دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آيا خودت را خوشبخت می‌دانی؟!

No image
آيا خودت را خوشبخت می‌دانی؟!

 

نهج البلاغه كتابى است كه به اعتراف تمام دانشمندان جهان، از نظر فصاحت و بلاغت پس از قرآن كريم مثل و مانندى ندارد. نهج البلاغه كه در سه بخش خطبه‌ها، نامه‌ها، حكمت‌ها توسط سيد رضى رحمه‌الله عليه به نظم درآورده شده كتاب ارزشمندى است كه شريف رضى ره در اين مورد مى فرمايد: نهج البلاغه كتابى است از سخنان مولى اميرالمومنين على عليه السلام كه از جهت بلاغت شگفتيهايى و از جهت فصاحت شيوايى و تازگي‌هايى و از زبان عرب و كلمات درخشان و نافذ دينى و دنيايى گوهرهايى درخشان و تابان در بردارد. آنچنان كه همه اين محاسن در هيچ سخنى يكجا جمع نشده و در هيچ كتابى گرد نيامده است. زيرا

امير مومنان عليه السلام سرچشمه و زيستگاه فصاحت و رازهاى بلاغت آشكار شده مى باشد كه قوانين آن نيز، از حضرتش اخذ گرديده است... و پس از آنكه اين كتاب گردآورى شد نام آن را نهج البلاغه راه آشكار بلاغت نهادم، زيرا اين كتاب درهاى بلاغت را روى كسى مىگشايد كه آن را مطالعه مى كند و جوينده راه بلاغت را به مقصود مى رساند و دانشمند و دانشجو را به‌كار مى‌آيد، به همان اندازه كه صاحبنظران سخنور و پارسايان را به‌كار خواهد آمد. در اين قسمت از نوشتارمان بهره مي‌گيريم از برخي سخنان اميرمومنان حضرت علي

عليه السلام كه البته از دريايي بيكران قطره‌اي را براي شما عزيزان انتخاب كرده‌ايم:

 خوبی و خوشبختی

و سئل عن الخير ما هو؟ فقال: ليس الخير ان يكثر، مالك و ولدك و لكن الخير ان يكثر علمك و ان تعظم حلمك و ان تباهى الناس بعباده ربك، فان احسنت حمدت‌الله و ان اسات استغفرت‌الله و لا خير فى الدنيا الا لرجلين: رجل اذنب ذنوبا فهو يتداركها بالتوبه و رجل يسارع فى الخيرات. [ نهج البلاغه معجم المفهرس، حكمت 94. ] ترسناك‌ترين چيزى كه از آن بر شما خائفم دو چيز است: پيروى از هوا و هوس، و آرزوهاى طولانى.  از امام عليه السلام سوال شد خوبى و خوشبختى در چيست؟ فرمود: خوبى و خوشبختى در اين نيست كه مالت فراوان و فرزندانت زياد شوند، خوشبختى آن است كه علمت افزون شود و حلمت زياد شود و بر پرستش پروردگار مباهات كنى و اگر نيكى كنى شكر خدا به‌جا آورى و اگر بدى كنى استغفار كنى، دنيا فقط براى دو كس خوب است: كسى كه گناهانى كرده و مى خواهد با توبه جبران كند و كسى كه با سرعت به‌كارهاى نيك مشغول است.

  بزرگ‌ترين خيانت

 ان اعظم الخيانه خيانه الامه و افظع الغش غش الائمه. [ نهج البلاغه معجم المفهرس، نامه 26، شماره 7. ]

 بزرگ‌ترين خيانت، خيانت به ملت است و رسواترين تقلب، تقلب به پيشوايان مسلمين است.

 فضيلت صدقه

 الصدقه دواء منجح و اعمال العباد فى عاجلهم، نصب اعينهم فى آجالهم. [ نهج البلاغه معجم المفهرس، حكمت 7. ] صدقه و كمك به نيازمندان داروى مؤثرى است. و اعمال بندگان در اين دنيا نصب العين آنها در آخرت خواهد بود.

 اهميت نماز

 تعاهدوا امر الصلاه و حافظوا عليها و استكثروا منها و تقربوا بها، فانها كانت على المومنين كتابا موقوتا

[ نهج البلاغه معجم المفهرس، خطبه 199، شماره 1. ] نماز را به پا داريد، محافظت آن را بر عهده‌گيريد، زياد به آن توجه كنيد و فراوان نماز بخوانيد و به وسيله آن به خدا تقرب جوئيد، زيرا نماز به عنوان فريضه واجب در اوقات مختلف شبانه روز بر مؤمنان مقرر شده است.

 

 محاسبه نفس

 زنوا انفسكم من قبل ان توزنوا و حاسبوها من قبل ان تحاسبوا. [ نهج البلاغه معجم المفهرس، خطبه 90، شماره 8. ] پيش از آنكه مورد سنجش قرار‌گيريد خود را بسنجيد و قبل از آنكه شما را به پاى حساب ببرند حساب خود را برسيد.

 نقش تربيتى قرآن

 ان هذا القرآن هو الناصح الذى لا يغش و الهادى الذى لا يضل. [ نهج البلاغه معجم المفهرس، خطبه 176، شماره 7. ] قرآن پند‌دهنده اى است كه انسان را نمى فريبد و هدايت‌كننده اى است كه گمراه نمى كند.

 ارزش تربيت

 لا غنى كالعقل و لا فقر كالجهل و لا ميراث كالادب و لا ظهير كالمشاوره [ نهج البلاغه معجم المفهرس، حكمت 54. ] هيچ ثروتى چون عقل نيست و هيچ فقرى چون جهل نمى باشد و هيچ ميراثى چون ادب و تربيت نخواهد بود و هيچ پشتيبانى چون مشورت نخواهد بود.

  بزرگ‌ترين گناه

 اشد الذنوب ما اشتهان به صاحبه [ نهج البلاغه معجم المفهرس، حكمت 348. ]

 سخت‌ترين گناهان آن است كه صاحبش آن را كوچك بشمارد.

 زهد و پارسايى

 الزهاده قصر الامل و الشكر عند النعم و التورع عند المحارم [ نهج البلاغه معجم المفهرس، خطبه 81. ]

 زهد يعنى: كوتاهى آرزو، شكر و سپاس در برابر نعمت و پارسايى در مقابل گناه.

 

  آفات هواپرستى و آرزوى دراز

 ان اخوف ما اخاف عليكم اثنان: ابتاع الهوى و طول الامل، فاما اتباع الهوى فيصد عن الحق و اما طول الامل فينسى الاخره. [ نهج البلاغه معجم المفهرس، خطبه 42، شماره 1. ] ترسناك‌ترين چيزى كه از آن بر شما خائفم دو چيز است: پيروى از هوا و هوس، و آرزوهاى طولانى. اما تبعيت از هوا و هوس، انسان را از راه حق باز مى دارد و آرزوهاى طولانى، آخرت را به دست فراموشى مى سپارد.

  امر به معروف و نهى از منكر

 لا تتركوا الامر بالمعروف و النهى عن المنكر فيولى عليكم شراركم ثم تدعون فلا يستجاب لكم. [ نهج البلاغه معجم المفهرس، نام 47، شماره 7. ] امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد كه اشرار بر شما مسلط مى شوند سپس هر چه دعا كنيد مستجاب نمى شود.

مقاله

نویسنده آمنه اسفندیاری
جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS