دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آفات معاشرت از دیدگاه اسلام

درباره ‏ى روابط اجتماعى، از خانواده گرفته تا جامعه، عمل به ارزش‏هاى دینى و اخلاقى بیانگر کرامت و ارزش والاى خود شخص است و نباید منتظر این بود که عین این رفتار از طرف مقابل سر بزند، بلکه در هر شرایط وظیفه عمل به ارزش‏هاى به دست آمده است. هر چقدر رفتار و کردار منطبق با اصول ارزشى باشد، سیر پیشرفت و ترقى در مراتب انسانى آسان‏تر و سریع‏تر خواهد شد.
No image
آفات معاشرت از دیدگاه اسلام

مطلب دیگر این که معاشرت با دیگران اگر در قالب رفت و آمد صورت گیرد، مانند صله رحم و رفت و آمد فامیلى و نیز معاشرت با دوستان و آشنایان، ممکن است داراى آفات و مضراتى هم باشد که بى‏توجهى به آن آثار زیانبارى به دنبال دارد. بنابراین لازم است این معاشرت‏ها دقیق و حساب شده باشد. ما در اینجا به بعضى از نکات مهم در این زمینه اشاره‏اى مى‏کنیم:

1ـ پرهیز از گناه:

رفت و آمدها و معاشرت‏ها زمانى مفید و مؤثر و موجب خشنودى خداوند خواهد بود که سبب گناه نباشد. چه بسا مهمانیهایى که در آن شئون اسلامى رعایت نمى‏شود و بطور مثال حریم بین زن و مرد از بین مى‏رود. شرکت در این جلسات براى خانواده‏ها و خصوصا بچه‏ها، بسیار خطرناک خواهد بود.

2ـ پرهیز از مزاحمت و تشکیل جلسات پر هزینه:

چه بسا افرادى به بهانه صله رحم و رفت و آمد، سبب تحمیل زحمت و مخارج زیادى به فامیل مى‏شوند. اینگونه معاشرت‏ها نه تنها جلب محبت نمى‏کند بلکه باعث دشمنى و کینه مى‏شود.

3ـ پرهیز از خوشرویى و خوش اخلاقى بیجا:

یکى از آداب معاشرت، خوش اخلاقى و خنده رو بودن است، به شرطى که به جا باشد. اما در مواردى خوش اخلاقى و خنده‏رو بودن، سبب سوء استفاده افراد مى‏شود و آنان را در انجام وظایف خود سست مى‏کند. بطور مثال اگر معلم دائما با بچه‏ها شوخى کند و سختگیرى را به بهانه خوش اخلاقى کنار بگذارد، بچه‏ها دست از درس بر مى‏دارند و هیچکدام به آن اهمیت نمى‏دهند. پس حسن معاشرت همیشه به معناى خوشرویى و خنده رویى نیست. به همین جهت در روایتى آمده که با گناهکاران چهره‏اى عبوس داشته باشید تا از کارهایشان دست بکشند. (وسائل، ج 11، ص 413)

در اینجا ما به بعضى از فنون اساسى در رفتار با دیگران اشاره مى‏کنیم:

  1. اگر خواستید شخصى را نسبت به موضوعى متقاعد سازید سعى نکنید پیرامون آنچه شما مى‏خواهید با او به جر و بحث بپردازید بلکه اول از خواسته خود کوتاه بیایید و خواسته او را در نظر بگیرید آنگاه نظر خودتان را مطرح کنید.
  2. در روابط اجتماعى با دیگران سعى کنید از انتقاد، سرزنش و گلایه خوددارى کنید.
  3. سعى کنید نکات مثبت در رفتار و شخصیت دیگران را شناسایى کرده و آنها را بخاطر آن ویژگیها و رفتارها، تحسین صادقانه داشته باشید نه آنکه روى نکات منفى وى انگشت گذاشته او را مذمت کنید.
  4. سعى کنید شنونده خوبى براى دیگران باشید و دیگران را تشویق کنید درباره خود با شما حرف بزنند.
  5. به دیگران احترام بگذارید و کارى کنید که احساس کنند مهم و با ارزش هستند و این کار را صمیمانه انجام دهید.
  6. در برخورد با دیگران با چهره‏اى گشاده و لبخند سخن را آغاز کنید.
  7. به جاى اینکه مستقیما به دیگران دستور دهید کارى براى شما انجام دهند، خواسته خویش را به شکل سؤال طرح کنید و به طور غیرمستقیم از آنها بخواهید خواسته‏تان را عملى کنند.
  8. اگر دیگران کارى براى شما انجام دادند، آنها را به هر طریقى که ممکن است خوشحال کنید و از آنها تشکر و قدردانى کنید. ضمنا لازم است از حقوق دینى و اخلاقى ـ اجتماعى اى که دیگران بر انسان دارند شناخت بیشترى پیدا نمود تا در اداء آن حقوق تلاش کرد. طبیعى است گاهى «دیگران» والدین یا برادران و خواهران فرد است گاهى، اقوام و فامیل‏اند، گاهى نیز همسایگان و گاهى اساتید و معلمان و یا سایر افراد و... مى‏باشند که هر گروه و صنفى ویژگیها و حقوق خاص خود را دارند که در این زمینه باید با مطالعه بیشتر شناخت خویش را تعمیق و گسترش دهید بنابراین توجه شما را به سیر مطالعاتى که پیشنهاد مى‏کنیم به ترتیب انجام دهید و به همراه مطالعه، خلاصه‏ایى از نکته‏هاى مهمّ و کاربردى را بنویسید. آن گاه براى عمل به مفاد و مطالب استخراج شده، یک برنامه‏ى قطعى تدوین نمائید و در عمل به این برنامه استقامت بورزید.

درباره‏ى روابط اجتماعى، از خانواده گرفته تا جامعه، عمل به ارزش‏هاى دینى و اخلاقى بیانگر کرامت و ارزش والاى خود شخص است و نباید منتظر این بود که عین این رفتار از طرف مقابل سر بزند، بلکه در هر شرایط وظیفه عمل به ارزش‏هاى به دست آمده است. هر چقدر رفتار و کردار منطبق با اصول ارزشى باشد، سیر پیشرفت و ترقى در مراتب انسانى آسان‏تر و سریع‏تر خواهد شد.

برای مطالعه بیشتر:

  1. آیین دوستى‏یابى، دیل کارنگى.
  2. اخلاق و معاشرت در اسلام، على قائمى، تهران، امیرى.
  3. اخلاق و معاشرت در اسلام، جواد محدثى، قم، دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم.
  4. زندگى در آیننه اعتدال، مجتبى فرجى، قم، بوستان کتاب (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى). کتاب حاضر مسئله میان‏روى را در مسائل گوناگون با استفاده از قرآن و حدیث و نظر برخى از حکما و اندیشمندان به بحث نشسته است.
  5. از آثار متقدّمین، گلستان و بوستان سعدى، به لطافت روح شما کمک خواهد کرد.
  6. نکته‏ى پایانى این است که حتماً مجلات تخصصى را در این باره به صورت مداوم مطالعه نمائید و علاوه بر خواندن مقالات و تحقیقات، به تدریج خود نیز دست به قلم برده و حاصل افکار و تحقیقات و مطالعات خود را بنویسید.

از جمله مجله ‏هاى تخصصى به دو مورد اشاره مى‏کنیم:

  1. بشارت، نشریه قرآن ویژه جوانان، قم، صندوق پستى 3319 - 37185.
  2. حدیث زندگى، قم، صندوق پستى 816 - 37185.

براى انتخاب دوست و ایجاد ارتباط با دیگران توجه به نکات زیر ضرورى است:

  1. ابتدا باید مهارتهاى ارتباطى را یاد گرفت و یکى از راه هاى آن الگو قرار دادن افرادى است که در این زمینه موفق هستند.
  2. اجتناب از تند خویى و بددهانى
  3. احسان و هدیه دادن به دیگران
  4. تقدم در سلام کردن و برخورد خوب با دیگران داشتن
  5. بدگویى نکردن از دیگران
  6. جنبه‏هاى مثبت دیگران را دیدن
  7. اجتناب از منفى بافى در مورد دیگران
  8. کمک کردن به دیگران هنگام گرفتارى و نیاز
  9. امانتدارى، خیر خواهى و دلسوزى نسبت به دیگران
  10. شرکت در کارهاى اجتماعى، ورزش‏هاى دسته جمعى و اجتناب از گوشه‏گیرى

برقرارى ارتباط با دیگران و محبت نمودن به آنها، یکى از مهم‏ترین مسائل زندگى انسان است. در صورتى که در آن ضعیف عمل شود، مشکلات متعددى در زندگى به وجود خواهد آمد. حال، شناخت بیمارى و مشکل، یکى از مراحل اساسى برطرف نمودن آن است. ناتوانى از برقرارى ارتباط مطلوب با دیگران و محبت نداشتن به آنها، برخاسته از عوامل زیر است:

الف) سوء ظن به دیگران،

ب ) خودبینى،

ج ) کمبود محبت در دوران زندگى مخصوصا کودکى،

د ) خجالتى بودن،

ه ) زودرنجى،

و ) پرتوقع بودن،

ز ) عدم باور توانایى‏هاى خود.

البته این بدان معنا نیست که همه این عوامل در یک نفر وجود دارد؛ بلکه ممکن است یک یا چند عامل در یک شخص موجب بروز این مشکل شده باشد.

محبت به دیگران و عفو و گذشت و تغافل یعنی وانمود نکردن ضعف ها و برخوردهای نامهربانانه و صرف نظر کردن از مؤاخذه در برابر رفتارهای نامناسب شروط اساسی برای دوستی و جلب محبت و زندگی اجتماعی است.

برگرفته از پرسمان

http://www.porseshkadeh.com

منبع:پژوهه تبلیغ

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS