دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

احساس sensation

No image
احساس sensation

كلمات كليدي : احساس، تحريك، حواس پنجگانه، روان شناسي احساس و ادراك

نویسنده : زينب كاوندي

احساس، موضوعی کاملا آشنا و ملموس برای همه ما انسان‌ها است. چرا که انسان‌ها و حتی نوع حیوان، جنبه‌های مختلف احساس را در خود دارند. آنچه که در عرف با عنوان احساس خوب یا بد از آن تعبیر می‌شود با آنچه که در علم روان‌شناسی با عنوان احساس از آن یاد می‌شود، متفاوت است. احساس در روان‌شناسی، اثری است از یک محرک(داخلی یا خارجی) که از گیرنده‌های حسی تا سیستم اعصاب مرکزی پیش می‌رود و ارزش شناختی خاصی ندارد و اساس آن کاملا فیزیولوژیک است.[1]

می‌توان به نوعی ادعا کرد، همین احساس است که باعث تعبیر و تفسیر انسان و نوع حیوان از محیط درون و بیرون خود می‌شود و نهایت آن به ادراک می‌انجامد. همان‌گونه که اشاره شد احساس، اثر یک محرک است که توسط مکانیزمی به اعصاب مرکزی انتقال می‌یابد.

از لحاظ بررسی این مکانیزم عمل، باید به دو مرحله اشاره نمود: تحریک[2] (درونی یا بیرونی) و تأثر عضو حسی. بدین‌شکل که هنگامی که یک عامل تحریک‌کننده(درون یا بیرون بدن انسان)، گیرنده‌های حواس را در یک عضو حسی تحریک کند؛ این تحریک توسط اعصاب موجود اعضاء(اعصاب آوران) به نخاع و مراکز عصبی مربوط منتقل می‌شود که این عمل انتقال، منجر به احساس می‌شود و پس از آن واکنش روانی یا رفتاری مطابق با آن احساس از جانب اعصاب(وابران) به همان اعضاء باز می‌گردد.

بدون شک می‌توان ادعا داشت که احساس، واکنشی بالقوه و قابل مشاهده در موجود زنده می‌باشد، به گونه‌ای که می‌توان به وضوح اثر تحریکات را در رفتار وی مشاهده نمود. در علم روان‌شناسی نیز احساس، موضوعی قابل مشاهده و حتی اندازه‌گیری است و مقیاسی با عنوان "مقیاس اندازه‌گیری احساس"[3] برای سنجش این عامل تعیین شده است. برای بررسی و اندازه‌گیری میزان احساس در فرد، مفهوم "آستانه مطلق احساس"[4] مطرح می‌گردد. بدین معنا که موجود زنده برای اینکه بتواند به محرک‌های ضعیف پاسخ دهد، باید شدت محرک به اندازه‌ای باشد که اعصاب فرد بدان حساسیت نشان دهند. این حد و اندازه محرک معین برای حساسیت موجود زنده را آستانه مطلق احساس می‌نامند.[5] میزان تحریکات حسی و فرآیند احساس در افراد متفاوت است. جهانی که ما از طریق حواسمان می‌شناسیم با جهانی که گونه‌های دیگر موجودات به وسیله‌ حواسشان می‌شناسند، یکسان نیست. هر فردی با توجه به وضعیت ارگانیزم خود(تفاوت‌های فردی)، نوع خاصی از تحریک را درک می‌کند. در رابطه با اندام‌های حسی باید اشاره نمود که هر یک از اندام‌های حسی ما توانایی دریافت دامنه خاصی از محرک‌ها را دارد که به بقای ما مربوط می‌شود و نسبت به محرک‌های خارج از این دامنه حساس نیست.[6]

اندام‌های حسی و حواس انسان بسیار متعدد است. لذا می‌توان نتیجه گرفت که انسان با توجه به منبع حواس، احساسات بی‌شماری را تجربه می‌کند. از قبیل احساس‌ گرما، سرما، فشار، درد، مزه، بو، سوزش و ... که تمامی این حواس در پنج حس کلی بویایی، شنوایی، بینایی، لامسه و چشایی تقسیم می‌گردند.

حس لامسه

پوست انسان به واسطه‌ دربرداشتن گیرنده‌های مختلف به محرک‌ها حساسیت دارد. احساس لامسه به هرگونه تحریکی که به ناحیه پوست وارد می‌شود و توسط گیرنده‌های حسی دریافت می‌گردد، اطلاق می‌شود. به علت گستردگی انواع و اقسام زیرمجموعه‌های حس لامسه می‌توان این حس را درگیرترین حواس پنجگانه نام برد. از جمله مهمترین حواس زیرمجموعه حس لامسه می‌توان به درد، بساوش و حرارت اشاره نمود.[7]

حس بینایی

محرک‌هایی که گیرنده یا اعصاب ناحیه چشم را تحریک کرده و از جانب آنها دریافت می‌گردند، حس بینایی را تعریف می‌کنند. از میان گروه حواس پنجگانه، حس بینایی بیشتر از همه با نیازهای آدمی سازگار است و بیشترین اطلاعات دریافتی انسان از محیط اطراف خود، از طریق این حس صورت می‌گیرد.

حس شنوایی

محرک‌هایی که گیرنده‌ها و اعصاب ناحیه گوش را تحریک کنند و منجر به احساس شوند، حس شنوایی نامیده می‌شوند. از نظر اکثر افراد، شنوایی پس از بینایی از بیشترین اهمیت برخوردار است و علت آن ارزش ارتباط کلامی انسان‌ها است که از شنوایی حاصل می‌شود و حتی برخی اعتقاد به ارجحیت آن بر بینایی دارند.[8]

حس چشایی

محرک‌هایی که گیرنده‌ها و حواس موجود در زبان و جوانه‌های چشایی را تحریک کند، حس چشایی اطلاق می‌گردد که معمولا این گیرنده‌ها برخلاف حواس بالا که با محرک‌های خود تعامل فیزیکی داشتند در ارتباط با محرک‌های خود تعامل شیمیایی برقرار می‌کنند.

حس بویایی

محرک‌هایی که گیرندها و حواس مخاط بینی را تحریک می‌کنند و توسط گیرنده‌های بینی این تحریکات دریافت و به مراکز عصبی انتقال داده می‌شود، حس بویایی نامیده می‌شود. حس بویایی نیز همانند حس چشایی در ارتباط با محرک‌های خود، تعامل شیمیایی برقرار می‌کند.

علاوه بر پنج حس معروف بالا، حسی نیز با عنوان حس تنی در برخی از دسته‌بندی‌ها مشاهده می‌گردد که منظور از آن «حس‌هایی است که با احساس وضعیت سر نسبت به تنه سروکار دارد». چون حس‌های تنی همیشه موجب احساس آگاهانه شدت و کیفیت محرک نمی‌شوند، معمولا در این دسته‌بندی‌ها گنجانده نمی‌شوند.[9]

در نهایت اینکه مجموع کارکرد و فعالیت این حواس در بدن موجود زنده، ‌باعث بروز احساس در وی می‌شود.

مقاله

نویسنده زينب كاوندي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS