دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آموزش حقوق بشر Human Rights Education

No image
آموزش حقوق بشر Human Rights Education

آموزش حقوق بشر- حقوق بشر- حق آموزش- آموزش.

نویسنده : محمد ابراهيمي

شناسایی حقوق بشر، تقویت نهادها و سازوکارهای بین‌المللی (نظارتی و تضمینی) و ایجاد نهادهای مردم سالار، همگی هنگامی به صورت واقعی مؤثرند که فرهنگ متناسب با آنها نیز ایجاد گردد و توسعه یابد. این عوامل در ایجاد فرهنگ جهانی حقوق بشر تأثیر بسزایی دارد. در این میان آموزش حقوق بشر جایگاه تعیین کننده‌ای داشته و نقش اساسی ایفا می‌نماید و از همین جهت در میان فعالیت‌های متنوع سازمان ملل متحد، مسأله آموزش حقوق بشر به عنوان ابزاری جهت ترویج و حمایت از حقوق بشر مورد توجه خاص قرار گرفته است. اهمیت و ارزشی که جامعه بین‌المللی برای آموزش حقوق بشر قائل شده در تصمیم سازمان ملل متحد برای اعلام دهة 1995-2004 به عنوان دهه آموزش حقوق بشر تبلور یافته است.

1. تعریف آموزش حقوق بشر

تعریف‌های زیادی برای آموزش حقوق بشر ارائه شده است. یکی از تعاریف مختصر و خوب آن است که تمامی آموزش‌هایی که اطلاعات، مهارت‌ها (توانایی‌ها) و ارزش‌های حقوق بشر را توسعه و ارتقاء می‌بخشد، به عنوان آموزش حقوق بشر معرفی نموده است.[1] همچنین در تعریف این اصطلاح آمده؛ آموزش حقوق بشر اشاره به‌ آموزش به تمامی سنین، پایه‌ها و سطوح مناسب شغل رسمی و غیر رسمی، مجامع علمی و غیر علمی به منظور انتقال اطلاعات و آگاهی‌های حقوق بشری به تمامی جوامع و دعوت از افراد و گروه‌ها برای احترام به حقوق بشر و حمایت از آن دارد.[2]

در حقیقت مفهوم و معنای آموزش حقوق بشر عبارت است از مجموعه‌ای از آموزش‌ها در جهت ایجاد آگاهی درباره ارزش‌های حقوق بشری، توسعه و تقویت احترام به حقوق بشر و حمایت از آن و آشنایی با سازوکارهای تضمینی آن در جهت بهره‌مندی از حقوق و آزادی‌های اساسی و مقابله با موارد نقض حقوق بشر.[3]

از این‌روی آموزش حقوق بشر آنچنان که سازمان ملل خاطرنشان نموده این گونه تعریف می‌شود؛ آموزش، تربیت و اطلاع رسانی با هدف ساختن فرهنگی جهانی از حقوق بشر از طریق مشارکت گذاردن دانش، بیان مهارت‌ها و قالب‌بندی عقاید به سوی: 1. تقویت و احترام به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی؛ 2. رشد همه جانبه شخصیت بشر و احساس کرامت؛ 3. توسعه آگاهی در زمینه بردباری، برابری جنسی و دوستی میان همه ملل، افراد بومی و نژادی، ملی،‌گروه‌های اقلیت مذهبی و زبانی؛ 4. توانا ساختن همه افراد برای مشارکت مؤثر در جامعه مردم سالار و تحت حاکمیت قانون؛ 5. ایجاد و حفظ صلح.[4]

2. وضعیت حقوقی آموزش حقوق بشر

در بسیاری از اسناد سازمان ملل متحد و یونسکو آموزش حقوق بشر مورد توجه قرار گرفته است. اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948)[5] به عنوان نخستین سند جهانی حقوق بشر در بند 2 ماده 26، این مسأله را این چنین مورد توجه قرار داده که؛ آموزش و پرورش باید طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل، رشد دهد و تقویت کند. آموزش و پرورش باید حس تفاهم، گذشت و احترام به عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت‌های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت‌های ملل متحد را در راه حفظ صلح تسهیل نماید.

در سایر اسناد بین‌المللی حقوق بشر نیز به نوعی مسأله آموزش حقوق بشر مورد توجه واقع شده است که از جمله مهمترین موارد می‌توان به مواد 7 و 10 اعلامیه حقوق کودک (1959)[6] ، ماده 5 کنوانسیون مبارزه با تبعیض در امر تعلیمات (آموزش) (1960)[7] ، ماده 13 میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (1966)[8] ، ماده 29 کنوانسیون حقوق کودک (1982)،[9] ماده 10 کنوانسیون رفع تمامی انواع تبعیض علیه زنان (1981)،[10] ماده 7 معاهده بین‌المللی رفع هر گونه تبعیض نژادی (1969)[11] ،اعلامیه وین و برنامه عمل (1993) [12] و.... اشاره نمود.

علاوه بر اسناد بین‌المللی، در اسناد منطقه‌ای حقوق بشری نظیر ماده 25 منشور آفریقایی حقوق بشر و ملت‌ها (1982)[13] نیز به مقوله آموزش حقوق بشر توجه شده است.[14]

به موجب تمامی اسناد مذکور، دولت‌ها متعهد به آموزش مستقیم استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر و آزادی‌های اساسی شده‌اند و از این جهت بسیاری از دولت‌ها تلاش کرده‌اند تا این مقررات را به همین شکل در سیستم داخلی خود اعمال نمایند و یا مقررات خود را مطابق این استانداردها اصلاح نمایند. بنابراین وضعیت حقوقی آموزش حقوق بشر تاحدودی روشن است.

3. اهداف آموزش حقوق بشر

به طور کلی اهداف برنامه جهانی برای آموزش حقوق بشر را می‌توان به این شرح برشمرد: 1 . ترویج و توسعه فرهنگ حقوق بشری. 2. ترویج و اشاعه فهم و درک مشترک بر اساس اسناد بین‌المللی، اصول اساسی و روش‌های آموزش حقوق بشر. 3. کسب اطمینان از توجه به آموزش حقوق بشر در سطوح‌ ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی. 4. فراهم کردن چارچوبی مشترک و منسجم برای عمل توسط تمامی فعالان حقوق بشری. 5. افزایش همکاری و مشارکت در تمامی سطوح. 6. اخذ منابع و پشتیبانی از برنامه‌های موجود آموزش حقوق بشر به منظور برجسته نمودن برنامه‌ها و تجربیات موفق و تشویق برای ادامه یا توسعه برنامه‌های موفق و ایجاد نمونه‌های جدید.[15]

4. محتویات آموزش حقوق بشر

هر برنامه آموزش حقوق بشری حاوی مباحث و مطالبی به این شرح است؛ 1. دانش و مهارت‌ها که شامل یادگیری درباره حقوق بشر، شناخت مفاهیم، اصول و ارزش‌های حقوق بشری، سازوکارهای حمایتی آن و کسب مهارت‌هایی برای به کارگیری آموخته‌های مربوطه در زندگی روزانه می‌باشد. 2. ارزش‌ها، عقاید و رفتار که دربردارنده ترویج ارزش‌ها و تقویت عقاید و رفتاری که حقوق بشر را حمایت می‌کند، است. 3. اقدام که شامل عمل برای دفاع، ترویج و رعایت حقوق بشر می‌شود.[16]

5. اصول حاکم بر فعالیت‌های آموزش حقوق بشر

فعالیت‌های آموزش حقوق بشر در چارچوب برنامه جهانی آن مبتنی بر چند اصل مهم می‌باشند که هر فعالیتی باید تحت این اصول صورت پذیرد. مهمترین اصول حاکم بر فعالیت‌ها‌ی آموزش حقوق بشر عبارتند:

1. ترویج همبستگی، غیر قابل تفکیک بودن و جهانی بودن حقوق بنیادین بشری که شامل حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.

2. پرورش احترام و ارزش قائل شدن به تفاوت‌های بشری و مخالفت با تبعیض بر اساس نژاد، جنس، زبان، سیاست، ملیت، قومیت، وضعیت جسمی یا روانی و ...

3. ترغیب به تحلیل مشکلات تاریخی انسان که از مسائل حقوق بشر ناشی می‌شود (نظیر فقر، درگیری‌های خشونت آمیز و تبعیض) و دست‌یابی به راه‌حل‌هایی که با استانداردهای حقوق بشر سازگار است.

4. تقویت مجامع و افراد برای تشخیص نیازهای حقوق بشری خود و اطمینان از دست‌یابی آنها به این حقوق.

5. گنجاندن اصول حقوق بشری در زمینه‌های متفاوت فرهنگی، تاریخی و ...

6. ارتقای دانش و مهارت‌ها در استفاده از اسناد حقوق بشری در سطوح مختلف محلی، ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی و سازوکارهای حمایت از حقوق بشر.

7. استفاده از آموزش و تربیت مشارکتی شامل دانش، تحلیل انتقادی و مهارت‌هایی برای عمل که منجر به توسعه حقوق بشر و پیشبرد آن می‌شود.

8. پرورش محیط‌های آموزش و یادگیری بدون اجبار و ترس که به تقویت مشارکت، رضایت از حقوق بشر و توسعه کامل شخصیت انسان منجر شود.

9. تأکید بر ارتباط با زندگی روزانه یاد گیرنده و درگیر کردن آنان با گفتگو درباره راه‌های انتقال بیانیه‌های تجریدی حقوق بشر به زندگی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و اوضاع سیاسی.[17]

6. فرآیند آموزش حقوق بشر

در فرآیند آموز حقوق بشر باید میان آموزش رسمی که در مدارس، دبیرستان‌ها و دانشگاهها و ... در چارچوب برنامه‌های درسی صورت می‌پذیرد با آموزش غیررسمی که خارج از دروس مدارس انجام می‌شود و به تمامی فعالیت‌های بخش‌های عمومی و خصوصی تسری می‌یابد، تفکیک نمود.[18]

آموزش رسمی فقط باید توسط پژوهشگر – آموزگار حرفه‌ای و متخصص صورت گیرد. این آموزش را با توجه به ابعاد زندگی اجتماعی، بین فرهنگی و آگاهی‌ها انجام می‌دهند. در این نوع آموزش اهمیت ردة سنی از جایگاه ممتازی برخوردار بوده و باید به امر آموزش آموزگاران در اشکال گوناگون ضمن خدمت یا تقویت دروس حقوق بشر در دانشکده‌های حقوق یا گنجاندن آموزش حقوق بشر در آموزش اولیه آموزگاران و ... توجه خاص نمود.[19]

آموزش غیر رسمی نیز از آنجایی که موجب عمومیت یافتن حساسیت نسبت به رعایت حقوق بشر از طریق مشارکت نهادهای عمومی و خصوصی می‌گردد؛ نیز بسیار مهم بوده و باید توسط آموزگاران حقوق بشر آموزش دیده بر اساس ویژگیهای هر دستگاه صورت گیرد.[20]

7. ارزیابی برنامه‌های آموزش حقوق بشر

ارزیابی در هر برنامه آموزش حقوق بشری لازم بوده و اقدام به ارزیابی باید جزیی از برنامه آموزشی باشد. ارزیابی باید قبل، در ضمن و بعد از مرحله آموزش صورت گیرد. در ارزیابی قبل از آموزش باید جمعیت‌های مورد نظر به طور مناسب انتخاب شوند و ساختار آموزش و آموزگاران و نیازهای خاص آنها جهت آموزش مشخص گردند و شناخت بهتر از دانسته‌ها، خلاءها و انتظارات جمعیت‌های مورد نظر برای آموزش مورد ارزیابی قرار گیرند. ارزیابی ضمن آموزش نیز باید به گونه‌ای باشد که ارزیابی روشهای آموزش، شناخت شرایطی که آموزش در آن صورت می‌پذیرد و ارزیابی جو حاکم بر آموزش و اطمینان از این که در طی دوره آموزشی حقوق بشر رعایت می‌شود را ممکن سازد. ارزیابی بعد از آموزش نیز موارد زیر را ممکن می‌سازد: 1. اطمینان از این که برنامه آموزش مطابق طرح پیش بینی شده تحقق یافته است. 2. کشف راههای ارتقای کیفیت دوره‌های بعدی آموزش با بهره‌گیری از تحلیل‌های آموزگاران، دانش‌آموختگان و افراد مرتبط با آنها (خانواده‌ها).[21]

8. جمهوری اسلامی ایران و آموزش حقوق بشر

دولت ایران برخی از اسناد مهم حقوق بشری نظیر اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948)، میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (1966)، کنوانسیون حقوق کودک (1982) و ...[22] را که حاوی مقرراتی در راستای ترویج و آموزش حقوق بشرند به تصویب رسانده و عضویت در بسیاری از اسناد حقوق بشری نظیر اعلامیه وین و برنامه عمل (1993)[23] که در آن تأکید زیادی بر امر آموزش حقوق بشر گردیده را پذیرفته است. بنابراین از این جهت در قبال جامعه بین‌المللی تعهدات خاصی را جهت آموزش حقوق بشر دارد.

قانون اساسی نیز در اصل بیستم حقوق مساوی انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی همه افراد ملت را با رعایت موازین اسلامی مورد شناسایی قرار داده که بهره مندی ازآموزش حقوق بشر یکی از حقوق فرهنگی انسانی محسوب می‌شود. حق آموزش و پرورش رایگان نیز با شرایطی در اصل 30 پذیرفته شده است. البته با توجه به قید اسلامی بودن تمامی قوانین بر اساس اصل 4قانون اساسی به نظر می‌رسد آموزش حقوق بشر تنها در محدوده‌ای که تعارضی با احکام اسلامی نداشته باشد در مقررات داخلی مجاز شمرده شده است.

مقاله

نویسنده محمد ابراهيمي
جایگاه در درختواره حقوق بین الملل - حقوق بشر

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS