دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آداب معاشرت در اسلام

در معاشرتهاى اجتماعى، اختلاف و کدورت بین افراد، امرى اجتناب ناپذیر است. ولى باقى ماندن کدورت کارى ناپسند است، علاوه بر اینکه همان افرادى که با هم کدورت و کینه دارند، موظف هستند که رفاقت و دوستى دوباره را جایگزین کینه نمایند، دیگران نیز مکلفند که به کدورت بین دو برادر مسلمان خود خاتمه بدهند.
No image
آداب معاشرت در اسلام

1. حسن خلق با معاشرین

اسلام به حسن معاشرت و حسن خلق، اهمیت بسیارى داده است. بالاترین مدحى که در قرآن ازپیامبر (ص) شده است. در رابطه با حسن خلق او است.

و انک لعلى خلق عظیم. [قلم: 4.]

و همانا تو بر اخلاق نیکو و بزرگ آراسته‏اى.

و در آیه دیگر همین حسن خلق پیامبر (ص) را عامل موفقیت وى ذکر مى‏نماید:

و لو کنت فظا غلیظ القلب لا انفضوا من حولک. [آل عمران: 159.]

و اگر سنگدل و خشن بودى، مردم از اطراف تو پراکنده مى‏شدند.

برخورد صحیح و اخلاق نیکو یکى از راه‏هاى پیشرفت در اجتماع مى‏باشد. و مهمترین عنصرى است که مى‏تواند انسان را در میان جامعه، صاحب موقعیت نماید. پیغمبر اکرم(ص) در سفارش به پسران عبدالمطلب مى ‏فرماید: شما هرگز نمى‏توانید با اموالتان مردم را به دور خود جمع نمائید، بنابر این با چهره‏هاى باز و روى خوش با آنان برخورد نمائید. [ اصول کافى، (چاپ اسلامیه با ترجمه) ج 3، ص 161.]

در اهمیت حسن خلق، روایات بسیارى آمده است. از جمله: امام باقر (ع) کاملترین مؤمن را از نظر ایمان، خوش خلق‏ترین آنها مى‏داند: کاملترین مردم از نظر ایمان، خوش اخلاق‏ترین آنهاست. [محجة البیضاء، ج 3، ص 284.]

و باز امام باقر(ع) مى ‏فرماید: تبسم الرجل فى وجه اخیه حسنه «خنده مرد به صورت برادرش حسنه است». [ بحار الانوار، ج 71، ص 288.]

همچنین پیامبر اکرم(ص) مى ‏فرماید: سنگین‏ترین عملى که روز قیامت سنجیده مى‏شود حسن خلق است. [محجة البیضاء، ج 3، ص 284.]

بداخلاقى مایه آثار شومى نظیر بى‏مهرى و اختلاف است، که دامنگیر جامعه مى‏شوند و بسیارى نظیر تنهائى، و طرد از اجتماع دامنگیر فرد بدخو مى‏گردد.

از طرف دیگر عقوبات اخروى نظیر فشار قبر، حبط عمل، گرفتارى، دوزخ و...از پى آمدهاى بد اخلاقى شمرده شده‏اند. چنانچه پیامبر اکرم(ص) مى ‏فرماید: بدرفتارى عمل انسان را فاسد مى‏کند همانگونه که سرکه عسل را فاسد مى‏کند. [وسائل الشیعه، ج 11، ص 324.]

در بحث حسن خلق ممکن است در محدوده مرز و یا به تعبیرى معنا و حدود آن سؤال شود که بهترین کمک براى شناخت آن پاسخى است که امام صادق(ع) در این مورد فرموده‏اند: (سه چیز از حسن خلق است) نرمى و محبت، کلام نیکو، خوش برخوردى با برادر دینى. [بحار الانوار، ج 71، ص 171.]

2. احسان

احسان مفهوم گسترده‏اى دارد؛ که یکى نیکى کردن به غیر است.

در گستره احسان، عناوینى چون انفاق، دستگیرى، همکارى و تعاون، کمک به مؤمن و...رخ نمائى مى‏کند.

احسان با همه گستره‏اش از آداب معاشرت اسلامى است. بلکه از ضروریات جامعه اسلامى بشمار مى‏رود. یکى از چهره‏هاى محبوب قرآن که مورد محبت خداوند است شخص احسان کننده است چنانچه مى ‏فرماید:

و الله یحب المحسنین

خداوند دوست مى‏دارد نیکوکاران را. [آل عمران، 134.]

و احسنوا ان الله یحب المحسنین

نیکى کنید که خداوند نیکى کنندگان را دوست دارد. [ بقره: 195.]

خداوند به مؤمنین دستور مى‏دهد تا به شکرانه احسان خدا با آنها، به یکدیگر احسان نمایند:

و احسن کما احسن الله الیک

نیکى کن چنانکه خدا با تو نیکى کرد. [قصص: 77.]

مسلمان در مقابل احسان دیگران مکلف به تلافى است چنانچه پیامبر اکرم (ص) مى ‏فرماید: هر کس به شما احسان نمود آنرا تلافى کنید و اگر نتوانستید آنقدر براى او دعا کنید که فکر کنید تلافى به عمل آمده است. [بحار الانوار، ج 57، ص 43.]

احسان وقتى ارزشى مضاعف پیدا مى‏کند که مسلمان بتواند در مقابل بدى دیگران، دست به تلافى نزده و به آنها تا جائیکه ممکن است احسان نماید.این مقام مرتبه بالائى از ایمان است و خداوند در قرآن کریم، بندگان خاص خود را چنین توصیف مى‏نماید:

و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما ،

و وقتى نادانها با آنها هم کلامند (و مورد اهانت آنها) با آنها به خوبى سخن مى‏گویند. [فرقان:63]

در سیره رسول خدا(ص) مى‏خوانیم:

پیامبر اسلام(ص) در مقابل بدى دیگران، بدى نمى‏کرد؛ بلکه گناه آنها را نادیده مى‏گرفت و از آنها مى‏گذشت. [سنن النبى، ص 75.]

به نظر مى‏رسد پاسخ دادن بدى‏هاى دیگران به نیکى، بهترین راه مقابله است. چنانچه امام على(ع) مى ‏فرماید: برادرت را در برابر کار خلافى که انجام داده بوسیله نیکى سرزنش کن و شر او را از طریق انعام و احسان و بخشش دور ساز. [ نهج البلاغة فیض، حکمت 158.]

3. افشاى سلام

اصطلاح «سلام علیکم» اصطلاحى است که مخصوص مسلمانان است و هر مسلمان با هر ملیتى با همین لفظ به دیگران اعلام خضوع و دوستى مى‏نماید.

سلام، بسیار مورد تأکید اسلام بوده و مسلمانان را به پیشى جستن در آن ترغیب مى‏نماید و همچنین توصیه مى‏کند تا اگر پاسخ دهنده هستند بهتر و زیباتر جواب گویند. چنانچه در قرآن کریم مى‏خوانیم:

و اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها او ردوها

یعنى: اگر به شما سلام و تحیتى گفته شد، شما هم تحیت و سلام گوئید با لفظى بهتر یا حداقل مانند همان. [نساء: 86.]

امام على (ع) سلام را حق مؤمن مى‏داند و مى ‏فرماید:

حق مسلمان بر مسلمان 6 حق است.اول: هر گاه به او رسید سلام کند. [حلیة المتقین، ص 350.]

و امام صادق (ع) مى ‏فرماید: بخیل‏ترین مردم کسى است که از سلام بخل ورزد. [همان، ص 406.]

در سیره ائمه معصومین، و پیامبر اکرم مى‏بینیم که به همه حتى به بچه‏هاى کوچک سلام مى‏دادند.

رسول اکرم در سلام کردن همیشه پیش قدم بودند و بدینوسیله اهمیت آن را به مسلمان گوشزد مى‏نمودند.

افشاى سلام در معاشرت اسلامى مایه دوستى، پاک شدن سینه‏ها از کینه، رفع کدورتها و تواضع،...مى‏باشد.

4. رازدارى و امانتدارى

یکى از اصول و آداب مهم معاشرت اسلامى، امانتدارى و رازدارى است. مسلمان در معاشرت خود با دیگران باید به مفهوم عام، امانتدار باشد، یعنى آنچه از مردم به او سپرده شده برگرداند و اسرارى که از مردم مى‏داند، و بعنوان امانت نزد او بازگو شده است، حفظ نموده و افشا ننماید.

امام على (ع) مى ‏فرماید: حضرت رسول اکرم ساعتى پیش از وفاتش سه بار بمن فرمود: اى اباالحسن امانت را ادا کن چه مال انسان نیک باشد چه انسان فاجر چه کم باشد و چه زیاد حتى اگر آن امانت سوزن یا نخ باشد. [معارف و معاریف، ص 254.]

در حدیثى از پیامبر اکرم (ص) امانتدارى معیار نیکى معرفى شده است: هرگز بسیارى نماز و روزه و کثرت حج و نیکوکارى و زمزمه شبانه اشخاص را منگرید، بلکه راستى گفتار و امانتدارى آنها را معیار نیکى و بدى قرار دهید. [معارف و معاریف، ص 254.]

عبد الله‏بن سنان گوید: بخدمت امام صادق (ع) رفتم در حالى که حضرت در مسجد نماز عصر خود را خوانده و رو به قبله نشسته بود. عرض کردم:

یابن رسول الله بعضى از مسئولین حکومتى اموالى را به رسم امانت مى‏سپارند و از کسانى هستند که خمس شما را نمى‏پردازند.آیا این اموال را به آنها برگردانیم؟

حضرت سه بار فرمودند: بخداى قبله قسم، اگر ابن ملجم، قاتل پدرم امیر المؤمنین (ع)، امانتى بمن بسپارد به وى باز مى‏گردانم. [معارف و معاریف، 255.] بى‏شک امانتدارى، دایره‏اى وسیع دارد که رازدارى را نیز در بر مى‏گیرد. فاش کردن سر دیگران از موارد آشکار خیانت در امانت است و در بسیارى از موارد مایه اشاعه فساد در جامعه مى‏گردد. و شاید علت عمده حرمت غیبت و تهمت، همین امر باشد.

در قرآن، عاقبت شومى براى این افراد بیان شده است.

آنهائى که دوست دارند فساد در میان مؤمنان شایع گردد، براى آنها در دنیا و در آخرت عذابى دردناک است. [نور: 19.]

5. حفظ شخصیت

یکى از آداب معاشرت این است که انسان در معاشرتهاى خود موجبات خفت و سبکى شخصیت خود را فراهم نکند. شوخى‏هاى بى‏مورد، معاشرتهاى غیر متناسب، درخواستهاى مکرر و بار خود را به دوش دیگران انداختن مایه سبکى انسان مى‏گردد.

انسانى که ناراحتى‏ها، نگرانى‏ها و امراض،...خود را به دیگران مى‏گوید در حقیقت با تیشه‏اى تیز بر پیکر شخصیت خود مى‏کوبد. امام صادق (ع) مفضل را چنین توصیه مى‏کند:

اى مفضل، از بازگو کردن شرح حال خود براى مردم دورى کن، که اگر چنین کنى نزد مردم ذلیل و خوار مى‏شوى. [بحار الانوار، ج 47، ص 44.]

6. اصلاح بین یکدیگر

در معاشرتهاى اجتماعى، اختلاف و کدورت بین افراد، امرى اجتناب ناپذیر است. ولى باقى ماندن کدورت کارى ناپسند است، علاوه بر اینکه همان افرادى که با هم کدورت و کینه دارند، موظف هستند که رفاقت و دوستى دوباره را جایگزین کینه نمایند، دیگران نیز مکلف‏اند که به کدورت بین دو برادر مسلمان خود خاتمه بدهند.

در اهمیت این امر امام على (ع) مى ‏فرماید: من همه شیعیان و شما دو فرزندم را به ترس از خدا، نظم در امور و اصلاح بین خود سفارش مى‏نمایم زیرا که از جد شما رسول الله(ص) شنیدم که مى‏فرمود: اصلاح بین مردم از همه نمازها و روزه‏ها بهتر است. [بحار الانوار، ج 72، ص 24.]

مفضل مى‏گوید، که امام صادق (ع) به من فرمود: اگر دیدى بین دو شیعه ما نزاعى برخاسته، با استفاده از مال من آن را فیصله بده. [کافى، ج 2، ص 209، روایت 3.]

7. وفاى به عهد و پیمان

وفاى به عهد از شاخه‏هاى صداقت است، و مایه اعتماد مردم یک اجتماع به یکدیگر محسوب مى‏گردد.

در اسلام وفاى به عهد، اهمیت فراوانى دارد. و یکى از مواردى که در قیامت پیرامون آن از انسان سؤال مى‏شود عهد و پیمان است. چه اینکه خداوند در قرآن مجید مى ‏فرماید:

و اوفوا بالعهد ان العهد کان مسئولا

به عهد خود وفا کنید که همانا از آن سؤال خواهد شد. [اسراء: 34.]

خداوند وقتى از ویژگیهاى مؤمنان سخن مى‏گوید چنین مى ‏فرماید:

و الموفون بعهدهم اذا عاهدوا

مؤمنین وقتى پیمان مى‏بندند، به عهد خود وفادار هستند. [بقره: 177.]

و در جاى دیگر مى ‏فرماید:

و الذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون

مؤمنان کسانى هستند که به امانات و عهد خود وفا مى‏کنند. [مؤمنون: 8 و معارج: 32.]

امام صادق (ع) مى ‏فرماید: ترک سه چیز در اسلام، بر احدى جائز نیست؛...دوم: وفاى به عهد؛ چه به انسان خوب باشد چه بد. [بحار الانوار، ج 75، ص 92، حدیث 2.]

در سیره رسول خدا (ص) مى‏خوانیم: رسول خدا (ص) همراه مردى بود، آن مرد خواست به جائى برود، رسول خدا کنار سنگى توقف کرد و به او فرمود: من در همینجا هستم تا بیائى. آن مرد رفت و مدتى نیامد، نور خورشید بالا آمد و بطور مستقیم بر پیامبر (ص) مى‏تابید، اصحاب عرض کردند: اى رسول خدا (ص) به سایه بروید. آن حضرت در پاسخ فرمودند: من با او عهد کرده‏ام که همین جا بمانم (نه جاى دیگر). [بحار الانوار، ج 75، ص 95، نقل از 25، اصل، ص 230.]

و همچنین عماربن یاسر گوید: من گوسفندانى چند از خانواده‏ام مى‏چرانیدم، حضرت محمد(ص) نیز گوسفند مى‏چرانید. روزى به آن حضرت گفتم: چراگاهى در فلان کوه سراغ دارم که علف فراوانى دارد موافقى فردا گوسفندانمان را به آنجا ببریم؟ فرمود آرى، روز بعد وى زودتر از من به آنجا رفت چون من رفتم دیدم گوسفندان خود را به نزدیکى آنجا برده است ولى نمى‏گذارد گوسفندان وارد علفزار شوند.

گفتم چرا به علفزار در نیایى؟ فرمود: بدین کسب که من و تو قرار بسته بودیم به اتفاق به آنجا رویم، روا ندانستم بى تو به آنجا بروم. [معارف و معاریف، ج 5، ص 26.]

8. رفق و مدارا

رفق و مدارا، بمعنى حلم، نرمى و ملایمت با مردم و تحمل و شکیبائى در برابر تند خویى دیگران،...از مهمترین آداب معاشرت اسلامى است.

انسان در جامعه‏اى زندگى مى‏کند که در آن افراد مختلفى وجود دارد.اگر انسان در برابر درشتى دیگران و کج خلقیهاى ایشان مدارا ننماید، باید یا دست از معاشرت بکشد و گوشه انزوا اختیار کند و یا اینکه با بیماریهاى عصبى و روانى دست و پنجه نرم کند.

نرمى، مایه هدایت و ارشاد جاهل است. و تأثیر آن از پاسخ متقابل بسیار بهتر است.

خداوند وقتى موسى و هارون را مأمور مى‏کند تا به کاخ فرعون بروند؛ به آنها مى‏گوید:

اذهبا الى فرعون انه طغى، فقولا له قولا لینا لعله یتذکر او یخشى.

به سراغ فرعون بروید و با نرمى با او سخن بگوئید شاید بترسد و یا هدایت شود. [ طه: 43 و 44.]

نکته مهم اینکه مى ‏فرماید تنبه و هدایت در صورت نرمى محتمل است. لذا با او به نرمى تکلم کنید.

در موفقیت پیغمبر ما عوامل مختلفى نقش داشتند، ولى مهمترین عامل موفقیت پیامبر اکرم(ص) نرمخویى و مدارا کردن ایشان بود. چنانچه در قرآن مى‏خوانیم «پس با رحمت پروردگار براى آنان نرم گشته‏اى و اگر سخت دل بودى از اطرافت پراکنده مى‏شدند. [آل عمران: 159.] چه بسیار انسانهایى که بواسطه همین صفت به آغوش اسلام و ائمه(ع) گرویده‏اند. در سیره امام سجاد (ع) مى‏خوانیم: یکى از اقوام و خویشان امام به درب منزل آن حضرت آمده و با داد و فریاد و بنحوى که حاضرین نیز شنیدند، شروع به ناسزا نمود. امام(ع) مقابل آن مرد که در آتش سوزنده خشم قرار داشت، هیچ نگفت. وقتى آن مرد رفت، امام (ع) با یاران خود به درب منزل آن مرد رفته، و او را صدا زدند. مرد که گمان مى‏کرد حضرت براى انتقام آمده در حالیکه خود را براى جنگ و دعوى آماده کرده بود از منزل خارج شد در این هنگام امام(ع) خطاب به مرد گفت: آنچه بمن نسبت دادى اگر در من هست از خدا مى‏خواهم مرا ببخشاید، و اگر در من نیست از خدا مى‏خواهم ترا ببخشاید. مرد که از برخورد امام جا خورده بود، پیشانى امام را بوسید و با عذرخواهى به امام عرض کرد: آنچه من به شما نسبت دادم در شما نیست و من خودم به آن سخنان سزاوارم. [ارشاد مفید، ج 2، ص 146.]

در سیره امام سجاد (ع) مى‏خوانیم که زهرى مى‏گوید: با امام سجاد (ع) معاشرت داشتم بخدا قسم کسى را در آن زمان ندیدم مگر اینکه در خفا با آن حضرت دشمن بوده ولى در حضور امام به او اظهار دوستى و مودت مى‏کرد. زیرا اشخاص به فضایل آن حضرت آگاه بودند از این رو به آن حضرت حسد مى‏ورزیدند ولى بدلیل مدارا و مردم دارى آن حضرت و خوش برخوردى او با همگان آنچنان بود که همه او را دوست مى‏داشتند. [معارف و معاریف، ج 5، ص 2034.]

درباره رفق و مدارا در روایات مى‏خوانیم:

پیامبر اکرم (ص) مى ‏فرماید: «ما جماعت پیامبران به مدارا کردن با مردم امر شده‏ایم همانگونه که به انجام فرائض مأمور شده‏ایم». [میزان الحکمه، ج 2، ص 1103.]

و در روایتى دیگر از پیامبر اکرم (ص) آمده است: «عاقل‏ترین مردم کسى است که با مردم بیشتر مدارا مى‏کند». [همان.]

در یک تصویر سازى از رفق پیامبر اکرم (ص) مى ‏فرماید: «اگر رفق و مدارا خلقى از مخلوقات پروردگار بود که دیده مى‏شد، زیباترین مخلوقى بود که خداوند او را آفریده است». [کافى، ج 2، ص 120.]

امام على(ع) در این زمینه مى ‏فرماید: رفق کلید رستگارى است. [غرر الحکم، 294.]

امام باقر (ع) مى ‏فرماید: خوش رفتارى و مدارا با مردم یک سوم خرد است. [کافى، ج 4، ص 457.]

9. ایثار و از خودگذشتگى

ایثار و از خود گذشتگى یکى از آداب معاشرت اسلامى است. به این معنا که انسان تا جائى که مى‏تواند در رفع نیازهاى دیگران بکوشد. در قرآن این صفت مقدس، از اوصاف مؤمنین شمرده شده است: و مردم را در آنچه دارند بر خود مقدم مى‏شمارند، اگر چه خود به آنها نیاز دارند. [حشر: 9.]

در سیره امام على (ع) مى‏خوانیم:

على(ع) باغ خود را به 12 هزار درهم مى‏فروشد و همه پولها را بین فقرا و تهیدستان مدینه تقسیم کرده به منزل باز مى‏گردد.

طبیعى است که انتظار فرزندان و همسر پس از فروش باغ، آوردن غذا و میوه به منزل است، چنانکه فاطمه (س) مى پرسد: پول باغ را چه کردى؟

امام پاسخ مى‏دهد: در راه خدا انفاق کردم. [فرهنگ سخنان حضرت زهرا، ص 21.]

و باز در این باره مى‏خوانیم و باز در این باره مى‏خوانیم که:

روزى فاطمه زهرا (س) به على(ع) گفت به نزد پدر رو و از او چیزى بستان تا غذاى امروزمان را فراهم کنى. على(ع) به نزد پیامبر(ص) رفته و دینارى از آن حضرت گرفت و بازار رفت تا بوسیله آن غذایى بخرد. در بین راه مقدادبن اسود را دید از حالش پرسید، معلوم شد که وى سخت در مضیقه است دینار را به وى داد و خود به مسجد رفت. چون شرمنده بود با دست تهى به خانه بازگردد. مدتى گذشت و پیامبر در جستجوى على به مسجد آمد و به او فرمود: کجا بودى؟ چرا براى خانه چیزى تهیه نکردى؟ امام (ع) عرض کرد: آخر مقداد را دیدم که سخت نیازمند است پس دینار را به وى دادم. پیامبر فرمود از این ماجرا خبر دارم چون خداوند این آیه را در شأن تو فرستاده است: «دیگران را بر خویش مقدم دارند گرچه خود در تنگنا باشند. (حشر: 9). [معارف و معاریف ج 1، ص 321.]

10. تغافل و چشم پوشى

همانگونه که گذشت، انسان موجودى است اجتماعى و مى‏بایست در جامعه در کنار هم نوعان خود زندگى نماید.، ممکن است انسانها به عیوبى از یکدیگر پى برند. افشاى این عیب و به رخ کشیدن آن، کار پسندیده‏اى نیست؛ لذا از نظر اسلام چشم پوشى و تغافل یکى از آداب معاشرت اسلامى است.

امام باقر (ع) مى ‏فرماید: صلاامام باقر (ع) مى ‏فرماید: صلاح شأن مردم با هم زندگى کردن است، و با هم زندگى کردن پیمانه‌ی پُرى است که دو سوم آن زیرکى و یک سوم آن چشم پوشى و خود را به فراموشى زدن است. [بحار الانوار، ج 46، ص 230، باب 4.]

منابع:

مقاله آقای حسین جعفری

http://www.foodregime.com

منبع:پژوهه تبلیغ

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS