دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اختلال تفکر thought disorder

No image
اختلال تفکر thought disorder

كلمات كليدي : اختلال تفكر، اختلال فرآيند تفكر، اختلال فرم تفكر، اختلال محتواي تفكر، آسيب مغزي، آسيب شناسي رواني

نویسنده : فاطمه شريفي

تفکر، جریان هدفدار عقاید، نمادها و تداعی‌ها که در مقابل یک مساله یا کار شروع شده و به نتیجه‌‌ای واقع‌گرایانه منتج می‌شود. توالی منطقی این جریان حاکی از طبیعی بودن تفکر است. انحراف‌‌های گاه به گاه از منطق که لغزش‌های فرویدی نیز خوانده می‌شود، جزئی از تفکر نرمال خوانده می‌شود.[1] اختلال در تفکر به سه بخش تقسیم می‌شود که عبارتند از:

یک. اختلال کلی در فرم یا فرآیند تفکر که شامل اختلالات زیر است:[2]

الف. اختلال روانی: سندرم رفتاری یا روانی با اهمیت بالینی، همراه با ناراحتی یا ناتوانی که واکنش قابل انتظار در مقابل حادثه‌ای خاص نباشد.

ب. روان‌پریشی: ناتوانی برای تفکیک واقعیت از خیالات، اختلال سنجش واقعیت و خلق واقعیت جدید در مقایسه با نوروز[3].

ج. سنجش واقعیت[4]: قضاوت و ارزیابی عینی دنیای خارج از خود.

د. اختلال تفکر صوری[5]: اختلال در فرم تفکر تا محتوای آن. تفکری که با واژه‌سازی و ساختار غیرمنطقی همراه است و فرآیند تفکر مختل است.

ه. تفکر غیرمنطقی[6]: تفکر، حاوی نتیجه‌گیری‌های اشتباه یا تناقض‌های درونی است. وقتی این طرز تفکر بروز کرده و ناشی از ارزش‌های فرهنگی و نقص‌های هوشی نباشد، بیمارگونه است.

و. تفکر کاذب[7]: فعالیت ذهنی ناهماهنگ با منطق و تجربه. به این نوع تفکر، واقع‌گریزی در تفکر می‌گویند.

ز. تفکر اوتیستیک[8]: تفکری که امیال درونی را اقناع کرده ولی با واقعیت هماهنگ نیست.

ح. تفکر سحرآمیز[9]: نوعی تفکر کاذب که در آن، افکار و کلمات دارای نیرو فرض می‌شوند.

ط. تفکر فرآیند اولیه[10]: اصطلاح کلی برای تفکری که کاذب، غیرمنطقی و سحرآمیز است. به‌طور طبیعی در رویا و به صورت بیمارگونه در سایکوز مشاهده می‌شود.

ی. بینش هیجانی[11]: سطح عمیق از فهم و آگاهی که ممکن است به تغییرات مثبت در شخصیت فرد منجر شود.

دو. اختلالات خاص در فرم تفکر که شامل اختلالات زیر است:

الف. واژه‌سازی[12]: ساختن واژه‌های جدید توسط بیمار، معمولا با ترکیب سیلاب‌های سایر کلمات، اغلب در اسکیزوفرن مشاهده می‌شود.

ب. سالاد کلمات[13]: ترکیب نامربوط کلمات و عبارات.

ج. حاشیه‌پردازی[14]: گفتار غیرمستقیمی که با تاخیر در ادای مطلب همراه است. شخص، بالاخره از مبداء به مقصد مورد نظر می‌رسد و با اضافه کردن مفرط جزئیات و اشارات داخل پرانتز مشخص می‌شود.

د. تفکر مماسی[15]: ناتوانی در داشتن تداعی‌های هدفدار در تفکر که در آن سخنگو هرگز به مقصد نمی‌رسد.

ه. بی‌ربطی[16]: افکاری که عموما قابل فهم نیست. در کنار هم بودن افکار و کلمات بدون هیچ ارتباط گرامری یا منطقی که منجر به آشفتگی می‌شود.

و. درجازدن[17]: تداوم پاسخ به محرک قبلی، بعد از آنکه محرک جدید ارائه شده است.

ز. وراجی[18]: تکرار بی‌معنی کلمات یا عبارات خاص.

ح. پژواک کلام[19]: تکرار کلمات یا عبارات یک شخص توسط شخص دیگر.

ط. ادغام[20]: ترکیب مفاهیم متفاوت به شکل واحد.

ی. پاسخ نامربوط[21]: پاسخی که با سوال هماهنگی ندارد.

ک. خروج از خط[22]: انحراف تدریجی یا ناگهانی در رشته افکار بدون انسداد.

ل. شل شدن تداعی‌ها[23]: جریان افکار که در آن، فکر به طریقی کاملا نامربوط از موضوعی به موضوع دیگر منحرف می‌شود.

م. پرش افکار[24]: ایراد سریع کلمات یا بازی با کلمات که موجب انحراف مکرر از موضوعی به موضوع دیگر می‌شود.

نژ. تداعی صوتی[25]: تداعی کلماتی که صدای یکسان ولی معنای متفاوتی دارند؛ کلمات هیچ ارتباط منطقی با هم ندارند.

س. انسداد[26]: قطع ناگهانی در رشته افکار قبل از آنکه فکری به پایان برسد. بعد از یک وقفه کوتاه، شخص از آنچه مورد بحث بوده، چیزی به خاطر نمی‌آورد.

ع. گلوسولالی[27]: ابراز پیامی مکاشفه‌ای از طریق کلماتی نامفهوم. سخن گفتن زیرزبانی[28] هم گفته می‌شود. اگر در متن مذهب صورت بگیرد، اختلال تفکر شمرده نمی‌شود. زبان کلامی خصوصی[29] هم گفته می‌شود.

سه. اختلالات خاص در محتوای تفکر که شامل اختلالات زیر است:[30]

الف. فقر محتوای کلام[31]: کلامی که به علت ابهام، تکرارهای بی‌معنی و عبارات نامفهوم اطلاعاتی به شنونده منتقل نمی‌کند.

ب. عقیده بیش بها داده‌شده[32]: باور اشتباهی غیرمعقول ثابت، که ثبات آن کمتر از تفکر هذیانی است.

ج. هذیان[33]: عقیده باطلی که بر استنباط نادرست شخص از واقعیت بیرونی متکی است، هماهنگ با هوش و زمینه فرهنگی بیمار نیست و با منطق اصلاح نمی‌گردد و شامل انواع گوناگونی است.

د. گرایش فکری یا اشتغال فکری[34]: تمرکز فکر روی عقیده‌‌ای به‌خصوص، همراه با یک مایه عاطفی قوی، مثل گرایش پارانوئید یا اشتغال ذهنی انتحاری.

ه. ایگومانی[35]: اشتغال ذهنی بیمارگونه با خود.

و. مونومانی[36]: اشتغال ذهنی با موضوعی واحد.

ز. خودبیمارانگاری[37]: نگرانی مبالغه‌آمیز در مورد سلامت جسمی که مبنای عضوی ندارد، بلکه بر تعبیر غیرواقعی نشانه‌ها یا غیرطبیعی بودن احساس‌ها متکی است.

ح. وسواس فکری[38]: دوام بیمار‌گونه یک فکر یا احساس غیرقابل مقاومت که با سعی منطقی قابل رفع از هشیاری نیست و با اضطراب همراه است.

ط. وسواس عملی[39]: نیاز بیمارگونه برای به انجام رساندن یک تکانه، که اگر مقاومت شود، ایجاد اضطراب می‌کند. رفتار تکراری در واکنش به یک فکر وسواسی یا انجام آن طبق آدابی خاص که فی‌نفسه هدفی ندارد مگر جلوگیری از وقوع اتفاقی در آینده.

ی. بددهنی[40]: ادای جبری کلمات زشت.

ک. فوبی[41]: ترس بیمارگونه، مقاوم، غیرمنطقی و اغراق‌آمیز از محرک یا موقعیتی خاص که نتیجه آن میل شدید به اجتناب است و شامل انواع گوناگونی می‌باشد.

ل. نوسیز[42]: حالتی وحی‌گونه که در آن، نور شدیدی پدید می‌آید و شخص این احساس را پیدا می‌کند که برای هدایت و فرماندهی برگزیده شده است.

م. وحدت عرفانی[43]: احساسی نامحدود از اتحادی اسرارآمیز با قدرتی لایتناهی. اگر هماهنگ با مذهب و محیط فرهنگی بیمار باشد، اختلال محتوای فکر شمرده نمی‌شود.

اختلال تفکر، اغلب در آسیب‌های مغزی و سایکوز‌ها[44] مشاهده می‌شود، اما ممکن است علائمی همچون پرش افکار در بیماران مانیک نیز مشاهده شود.[45] اختلال در تفکر، معمولا از طریق اختلالاتی که در تکلم یا نوشتن نمودار می‌شود، تشخیص داده می‌شود.[46]

مقاله

نویسنده الهام السادات برقعي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS