده‌ای و با پای خود جهنم برو. اما اگر با حسن ظن به آن نگاه کنی، می‌گویی: چقدر آقایی کرد که خودش نگاه نکرد و به من اعتماد نمود و گفت خودت را قبول دارم، خودت بخوان - در این صورت خودت هم آن را نمی‌خوانی و به فضل او اکتفا می‌کنی و آن را پاره کرده و به بهشت می‌روی.(مصباح‌الهدی ص 181)

پیامبر(ص) فرمود: هیچ‌ کس نیست که عمل و طاعتش باعث نجات وی شود. پرسیدند: شما چطور؟ فرمود: نه، من هم اهل نجات نیستم مگر اینکه رحمت خدا شامل ما شود. (معراج‌السعاده، ص 231)

البته معنای خوش‌گمانی این نیست که وظایف دینی خود را انجام نداده و مرتب گناه کنیم و بعد بگوییم به خدا خوش‌بین هستیم. شخصی به امام صادق(ع) گفت: عده‌ای گناه می‌کنند و می‌گویند: ما امیدواریم و همواره چنین‌اند تا اینکه مرگشان فرا می‌رسد. فرمود: اینها در میان آرزوها غوطه‌ور هستند و دروغ می‌گویند و امیدوار نیستند. زیرا هرکس به چیزی امیدوار باشد آن را طلب می‌کند و از هر چیزی که می‌ترسد از آن فرار خواهد کرد.(اصول کافی، ج3، ص 114)

* محمدمهدی رشادتی

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: شنبه 27 آبان ماه 1396

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS