دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آخرت؛ روز جمع يا اجتماع

No image
آخرت؛ روز جمع يا اجتماع

بر اساس آموزه هاي قرآني آخرت روز جمع است نه اجتماع همان طوري که دنيا روز اجتماع است که بطور طبيعي روز جمع نيز خواهد بود.

جمع به معناي گردهمايي و اضافه شدن افراد با حفظ هويت و شخصيت خودشان است. در حالت جمع ممکن است شخص در ميان ديگران باشد، ولي در همان حال تنها باشد. به قول معروف، من در ميان جمع و دلم جاي ديگر است.

افرادي که در جمع و جمعيتي هستند، ممکن است با هم ارتباط داشته باشند و ممکن است نداشته باشند. اگر اين ارتباط باشد، اجتماع حاصل مي شود وگرنه همان جمعيت خواهد بود. در خيابان شما جمعيت را مي بينيد که هر کسي دنبال کار خودش است، اما در يک زمين فوتبال شما جمعي را مي بينيد که با هم همکاري مي کنند تا بر حريف و گروه ديگر غلبه کنند.

اصولاً انسان در دنيا به سبب آنکه نيازمند است تا نيازهاي خودش را به کمک ديگري برآورده سازد، به اجتماع و همکاري گروهي نياز دارد وتسخير و فضل يابي برخي بر برخي در دنيا در ساختار اين نظام اجتماعي معنا و مفهوم يافته است. خداوند مي فرمايد: اَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَه رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاه الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّکَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ؛ آيا آنانند که رحمت پروردگارت را تقسيم مي‌کنند؟ ما [وسايل‌] معاشِ آنان را در زندگي دنيا ميانشان تقسيم کرده‌ايم و برخي از آنان را از [نظر] درجات، بالاتر از بعضي [ديگر] قرار داده‌ايم تا بعضي از آنها بعضي [ديگر] را در خدمت گيرند و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان مي‌اندوزند بهتر است.(زخرف، آيه 32)اما در آخرت هيچ کسي به ديگري از انسان و جن نيازي ندارد؛ زيرا هر کسي در آن از کشت خودش بهره مي برد که در دنيا اندوخته است، همراه با فضل و زيادتي از سوي خداوند.(شوري، آيه 20)

خداوند درباره جمعيت نه اجتماع در آن مي فرمايد:روزي که شما را براي روز گردآوري، گرد مي‌آورد، آن [روز]، روز حسرت [خوردن‌] است و هر کس به خدا ايمان آورده و کار شايسته‌اي کرده باشد، بديهايش را از او مي زدايد و او را در بهشتهايي که از زير [درختان‌] آن جويبارها روان است درآورد و در آنجا جاودان بمانند. اين است همان کاميابي بزرگ.(تغابن، آيه 9)پس هر کسي در آنجا با آنکه در ميان مردم و جمعيت است، تنها خواهد بود و هر چه دارد از خودش است، حتي نوري که مي بيند از خودش است نه از خورشيد يا چيز ديگر.(حديد، آيه 13)در قيامت هر کسي بدن جسماني اخروي اش را از همان زمين آخرت دارد نه از نطفه و پدر و مادر و آنجا از مرقد و خوابگاه زمين بر مي خيزد و مثل گياه مي رويد و جسم اخروي به دست مي آورد.(يس، آيه 52) از اين رو ديگر خويشي و خويشاوندي معنايي ندارد: فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا اَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ؛ پس آنگاه که در صور دميده شود، [ديگر] آن روز ميانشان نسبت خويشاوندي وجود ندارد و از [حال‌ [ يکديگر نمي‌پرسند.(مومنون، آيه 101)اگر هم سخني از نسبت و خويشاوندي است به اعتبار گذشته و دنيا است نه آنجا؛ يعني اگر از الحاق زن و فرزند و خويش سخن به ميان آمده اين به اعتبار خويشي و همسري دنيا است؛ و گرنه آنجا چنين نسبت هايي ديگر نيست.(رعد، آيه 23؛ غافر، آيه 8)در آنجا هر کسي از کشت هاي خويش بهره مي برد و حتي همسري که دارد از جنس اعمال همراه با فضل الهي است. از اين رو از حورالعين سخن به ميان مي آيد که ساخته اعمال خود بشر است. چنين جهاني ملک خود شخص است و چون انساني به انساني کمک نمي کند و رابطه و ضابطه يعني خويشي و دوستي و داد و ستدي نيست(يَاْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خِلاَلٌ، ابراهيم، آيه 31؛ اَن يَاْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّه وَلاَ شَفَاعَه؛ بقره، آيه 254) از اين رو، ديگر نيازي به کسي نيست تا اجتماعي حاصل شود.

البته شفاعت مقوله اي ديگر است که در جاي خودش بايد پرداخته شود؛ زيرا شفاعت، آنجا نيست واز اينجا برده مي شود و خداوند به کساني اين اجازه شفاعت را مي دهد که در جاي خودش مطرح است.(بقره، آيه 255؛ انبياء، آيه 28)به هر حال، آخرت جاي جمع و جمعيت است، ولي جاي اجتماع نيست. پس هر کسي در همين دنيا براي آخرتش کار کند تا اگر شفاعت بطور خاصي هست از همينجا با خودش برده باشد. لذا فرموده است: وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ؛ و از آن روز جمع بترساني.(شوري، آيه 7)

روزنامه كيهان، شماره 21216 به تاريخ 3/9/94، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS