دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آزمون سرنوشت ساز Crucial Experiment

No image
آزمون سرنوشت ساز Crucial Experiment

كلمات كليدي : آزمون سرنوشت ساز

نویسنده : سيد محمد تقي موحد ابطحي

آزمون سرنوشت ساز یا قاطع یا به تعبیر جان لازی نمونه علامت راهنما[1] آزمایش یا شاهدی است که نزاع میان دو تبیین علمی رقیب را فیصله می بخشد[2]. فرض کنید دو فرضیه رقیب داریم که هر دو از همه آزمونهای پیشین به یک اندازه سربلند بیرون آمده اند و بنابراین بر اساس شواهد موجود نمی توان یکی را بر دیگری ترجیح داد، در این صورت اگر بتوان آزمونی را تعیین کرد که دو فرضیه رقیب نتایج متعارضی برای آن پیش بینی کنند و بر اساس آن آزمون بتوان یکی از دو فرضیه را رد و دیگری را تایید کرد، به آن آزمون، آزمون سرنوشت ساز گفته می شود.

آزمونهای سرنوشت ساز می توانند آزمایش های ذهنی یا واقعی باشند. نمونه ای از آزمایش ذهنی سرنوشت ساز برای ارزیابی تئوری احتمالاتی مکانیک کوانتوم را پوپر پیشنهاد کرد که پس از نقدهایی که به او شد آن را پس گرفت و به آزمایش ذهنی دیگری که توسط اینشتین، پودالسکی و روزن ارائه شد[3]، توسل جست[4]. آزمایشی که فوکو در سال 1850 انجام داد تا میان دو تصور متعارض موجی(نظریه هویگنس) و ذره ای(نظریه نیوتن) از نور داوری کند، یک آزمون قاطع واقعی قلمداد می شود که نتیجه آن رد نهایی تصور ذره ای و تایید قاطع تصور موجی بود[5].

در معنای آزمون سرنوشت ساز اختلافی نیست، اما سوالات اساسی که در این زمینه وجود دارد آن است که آیا آزمونهای سرنوشت سازی که در تاریخ علم ادعا شده است، واقعا سرنوشت ساز بوده اند؟ و سوال مهم تر آنکه آیا آزمون سرنوشت ساز منطقا ممکن است؟

مراجعه به تاریخگناری های سنتی و رایج به سوال اول پاسخ مثبت می دهد و آزمون بیکن برای داوری میان دو نظریه در ارتباط با جزر و مد دریا[6]، آزمایش هرشل برای داوری قانون سقوط اجسام گالیله و تبیین صعود جیوه در لوله سربسته[7] را در تایید پاسخ خود ارائه می کند. اما مراجعه به تاریخگاری های جدیدی که با کارهای کوایره آغاز شد و توسط کوهن پیگیری و تئوریزه گردید، پاسخ دیگری به این سوال می دهد. برای مثال هر چند آزمایش مایکلسون و مورلی در سال 1887 در تاریخنگاری سنتی و رایج در مدارس و دانشگاه ها یک آزمون سرنوشت ساز معرفی شده است که نشان داد اتر وجود ندارد، اما واقع امر چنین نبود. پس از انتشار نتایج آزمایش مایلکسون و مورلی که دلالت بر عدم اتر داشت، دانشمندان بسیاری از جمله لورنتس که در فضای فکری رایج آن زمان به وجود اتر اعتقاد داشتند، فرضیه های مختلفی، غیر از نفی اتر، را برای تبیین نتیجه آزمایش مایکلسون و مورلی ارائه کردند. نزاع میان دو ایده وجود یا عدم اتر حتی پس از نشر مقاله مشهور اینشتین درباره نسبیت خاص(1900) ادامه داشت. در 1920 دیتون میلر به تشویق اینشتین و لورنتس آزمایش مایکلسون و مورلی را تکرار کرد و در کمال تعجب به نتایجی خلاف آنها رسید. میلر همچنین مشکلات آزمایش مجدد مایکلسن در سال 1930 را نشان داد. بر این اساس به هیچ وجه نمی توان آزمایش مایکلسون و مورلی در سال 1887 را یک آزمون سرنوشت ساز قلمداد کرد[8]. مثال دیگر آزمایش ادینگتون، فیزیکدانی که گفته می شد پس از اینشتین یگانه کسی است که نظریه نسبیت را می فهمد، در 1919 است که ادعا شده آزمونی سرنوشت ساز بود که به تایید نظریه نسبیت عام و ابطال فیزیک نیوتنی انجامید. این در حالی است که در همان سال جمع دیگری از همکاران ادینگتون که در مکانی دیگر همان آزمایش را انجام دادند و به نتیجه دیگری رسیده بودند، اما ادینگتون به نتایج آزمایش آنها توجهی نکرد[9].

در پاسخ به سوال دوم، تز دوئم کواین بیان می دارد که یک فرضیه هیچگاه به تنهائی به بوته آزمون نمی‌رود و بر این اساس هیچ آزمایش‌ تجربی‌ای نمی‌تواند فرضیه منفردی را ابطال کند. به بیان دیگر از آنجا که همواره یک فرضیه به همراه چند فرضیه کمکی به یک پیش‌بینی می‌انجامد، چنانچه نتایج آزمایش تجربی مخالف پیش‌بینی‌های انجام شده باشد، تنها چیزی که می‌توان نتیجه گرفت آن است که یا فرضیه اصلی یا دست کم یکی از فرضیه‌های کمکی که منجر به آن پیش‌بینی شده‌اند نادرست است و آزمایش هیچگاه به تنهائی نمی‌تواند مشخص کند که کدام یک از آن فرضیات نادرست هستند. به بیان دیگر تز دوئم کواین به این نتیجه منتهی خواهد شد که آزمون سرنوشت ساز در علوم، حتی در فیزیک، ممکن نیست.

با وجود شواهد تاریخی و ادله منطقی که مشکلات آزمون سرنوشت ساز را نشان می دهند، برخی از فلاسفه علم ملاحظات دیگری را، از جمله سادگی، پیوستگی و تقارن و ... در عرصه داوری میان نظریه های رقیب پیشنهاد کرده اند، اما مشکلات تاریخی و منطقی این معیارها بیش از آزمون سرنوشت ساز بود. در واکنش به این قبیل مسائل و مشکلات بود که فلاسفه علم توصیفی، همچون کوهن، هنجارهای حاکم در جامعه علمی را مهمترین عامل در اخذ و طرد نظریات علمی معرفی کردند.

مقاله

نویسنده سيد محمد تقي موحد ابطحي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS