دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ابراهیم Abraham

No image
ابراهیم Abraham

كلمات كليدي : ابراهيم، حران، نمرود، تارح، عهد ختنه، كنعان

نویسنده : محمد ضياء توحيدي

ابراهیم نام شخصیتی بلند مرتبه است که همواره مورد توجه خداوند قرار داشت.نام اصلی ابراهیم، در ابتدا اَورام[1]به معنی پدر عالی بود. بعدها خداوند نام وی را به اوراهام[2] یعنی "پدر جماعت زیاد" تغییر داد.[3]

  او از اهالی کلده و از نسل سام پسر نوح است. نام پدرش تارح بوده و احتمالا در سال 2161 ق.م به دنیا آمده است.[4]

  شخصیت حضرت ابراهیم از جهات مختلفی حائز اهمیت است. از یک سو نیای بزرگ یهودیان و بنی اسرائیل است و از سوی دیگر جد اقوام عرب و بسیاری از مسلمانان.گذشته از این هر سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام خود را منسوب به ابراهیم می دانند و نام دین ابراهیمی را برای خود برگزیده‌اند.

 

ترک وطن

  ابراهیم زمانی که هفتاد ساله بود همراه با پدر، برادرزاده‌اش لوط و همسرش سارا به سوی حران حرکت کرد.[5]

  در مورد علت خروج وی از دیار خویش در کتاب تورات چیزی ذکر نشده است اما در کتاب اعمال رسولان، علت این سفر دستور خاص الهی دانسته شده است.[6]

  ابراهیم پس از مرگ پدرش، به دستور الهی از حران خارج گردیده و رهسپار کنعان گردید.[7]خداوند بار دیگر بر ابراهیم ظاهر شده و به وی وعده داد که سرزمین کنعان را به نسل وی خواهد بخشید.[8] ابراهیم به خاطر قحطی در آن سرزمین عازم مصر گردید.

 

ابراهیم در مصر

  ابراهیم پس از ورود به مصر ترسید مبادا او را به خاطر همسر زیبارویش بکشند.به همین دلیل از سارا خواست تا خود را خواهر ابراهیم معرفی کند. همین مسأله سبب آن شد که فرعون شیفته‌ی سارا شود.به دستور فرعون، سارا را به خانه فرعون آوردند و فرعون او را به همسری خویش در آورد.[9]

  خداوند فرعون و اهل خانه‌اش را به بلایای سختی مبتلا ساخت.فرعون پس از آنکه متوجه علت این بلاها گردید، ابراهیم را نکوهش و توبیخ نمود که چرا سارا را خواهر خود معرفی کردی تا من او را به همسری خویش در آورم.[10]

 

بازگشت به کنعان

  ابراهیم پس از این واقعه رهسپار جنوب گردید.در این سرزمین، بار دیگر خداوند ابراهیم را مخاطب قرار داد و به او وعده‌ی تولد فرزند و ازدیاد نسلش را داد.[11]

 

جنگ با پادشاه عیلام

  کتاب مقدس، در یک مورد نیز به جنگاوری ابراهیم می‌پردازد.زمانی که پادشاه عیلام، دو منطقه سدوم و عموره را فتح کرد، برادرزاده ابراهیم یعنی لوط را نیز به اسارت گرفته و همراه خود برد.ابراهیم پس از اطلاع از این مسأله، همراه با تعدادی از خانه زادان خود که تعدادشان به 318 نفر می‌رسید به دنبال آنان روانه شدند. ابراهیم شبانه بر سپاه مهاجم یورش برده، آنان را شکست داد و لوط را به همراه اموالش باز گرداند.[12]

 

همسر و فرزندان ابراهیم

  ابراهیم، ابتدا با خواهر خویش[13] سارا ازدواج نمود اما سارا عقیم بود و برای ابراهیم، فرزندی نیاورد.سارا که از داشتن فرزند ناامید شده بود از ابراهیم خواست تا با کنیز مصری او یعنی هاجر ازدواج کند.هاجر باردار گردید اما سارا که تحمل نگاههای تحقیر آمیز هاجر را نداشت به آزار و اذیت وی پرداخت.

  هاجر نیز از خانه گریخته و رهسپار بیابان گردید.فرشته الهی در بیابان بر هاجر ظاهر گردیده و به وی دستور بازگشت به خانه را داد. فرشته همچنین به هاجر بشارت داد که خداوند نسل او را زیاد خواهد نمود.[14]

 

عهد ختنه

  سیزده سال پس از تولد اسماعیل، خداوند بر ابراهیم ظاهر گردید. خداوند با وی عهد بست که او را پدر امتهای زیادی خواهد نمود و نام او را از ابرام به ابراهیم تغییر داد. همچنین خداوند به ابراهیم دستور داد داد که از این پس باید فرزندان پسر همگی ختنه شوند.[15]

  وی در روز کفاره (کیپور) توسط جد بزرگ خویش سام[16] (فرزند نوح) ختنه گردید.[17] اسماعیل و تمام مردان خانه ابراهیم نیز ختنه گردیدند.

 

سارا و ابی ملک

  بار دیگر ابراهیم عازم سفر گردید و این بار در زمین جرار ساکن گردید.در این سفر نیز ابراهیم، از ترس جان خویش، سارا را خواهر خویش معرفی نمود.ابی ملک، پادشاه آن منطقه نیز سارا را به همسری خویش در آورد.خداوند در خواب بر ابی ملک ظاهر گردید و او را از واقعیت امر مطلع ساخت. ابی ملک که از این واقعه خشمگین شده بود ابراهیم را فرا خوانده و او را به خاطر این کار، نکوهش نمود و سارا را به ابراهیم بازگرداند.[18]

 

تولد اسحاق

  پس از گذشت چهارده سال، رحمت الهی دوباره شامل حال ابراهیم گردید و خداوند فرزندی دیگر را به ابراهیم عطا فرمود. این‌بار ساره که تا 90 سالگی باردار نشده بود به خواست الهی حامله گردید و اسحاق را به دنیا آورد.[19]

 

اخراج هاجر و اسماعیل از خانه

  آنگونه که در کتاب مقدس آمده است، اسماعیل پس از تولد اسحاق به تمسخر وی پرداخت.این مسأله بر سارا گران آمد و از ابراهیم خواست تا هاجر و اسماعیل را از خانه بیرون کند.ابراهیم علی‌رغم میل باطنی خویش و تنها پس از دستور الهی به خواسته‌ی سارا تن داد.[20]

 

امتحان بزرگ

  پس از سالها، خداوند به ابراهیم دستور داد تا اسحاق را قربانی کند.[21]در این زمان، ابراهیم بی آنکه اسحاق را از امر الهی خبردار کند به کوه موریا برده و دست و پای وی را بست تا او را ذبح کند.پیش از آنکه ابراهیم اقدام به این کار کند، فرشته ی الهی ندا داده و به ابراهیم گفت که این دستور، امتحانی الهی بوده است.[22]

 

وفات سارا، ازدواج مجدد ابراهیم و وفات او

  سارا، زمانی که صد و بیست و هفت سال داشت از دنیا رفت.ابراهیم پس از وفات سارا، زنی به نام قطوره را به همسری خویش در آورد و دارای شش فرزند دیگر شد.ابراهیم، پس صد و هفتاد و پنج سال زندگی، از دنیا رفت و در مغاره ای در صحرای عفرون دفن گردید.[23]

 

ابراهیم در متون اگادایی[24]

  در متون اگادایی از ابراهیم به عنوان کسی که تمامی فرامین الهی را بدون هیچ کم و کاستی پذیرا شده و فرمانبرداری کرده یاد شده است.

  اطاعت وی از دستور الهی و اقدام به ختنه خود و اهل خانه‌اش، برکت فراوانی را برای قوم اسرائیل به ارمغان آورده است. خداوند همه ساله با نظر به خون عهد ختنه ابراهیم، تمام گناهان قوم خویش را می‌بخشد.

  بنابر نوشته های عالمان یهود، ختنه یکی از ده امتحانی بود که خداوند ابراهیم را به آن امتحان نمود و ابراهیم از تمام این آزمایشات سربلند بیرون آمد. ابراهیم در آخرت بر سر در جهنم می‌نشیند و مانع ورود کسانی که ختنه کرده‌اند به جهنم می‌شود. [25]

 

ابراهیم در آتش نمرود

  اگر چه در کتاب مقدس، چیزی در مورد داستان شکستن بتها توسط ابراهیم و مجازات وی توسط نمرود، چیزی نیامده است اما در نوشته های اگادایی این داستان به تفصیل ذکر شده است.بر اساس این گزارشها، زمانی که ابراهیم بتهای پدر خویش را درهم شکست، توسط پادشاه زمان خویش، نمرود[26] در آتش انداخته شد اما جبرئیل وی را از آتش نجات داد.[27]

 

 

مطلب مرتبط :

ابراهیم در منابع اسلامی 

مقاله

نویسنده محمد ضياء توحيدي
جایگاه در درختواره ادیان ابراهیمی - مسیحیت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS