دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آثار فردی و اجتماعی ظلم

No image
آثار فردی و اجتماعی ظلم

خيلي از مصائب، مشكل‌ها و گرفتاري‌ها حاصل بي‌توجهي به حقوق غير و ظلمي است كه در حق ديگران روا مي‌داريم و برعكس رعايت حقوق ديگران و احترام آنان، موجب سلب عذاب دنيوي مي‌شود. در متنی در خبرگزاری مهر چنین آمده است: ظلم در لغت به معناي ستم و آزار است. اصل آن به معناي ناقص كردن و كم كردن حق يا گذاشتن شي در غير موضع خود است. بنابراين آزار رساندن به ديگران و حق ديگران را پايمال كردن از مصاديق آشكار و بارز ظلم است. ظلم از اعظم گناهان است. با كمي دقت و تحليل عقلي بايد گفت زشتي گناهان ديگر هم به مقدار ظلمي است كه در آنهاست. در واقع ظلم خروج از عدالت و حد وسط است و عدل نيز دادن حق هر صاحب حق است و دوام و بقاي حيات به عدل است. حضرت رسول اكرم (ص) مي‌فرمايد: بالعدل قامت السموات والارض». يكي از فلسفه‌های بعثت انبياء در سوره مباركه حديد آيه 25 برقراري قسط بيان شده است: همانا ما پيغمبران خود را با ادله و معجزات فرستاديم و برايشان كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم به راستي و عدالت گرايند و آهن را كه در آن هم سختي و كارزار و هم منافع بسيار بر مردم است نيز براي حفظ عدالت آفريديم تا معلوم شود كه خداوند رسلش را با ايمان قلبي ياري خواهد كرد كه خدا بسيار قوي و مقتدر است. ظالمان، بيدادگران و ستمگران از فلاح و رستگاري و سعادت بي‌بهره‌اند و نصيبي نخواهد برد و در گروه شقاوتمندان و تيره بختان قرار خواهند گرفت، بنابراين واژه ظلم چنان مفهوم جامعي دارد كه هرگونه نگاه و فسادي را در بر مي‌گيرد. هر نوع ستم و ظلم از سوي ستمگران، براي آنان اثر وضعي به جا خواهد گذاشت، اثر وضعي ظلم در دنيا اين است كه سرانجام انسان ستمگر و ظالم، در دنيا به نابودي و بدبختي خواهد رسيد و در آخرت نيز هرگز روي سعادت و رستگاري را نخواهد ديد و در دوزخ ابدي گرفتار خواهد شد. از نظر قرآن هر كسي كه به نفس خود يا به غير ظلم كند ظالم است. در عرف، ظلم به غير و كسي را كه به حقوق مردم تجاوز مي‌كند مي‌گوييم ظالم، ولي ظلم در قرآن مجيد اعم است از كسي كه ظلمش به غير يا خود يا حق‌الله باشد و بزرگ‌ترين ظلم شرك به خداست. بر اساس خطبه 176 امام علي(ع) در نهج البلاغه ستم بر سه گونه است: ستمي كه نابخشودني است، ستمي كه بازخواست شود و ستمي كه بخشيده شود. ستمي كه نابخشودني است شرك به خدا است. خداي متعال مي‌فرمايد: خداوند گناه شرك به خودش را نمي‌آمرزد (سوره مباركه نساء آيه 48). ستمي كه بخشوده مي‌شود ظلم كردن بنده در حق خويش است، به هنگام ارتكاب برخي از گناهان كوچك و اما ستمي كه از آن بازخواست شود ظلم كردن بعضي از بندگان بر بعضي ديگر است. قصاص در قيامت سخت است. بدترين ظلم‌ها، ظلم به ضعيف است. فرق نمي‌كند، چه در روابط خانوادگي و چه در روابط اجتماعي، بدين معنا كه در كانون خانواده نبايد احترام بر مبناي ترس باشد و انجام تكاليف بر محور آگاهي و مسئوليت‌پذيري صورت نگيرد، بلكه ناشي از ترس از اقتدار بزرگ‌ترها باشد، هميشه كوچك‌ترها از اعمال قدرت بزرگ‌ترها در ترس و اضطراب باشند و بزرگ‌ترها مطيع محض بودن ضعفا و كوچك‌تر را بدون درك از وظايف آن را اقتدار مديريتي تلقي كرده و خود را با جربزه بدانند يا در روابط اجتماعي تحت هر عنواني از موقعيت خودش سوءاستفاده كرده و به زيردستان يا ارباب رجوع ظلم كند و به تدريج اهداف سازماني را فداي منافع شخصي و ارضاي قدرت و جاه طلبي نمايد. بنابراين چه محيط خانواده باشد يا اداري و... در صورت فقدان درك و اقدام متقابل و وظيفه‌شناسي و مسئوليت‌پذيري، حاكميت جبر و زور و ظلم و اقتدار و توسل به قوه قهريه سبب مي‌شود آن جامعه بي‌روح و زوال‌پذير باشد. پيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايد: ملك و فرمانروايي با كفر قابل بقاست، ولي با ظلم قابل بقا نيست. پس اگر ما دو جمعيت داشته باشيم، يك جمعيت مسلمان ولي نسبت به همديگر ظالم باشند و جمعيت ديگر كافر، اما نسبت به خودشان عدالت و انصاف داشته باشند، از نظر دنيوي جامعه كافراني كه اهل عدالتند پايدارتر است. تاريخ بارها و بارها اين حقيقت را اثبات كرده كه دنيا ممكن است با كفر ادامه يابد، اما با ظلم قابل دوام نيست. از اين رو قرآن به ظالمان هشدارهايي مي‌دهد: افرادي كه ظلم مي‌كنند خدا لطفش را از آنان برمي‌دارد، هدايتشان نمي‌كند و آنان راه هدايت و حق را به سبب آنكه اسبابش را از دست داده‌اند پيدا نمي‌كنند. (سوره مباركه بقره، آيه 258) . افرادي كه ظلم مي‌كنند، رستگار نمي‌شوند (سوره مباركه انعام آيه 21) . براي ظالمان روز قيامت شفيع و دلسوزي نيست (سوره مباركه غافر آيه 11) . ظالمان نبايد نسبت به نتيجه ظلمشان خوشحال باشند، از اينكه احتكار كردند، گران فروشي يا كم فروشي كردند و... باعث خواهد شد كه از طريق ديگر به اشكال مختلف آن ظلم‌ها به خودشان برگردد. ظلم به هر شكل و نوعي مذموم است، زيرا جزاي تكويني ظلم موجب تخريب قلوب مي‌شود، دل رحيم را قسي مي‌كند و فرد، سنگدل مي‌شود. ظلم روح پاك را آلوده مي‌كند و از بين مي‌برد. امام سجاد (ع) مي‌فرمايد: اگر كسي به مسلمان و برادر ديني خود ظلم بكند، از مدار ما اهل بيت (علیهم‌السلام) خارج مي‌شود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS