دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آسیب های نامرئی دروغ

No image
آسیب های نامرئی دروغ

کلمات کلیدی: دروغ، گتمان حقايق، فراموشي

نویسنده:

کتمان حقایق یا دروغ گفتن عادت ناپسند برخی از افراد است که پایه‌های شکل گیری آن از دوران کودکی نهاده می‌شود و افرادی از این عادت برای پیشبرد اهداف استفاده می‌کنند.

پنهان کردن حقیقت از گناهانی است که آیات و احادیث بی شماری در رابطه با پیامدها و ضررهای دنیوی و اخروی آن در زندگی انسان وجود دارد. این رفتار اگرچه ممکن است در کوتاه مدت آدمی را در پیشبرد اهدافش کمک کند، اما چنانچه الگوی رفتاری و تفکری انسان در زندگی اش شود نه تنها سلامت جسم و روح او را به مخاطره می‌اندازد بلکه آیندگان و یک نسل را به سمت فتنه انگیزی سوق می‌دهد.

ریشه‌های دروغگویی

دروغگویی از رذایل اخلاقی است که در روایات مختلف، پنهان کردن حقیقت و گفتاری خلاف واقعیت معنی شده و در احادیث گوناگون نیز در کنار شرک و عاق والدین از جمله گناهان کبیره یاد شده است. این عادت زشت اخلاقی هرگز جزو ذات و فطرت انسان نیست. بلکه عوامل روانشناختی و محیطی است که این خصیصه را در انسان شکل می‌دهد.

دکتر علی اسماعیلی، روانشناس علل مختلفی را در رابطه با این ناهنجاری اخلاقی برشمرده و می‌گوید: عادت به بیان سخنان نادرست خصیصه ای آموختنی است که به مرور زمان بخشی از ذات انسان می‌شود. اعمال رفتارهای منفی از سوی اطرافیان، جبران احساس حقارت، منافع شخصی، مصلحت، قرار گرفتن در موقعیت‌های بحرانی، ترس، دستیابی به اهداف خاص، واقع بین نبودن و توجیه رفتار از عمده ترین دلایلی است که افراد جامعه را به سمت دروغگویی سوق می‌دهد. وی معتقد است: خانواده نخستین کانونی است که الگوهای رفتاری فرزندان را شکل می‌دهد بنابراین ریشه‌های اولیه شکل گیری این صفت ناپسند را باید در جمع خانوادگی جست وجو کرد. هنگامی که والدین به سادگی جملات دروغ به زبان می‌آورند فرزندان نیز آن را مبنای اخلاقی خود قرار داده و تناقض گویی را می‌آموزند. این در حالی است که پس از آن نیز با ورود به جامعه هنگامی که به نتایج دلخواه شان نرسند به خود اجازه کتمان حقیقت را داده و این عمل ناشایست را مرتکب می‌شوند.

دروغگو، فراموش کار می‌شود

نگاهی به کتب آسمانی بیانگر آن است که حقیقت و راستگویی همواره مایه ارتقای شخصیت انسان شده و گاه او را به مقام و رتبه‌های عالی رسانده که نقطه مقابل آن یعنی تناقض گویی و کذب او را از رسیدن به مرتبه‌های عالی دور می‌کند.

امیر شفیعی، کارشناس مذهبی، عقوبت هر گناهی را در درجه نخست متوجه خود شخص دانسته و می‌گوید: خداوند همواره تکذیب کنندگان را وعده آتش جهنم داده و پیامبر اکرم (ص) دروغ را به همراه خیانت در امانت و خلف وعده از نشانه‌های نفاق دانسته است. وی در ادامه می‌افزاید: دروغگویی مانع چشیدن طعم ایمان می‌شود به طوری که از امیرالمومنین (ع) نقل است که می‌گوید: هیچ بنده‌ای طعم ایمان را نمی‌چشد مگر آنکه دروغ را ترک نماید.

این در حالی است که خداوند افراد دروغگو را از برکات و رزق و روزی محروم می‌کند و راه حق را به ایشان نشان نمی‌دهد. به گفته این کارشناس اسلامی، دروغگو قابل رفاقت و برادری نیست و به نقل از امیرالمومنین(ع) مسلمانان باید از دوستی و برادری با افراد دروغگو بپرهیزند زیرا سخن حقیقت او نیز باور کردنی نیست. وی در ادامه بی اعتمادی را از دیگر آثار دروغگویی در جامعه می‌داند که در نهایت روحیه تعاون، همکاری، نوعدوستی و در کل زمینه پیشرفت را در جامعه کاهش داده، کسب و کار را وقفه می‌اندازد و جامعه را متحمل تاوان سنگینی می‌کند. این در حالی است که از امام صادق(ع) روایات بسیاری وجود دارد که خداوند فراموشکاری را مجازات دروغگویان قرار داده، تا رسوا شوند.

دکتر منوچهر طباطبایی راد، روانشناس، نیز در این رابطه معتقد است، دروغگو حقیقتاً کم حافظه می‌شود زیرا مغز انسان برای راستگویی خلق شده و بیان جملاتی خلاف حقیقت در عملکرد آن اختلال ایجاد می‌کند. در نتیجه از آنجا که مغز فضای لازم برای بایگانی گفته‌های خلاف واقع و مختلف به دیگران را ندارد، تناقض گویی و فراموش کاری باعث رسوا شدن او می‌شود.

تهدیدی برای سلامت جسمانی

دروغگویی نه تنها روح و روان انسان را متوجه اثرات منفی ساخته و بار گناهان او را می‌افزاید، جسم او را متضرر طیف وسیعی از عوارض می‌کند. اضطراب، نخستین پیامدی است که با بر زبان آوردن جملات نادرست بر انسان فائق می‌شود. این حالت ناخوشایند میزان ترشح هورمون کورتیزول را در بدن افزایش داده و در نتیجه میزان ترشح هورمون اندورفین را که سبب حالات خوب و خلق مثبت می‌شود، کاهش می‌دهد.

از آنجا که اغلب ترکیبات ترشح شده در بدن انسان تحت تاثیر افکار اوست، هرگونه ناراحتی و ترس با تاثیر بر ترشح هورمون کورتیزول، تنظیم قند خون بدن را بر هم زده و عملکرد سیستم ایمنی را افت می‌دهد. این در حالی است که نوراپی نفرین یعنی هورمون مترشحه از غده فوق کلیه با اضطراب ناشی از کتمان حقیقت، میزان ضربان قلب و فشار خون را افزایش می‌دهد.

دکتر منوچهر طباطبایی راد، افراد دروغگو را نه تنها دشمن خدا بلکه دشمن خود می‌داند و می‌گوید: خداوند سیستم عصبی و مغز انسان را بر پایه حقیقت، راستی و درستی آفریده بنابراین هرگونه کلام اشتباه و مغایر با دانسته‌ها در عملکرد فیزیولوژیای مغز اختلال ایجاد می‌کند و به همین دلیل نورون‌های مغزی پیام هایی را به سایر قسمت‌های سیستم عصبی ارسال کرده و آثاری مانند تعریق، ارتعاش در کلام و افزایش ضربان قلب را برجای می‌گذارد. در واقع این تغییرات همان پدیده‌ای است که با استفاده از آن دستگاه دروغ سنج ، جملات دروغ را تشخیص می‌دهد. به گفته دکتر طباطبایی ، برای تشخیص کلام درست از نادرست، نشانه‌های زیادی وجود دارد. تن صدای افراد بسیار مهم است. بسیاری از افراد هنگام بیان جملات نادرست ، تن صدای بالاتری پیدا می‌کنند. خنده‌های بی دلیل و بی گاه دارند و همواره سعی می‌کنند تا با صحبت‌های زیبا و جذاب، امکان کشف حقیقت را از مخاطب سلب کنند.

حرکت مداوم چشم‌ها به اطراف، امتناع از برقراری ارتباط مستقیم چشمی با مخاطب، انقباض یا انبساط شدید مردمک چشم ها، پوشاندن بخشی از دهان یا صورت هنگام صحبت، خاراندن بینی، تپق زدن و یک سری اشتباهات رفتاری و گفتاری دیگر از نشانه هایی است که به گفته دکتر طباطبایی هنگام درگیری مغز با دروغگویی معمولاً بروز پیدا می‌کند به همین دلیل این قبیل افراد اغلب سعی دارند تا نگاهی مستقیم با مخاطب خود نداشته باشند و در نتیجه کمتر احساس ناامنی کنند.

الگوسازی

به اعتقاد روانشناسان، چنانچه والدین راستگویی را معیار باارزشی برای فرزندان خود معرفی و به این بهانه آنها را تشویق کنند، حقیقت گویی ملکه ذهن فرزندان شده و الگوی رفتاری آنان می‌شود. به گفته دکتر اسماعیلی، والدین وقتی نشانه هایی از صفت دروغگویی را در فرزندان خود دیدند باید برخورد درستی با آنها داشته باشند تا این رفتار در آنان پرورش پیدا نکند. از طرف دیگر باید مراحل تکامل کودکان مورد توجه قرار گیرد زیرا کودکان تا سنین پنج الی شش سالگی در حال تحول هستند و خیالبافی می‌کنند در حالی که والدین این رفتار او را به حساب دروغ می‌گذارند. این در حالی است که در سنین بالاتر لازم است عامل دروغگویی کودک را شناسایی با روی خوش با او به صحبت نشست و برای تکرار نکردن آن قول گرفت.

این در حالی است که سیستم آموزشی و رسانه‌ها نیز در الگوسازی معیارهای مثبت جایگاه ارزشمندی دارد. چنانچه در خانواده و مدارس از رهنمودهای مذهبی بهره برده شود و نتیجه گفتار نادرست در قالب برنامه‌های تلویزیونی، کارتون، تئاتر و یا دیگر رشته‌های هنری نمایش داده شود، کودکان خواهند فهمید که دروغگویی ممکن است در کوتاه مدت سودمند باشد ولی در بلندمدت شخص، خانواده و جامعه را متضرر خواهد کرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS