دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آزادی و استقلال در سایه توحید

No image
آزادی و استقلال در سایه توحید

كلمات كليدي : آزادي و استقلال در سايه توحيد

نویسنده: آزاد جعفری

در نگاه حضرت امام، اصلی ترین آرمان انقلاب اسلامی ایران، جمهوری اسلامی است

دفتر یازدهم از مجموعه کتاب «در جستجوی راه از کلام امام» که توسط موسسه انتشارات امیرکبیر، تهران، 1362 به چاپ رسیده، «انقلاب اسلامی» نام دارد. از آنجا که این کتاب، به شکلی جامع، حاوی مواضع حضرت امام درباره انقلاب اسلامی، این پدیده تاریخی بی بدیل در شرق و غرب جهان معاصر است، بهتر دیدیم سخن را در باب انقلاب اسلامی با محوریت این کتاب دنبال کنیم.

این نوشتار بر آن است تا انقلاب اسلامی ایران را از منظر بنیانگذار و شاخص اصلی ببیند چراکه به گفته رهبر معظم انقلاب: «این انقلاب بی نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست.» در این وجیزه مجال آن نیست که ما به همه فصول و بخش‌های این کتاب بپردازیم از این رو بنا به تناسب بیشتر با گفته‌ها و نوشته‌های موافق یا مخالف امروز، بهتر دیدیم در مقام گزینش، فصل دوم (آرمان انقلاب اسلامی) را برای بحث انتخاب کنیم و سخن را در همین مسیر مشخص پی بگیریم. لازم به ذکر است تقسیم مباحث این فصل به عناوین جداگانه‌ای که مشاهده می‌شود برگرفته از کتاب مورد اشاره نبوده و انتخاب نگارنده این سطور است.

آزادی و استقلال

«این مردم حقوق اولیه بشریت را دارند مطالبه می‌کنند. حق اولیه بشر است که من می‌خواهم آزاد باشم، من می‌خواهم در حرفم آزاد باشم. من می‌خواهم مستقل باشم، می‌خواهم خودم باشم. حرف ما این است، این حرفی است که در هر جا شما بگویید همه از شما می‌پذیرند.»

(سخنرانی در پاریس، 19 / 7 / 1357)

نکته قابل توجه در اینجا، عمومی بودن این جنبه از مطالبات انقلابی مردم ایران است. امام بر این عمومیت تاکید ویژه می‌کنند تا همگان بدانند خواسته ملت ایران صرفا خواسته ای برگرفته از تفکرات و ایدئولوژی‌های مخصوص به خودش نیست بلکه بدیهی ترین و اولیه ترین حقوق بشری را خواستار است. چیزی را که «در هر جا بگویید همه از شما می‌پذیرند». حق آزادی و استقلال پیش از آن که به دین مبین اسلام و آموزه‌های خاص آن مربوط باشد، حقی عام و جهانشمول است. متاسفانه امروزه گاهی این جنبه از قیام انقلابی مردم ایران ـ عامدانه یا غافلانه ـ کمرنگ جلوه داده می‌شود.

پیشرفت اجتماعی و مدنی

«نهضت اخیر برای این است که واپسگرایی‌ها را رد کند. آن دولت شاه و امثال اوست که تمام جهات عقب نشینی را و عقب ماندگی را به ما داده. ما می‌خواهیم همان‌ها را رفع کنیم و نهضت ما نهضت متمدن پیش رو است.»

امام خمینی(ره): با قیام انقلابی ملت، شاه خواهد رفت و حکومت دموکراسی و جمهوری اسلامی برقرار می‌شود... حقوق مردم خصوصا اقلیت‌های مذهبی محترم بوده و رعایت خواهد شد و با احترام متقابل نسبت به کشورهای خارجی عمل می‌شود. نه به کسی ظلم می‌کنیم و نه زیر بار ظلم می‌رویم

(مصاحبه رادیو تلویزیون اتریش، 10 / 8 / 1357)

پس پرواضح است که نمی توان گفت انقلاب اسلامی ایران، انقلابی صرفا دینی و اعتقادی بوده و به پیشرفت‌های مدنی اعتنایی نداشته است. آن‌ها که پیشرفت علمی، اقتصادی و تکنولوژیک را به این بهانه که نسبتی با انقلاب ما ندارد تخطئه می‌کنند هیزم به آتش همان علم زدگان و تکنولوژی پرستان و اقتصاداندیشان بی اعتقاد می‌زنند تا هر چه بیشتر ملت‌ها را تحت استعمار خویش و در فقر و فلاکت نگاه دارند.

اجتناب از ظلم

«با قیام انقلابی ملت، شاه خواهد رفت و حکومت دموکراسی و جمهوری اسلامی برقرار می‌شود. در این جمهوری یک مجلس ملی مرکب از منتخبان واقعی مردم امور مملکت را اداره خواهند کرد. حقوق مردم خصوصا اقلیت‌های مذهبی محترم بوده و رعایت خواهد شد و با احترام متقابل نسبت به کشورهای خارجی عمل می‌شود. نه به کسی ظلم می‌کنیم و نه زیر بار ظلم می‌رویم.»

(مصاحبه رادیو و تلویزیون لوکزامبورگ 11 / 8 / 1357)

پس آرمان فقط این نیست که زیر بار ظلم نرویم، خودمان هم نباید ظلم بکنیم نه به اقلیت‌های داخلی و نه به کشورهای خارجی. یعنی اگرچه این نظام بر پایه اکثریت ملی اداره خواهد شد و دموکراسی و جمهوری پایه آن خواهد بود و در نتیجه حق اداره امور با اکثریت ملی است اما این نه به معنای بی توجهی به اقلیت ملی است نه به معنای بی توجهی به اکثریت غیرملی.

مساوات و عدل

«حکومتی که نسبت به افراد علاقه مند باشد و عقیده‌اش این باشد که باید من نان خشک بخورم مبادا یک نفر در مملکت من زندگی‌اش پست باشد، گرسنگی بکشد، چنین حکومت عدلی را می‌خواهیم ایجاد کنیم.»

(سخنرانی در جمع صادرکنندگان خشکبار و دانه‌های کشاورزی، 17 / 11 / 1357)

آیا پس از رحلت پیامبر اکرم در تاریخ اسلام، حکومتی جز حکوت عدل امام علی(ع) می‌شناسیم که این گونه باشد؟ اسلامی بودن حکومت آرمانی انقلاب ریشه در همین الگوهای برتر دارد.

خدمت، نه ریاست

«یک حکومتی باشد که نخواهد جیب خودش را پر بکند یک حکومتی باشد که خودش را از ملت بداند و خدمتگزار بداند. نه خودش را آقای ملت بداند... باید حالاان شاء الله حکومتی پیش بیاید که مسوول باشد پیش ملت. مجلسی باشد که از خود ملت باشد... ما سرنوشتمان سرنوشت سرنیزه بود و امیدواریم که سرنوشتمان سرنوشت قرآن باشد.»

(سخنرانی در جمع گروهی از پرسنل نیروی هوایی و زمینی، 19 / 11 / 1357)

اما باید خدمتگزار بود نه منت گذار. گاهی ادعای خدمت خود نشانه آقامنشی است. اگر قرار باشد سرنوشتمان سرنوشت قرآن باشد، برای خدمتگزاری باید مخلِص باشیم یا از آن بالاتر، مخلَص: «شیطان گفت پس به عزت تو سوگند که همگی را جدا از راه به در می‌برم، مگر آن بندگان پاکدل تو را.» (سوره ص، آیه 82 و 83، ترجمه محمدمهدی فولادوند)

توحید و یگانه پرستی

«انقلاب اسلامی بر مبنای اصل توحید استوار است که محتوای این اصل در همه شئون جامعه سایه می‌افکند. در اسلام، تنها معبود انسان و بلکه کل جهان خداست که همه انسان‌ها باید برای او یعنی برای رضای او عمل کنند. هیچ چیز و هیچ کس را نپرستند. در جامعه‌ای که شخص پرستی‌ها و شخصیت پرستی ها، نفع پرستی‌ها و لذت پرستی‌ها و هر نوع پرستش محکوم می‌شود و فقط انسان‌ها دعوت می‌شوند به پرستش خدا. در آن صورت همه روابط بین انسان‌ها چه اقتصادی یا غیراقتصادی در داخل چنین جامعه‌ای و در رابطه این جامعه با خارج تغییر می‌کند.»

(مصاحبه روزنامه دانمارکی، 5 / 9 / 1357)

و این والاترین آرمان انقلاب اسلامی ایران است. آرمان مقدسی که همه دیگر هدف‌ها در سایه همین یک هدف، ارزشمند و حتی به معنای واقعی دست یافتنی خواهند بود. از جمله ملی گرایی، دموکراسی و پیشرفت اجتماعی و مدنی که جزو ارکان تفکر دینی و اسلامی ما نیستند اما برای استقلال، آزادی و وصول به غایت مقصود یعنی جمهوری اسلامی لاجرم لازم و ضروری‌اند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS