دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ابوهریره

No image
ابوهریره

كلمات كليدي : ابوهريره، اسرائيليات، جعل حديث، كعب الاحبار

نویسنده : مريم قدمي

ابوهریره

ابوعبدالله یا عبدالرحمان‌بن‌عامر دَوسی از اصحاب مشهور پیامبر بود که شخصیت روایی‌اش همواره مورد بحث بوده است. به‌رغم شهرت فراوانش در میان اصحاب، در ضبط نام و نسب او و پدرش چنان اختلافی در میان منابع وجود دارد که گفته‌اند در فرهنگ اسلامی هیچ‌کس مانند او و پدرش در ضبط نام اختلاف نداشته‌اند. از نام او و پدرش در دورۀ جاهلیت و اسلام اثری یافت نشده از این‌رو همه او را با کنیه‌اش می‌شناسند. از نام‌های او در دوران جاهلی عبدشمس، عبدغنم می‌باشد. در دوران اسلامی عبدالله و عبدالرحمان شهرت بیشتری دارند. به گفتۀ خودش به‌سبب علاقۀ بسیار به گربه‌ها، پیامبر به او کینۀ باهویره داد.

او در حدود بیست سال قبل از هجرت به دنیا آمده است. وی در زمانی که اسلام آورد، به شدت فقیر بود تا جایی که در بسیاری از منابع او را جزء اصحاب صفه گفته‌اند.

در منابع آمده است که در جنگ موته حضور داشته است. تا آخر عمر پیامبر، او جزء اصحاب صفه در مدینه باقی ماند و پس از پیامبر در دورۀ عمر به حکومت بحرین گمارده و پس از دو سال به اتهام سوء استفاده از بیت‌المال از حکومت عزل شد. در روزگار عثمان او به خاندان ابوالغاص و امویان علاقمند و به آن‌ها نزدیک گردید و چون به هنگام محاصرۀ خانۀ عثمان از او حمایت کرد و مورد احترام بنی‌امیه بود. مروان‌حکم هنگام حکومت بر مدینه در غیبت خود گاهی او را جانشین خود می‌ساخت.

در روزگار علی (علیه‌السلام) جزء یاران معاویه شد و از یاری علی (علیه السلام) دست برداشت. او به زور از تمام مردم یمن و حجاز برای معاویه بیعت گرفت و معاویه پس از آن او را پیشوای نماز و حاکم مدینه کرد. در این ایام او به جعل احادیث بسیاری در فضل معاویه اقدام نمود و از این‌رو به ثروت و مقام والایی دست یافت.

او بیش از صحابه دیگرحدیث نقل کرده و صحت احادیث او، با توجه به کوتاهی دورۀ مصاحبت او با پیامبر، مورد تردید واقع شده است. در ضمن بیش از هشتصد نفر از صحابه و تابعین از او حدیث نقل کرده‌اند. او از آغاز متهم به جعل و وضع احادیث به ویژه به نفع معاویه و ضد علی (علیه السلام) بود به طوری که عایشه و عمر او را توثیق نمی‌کردند.

عمر به خاطر افراط در نقل حدیث، او را تهدید به تبعید کرد و تازیانه زد و نکوهش کرد که تو بسیار نقل حدیث می‌کنی و دربارۀ تو باید گفت که بر پیامبر خدا دروغ می‌بندی. عایشه هم او را تکذیب می‌کرد و دروغ‌گو می‌خواند.

ابوجعفر اسکافی معتزله گفته است:

«ابوهریره نزد ما غیر موثق بوده و روایاتش پذیرفته نیست زیرا عمر به او تازیانه زد و او را دروغ‌گو خطاب کرد. ده هزار درهم ربوده شده از بیت‌المال را از او گرفت و او را رسوا ساخت. و از حکومت بحرین برکنار کرد.»

ابوحنیفه هم ابوهریره را به دلیل آن‌که هر چه را که می‌شنید بدون تأمل در معنا و تشخیص ناسخ و منسوخ آن روایت می‌کرد؛ غیرموثق می‌دانست.

ابن‌کثیر هم به نقل از بسربن سعید آورده که ابوهریره هم از رسول خدا (ص) و هم از کعب الاحبار نقل کرده و گاهی حدیث پیغمبر را از کعب و حدیث کعب را از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) روایت نموده است. ابوهریره گفتار کعب را برای مردم نقل می‌کرد و کعب گفتار ابوهریره را تصدیق می‌نمود و این‌گونه اسرائیلیات به گونه‌ای گفته می‌شد که گویی از پیامبر (ص) نقل شده‌اند و بدین ترتیب ابوهریره و کعب در نشر این‌گونه خرافات در میان مسلمانان با یکدیگر هم‌دست بوده‌اند.

احادیث او اصول و فروع دین را فرا گرفته و علمای مذهب اربعه و متکلمان آنان چون اشاعره و دیگران در بسیاری از احکام و قوانین الهی به آن احادیث استناد کرده‌اند.

وی در سن 78 سالگی وفات یافت و ولیدبن عتبه بر او نماز خواند و در قبرستان بقیع مدینه دفن شد. ولیدبن عتبه مرگ او را به معاویه خبر داد و معاویه به جهت این‌که او از یاران عثمان بود، توصیه به دستگیری بازماندگانش کرد.

مقاله

نویسنده مريم قدمي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS