دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آل اینجو

No image
آل اینجو

كلمات كليدي : تاريخ، ايران، آل اينجو، حكومت، آثار، فرهنگ

نویسنده : رحمان فتاح زاده

"اینجو" اصطلاحی است مغولی، به معنای دارایی پادشاه اعم از باغ، کشتزار، سپاه و بنده و... که در روزگار ایلخانان به زبان فارسی راه یافت و بر دودمانی از نژاد ترک اطلاق شد، اینان در نیمۀ اول سدۀ 8 قمری (14میلادی) مقارن با اواخر عصر ایلخانان، مدت زمانی به مناصب دیوانی و فرمانروایی ایالات جنوبی ایران از اصفهان تا کناره‌های خلیج فارس دست یافتند.[1]

تاسیس حکومت اینجو:

در عهد حکومت ابوسعید آخرین پادشاه ایلخانی ایران، از فرزندان هلاکوخان مغول، در قرن هشتم هجری قمری، وکیلی بر املاک خاصۀ ایلخانی یعنی "املاک اینجو" گماشته شد بنام شرف الدین محمود (که در فارس و کرمان و یزد و کیش و بحرین وزارت خاصه را برعهده داشت و نسب خویش را به خواجه عبدالله انصاری منسوب می‌دانست، او بزودی ممالک جنوب ایران را از اصفهان تا جزایر خلیج تحت ادارۀ مالی خود در آورد و با میر شرف الدین محمود شاه اینجو معروف شد.[2]

او توانست از این راه مالی فراوان بدست آورد چنانکه در اواخر ایام سلطنت ابوسعید حاصل سالیانۀ املاک شخصی او به سیصد تومان می‌رسید ابوسعید در سال 734 او را از حکومت فارس بر کنار کرد ولی او زیر بار این حکم نرفت و دست به طغیان بر ضد خان مغولی زد، ابو سعید به وساطت خواجه غیاث الدین رشیدی از سر خون او گذشت و او را در قلعۀ طبرک اصفهان محبوس ساخت و چندی بعد با وساطت خواجه رشید، آزاد شد ولی پسرش را به روم پیش امیر شیخ حسن چوپانی حکمران آن بلاد به تبعید فرستاد و تا زمان مرگ ابوسعید او در آنجا به سر می‌برد.

خواجه غیاث الدین به خاندان اینجو التفات بسیار داشت و ایشان را در کارهای دیوانی دخالت می‌داد بعد از مرگ ابوسعید او نیز مورد خشم جانشین او قرار گرفت و در سال 736 به قتل رسید، دو تن از پسران او یعنی مسعود شاه و ابواسحاق نیز که در تبریز بودند از پیش امیر چوپانی گریختند.[3]

فرزندان شرف الدین محمود اینجو:

او را شش پسر بود یکی از آنها امیر کیخسرو که مدتی در مملکت فارس حکومت کرد و وفات یافت، پسر دیگرش امیر محمد نام داشت که مدتی ملازم امیر پیر حسین بود و بدست او به قتل رسید و امیر مسعود نیز به دست امرای ایلخانی به قتل رسید. بعد از او امیر شیخ ابو اسحاق معروف‌ترین پادشاه این خاندان در سال 743 هجری در شیراز به پادشاهی رسید و مدتی مملکت فارس، گرمسیر، اصفهان، لرستان، و... در تحت تصرف او بود و امرا و وزرای ممالک اطراف را به اطاعت خود درآورد و مطیع و منقاد او گشتند[4] و او در شیراز سکه و خطبه بنام خود خواند و در ایام حکومت با امیر مبارز الدین محمد مظفر نزاع کرد و این نزاع و جنگ سالها به طول انجامید و در سال 758 در میدان سعادت شیراز که از منشآت خودش بود بحکم امیر مبارز الدین به قتل رسید.[5]

شکوه فرهنگ و ادب در این دوره:

در زمان پادشاهی و حکومت این سلسله بر فارس، یزد و کرمان دورۀ شکوه ادبیات فارسی در ایران بود، ابواسحاق اینجو مردی خوبروی و خوش قامت و نیکو خوی و فروتن بود از این روی مردم شیراز علاقه فراوانی به وی داشتند او در این زمینه از پادشاهان هند تقلید می‌کرد و برای شکوه فرهنگ و ادب در ایران بسیار کوشید، چنانکه یک بار رکن الدین صاین را به صله قصیده‌ای که در پاسخ سمرقندی سروده بود هفت بدره زر انعام داد.

او خود نیز شعر می‌سرود و ذوق ادبی داشت و گروهی از شعراء را در دربار خود جمع کرده بود که مشهورترین آنها "خواجه حافظ شیرازی" بود، حافظ در قصاید و غزلیات خود بارها از او نام برده و از دوره حکمرانی او به خوبی یاد کرده است، شاعرانی همچون "عبید زاکانی" نیز در دورۀ او و در زیر حمایت او کسب دانش کردند و او نیز پس از مرگ ابواسحاق قصیده‌ای در رثای وی سرود.[6]

آثار و ابنیه آل اینجو:

از آل اینجو ابنیه زیادی در شیراز به جای مانده است، میدان سعادت شیراز را که در همان جا ابواسحاق را به قتل رساندند از آثار این دوره می‌باشد که در گوشه‌‌ای از آن کاخی بزرگ نظیر ایوان مدائن ساخته شده است، ابواسحاق برای مسجد جامع عتیق شیراز عمارتی موسوم به خدای خانه ساخت که هم اکنون نیز پا برجاست و همچنین قرآن نفیسی از این دورۀ به خط ثلث از پیر یحیی جمالی صوفی در موزه پارس شیراز نگه داری می‌شود که از آثار این دوره بشمار می‌آید.[7]

مقاله

نویسنده رحمان فتاح زاده
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام - حمله مغول تا صفویه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS