دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخذ برائت

No image
اخذ برائت

كلمات كليدي : برائت، رضايت، اذن، مسئوليت كيفري و مدني، موازين فني و علمي، رعايت نظامات دولتي، تقصير

نویسنده : محسن نجف پور

برائت به معنی، پاک شدن از عیب و تهمت، تبرئه شدن، خلاص شدن از قرض و دین، رها شدن و اجازه است.[1]

شرط برائت در حقوق اسلامی از دیدگاه فقیهانی پدید آمده است که به ضمان پزشک قائل شده‌اند و پزشک را در برابر بیمار مسئول هرگونه فعل و خطای خود دانسته‌اند خواه فعل زیان بار ناشی ار تقصیر پزشک باشد و خواه پزشک در کار درمان خود مرتکب هیچ گونه تقصیری نشده باشد؛ از این رو برای کاستن از شدت این حکم راه کاری به نام برائت ارائه کرده‌اند. قانونگذار محترم اخذ برائت توسط پزشک را در ضمن مواد 60 و 322 قانون مجازات اسلامی پیش بینی کرده است. برائت قبل از ارتکاب جرم مغایر با اصول حقوقی می‌باشد؛ به نظر می‌رسد این مواد به خاطر مصالح اجتماعی وضع شده است.

علت مغایرت با اصول این است که هنوز هیچ حقی به وجود نیامده و زایل کردن چیزی که به وجود نیامده بیهوده است. برائت قبل از وجود حق امر عبث و مخالف با اصول حقوقی است. ولی با توجه به اینکه هیچ طبیبی در صورت ضامن بوده، جرأت نمی‌کند دست به عمل جراحی بزند و قانونگذار سعی نموده تا مشکل مردم حل شود و در مواردی فوری هم اجازه گرفتن را لازم ندانسته است.[2]

واژه رضایت؛ در لغت به معنای خرسندی باطنی، خشنودی قلبی، پسندیدگی، میل و موافقت آمده است[3] و در اصطلاح قصد انجام عملی را بدون شائبه اکراه و اجبار گویند[4].

واژه اذن؛ در لغت به معنای اعلام، اباحه رخصت، امر و فرمان[5] و در اصطلاح به رضایت مقنن یا مالک یا کسی که قانون برای رضایت او اثری قائل شده به یک یا چند نفر معین یا اشخاصی غیر معین برای انجام دادن و یک عمل حقوقی با تصرف خارجی می‌باشد.

فرق اذن و برائت

اذن به تنهایی موجب عدم ضمان نیست و آنچه عدم ضمان را به دنبال دارد قید عدم مسئولیت و ضمان به همراه اذن است ولی برائت به تنهایی موجب عدم ضمان است.

فرق رضایت و برائت

با توجه به ماده 60 و نیز مواد 319 و 322 و با در نظر گرفتن بند 2 ماده 59 قانون مجازات اسلامی در رضایت ضمان باقی است ولی در برائت ضمان از بین می‌رود.[6]

تعهدات پزشک

‌أ. تعهدات فنیپزشک به هنگام تشخیص و درمان بیماری باید همواره اصول فنی و استانداردهای شغلی را مدّنظر داشته باشد و بر اساس اصول علمی ثابت و مسلم حرفه‌ای خود در راستای درمان بیماری گام بردارد. در نهایت تلاش صادقانه و آگاهانه خود را جهت بهبودی بیمار به کار گیرد که عدم رعایت این گونه تعهدات مسئولیت پزشک را به دنبال دارد.

‌ب. تعهدات اخلاقی

پزشک علاوه بر رعایت اصول فنی باید برخی از مسائل انسانی و اخلاقی را رعایت کند و به هنگام فعالیت آن را مدّ نظر داشته باشد. چه در حرفه پزشکی نجات جان افراد مقامی والاتر از سودجویی و منفعت طلبی دارد مسائلی مانند رازداری، اخذ رضایت از بیمار، پذیرش بیماران و معالجه آنان است.[7]

مسئولیت پزشک

آیا مسئولیت پزشک قهری است یا قراردادی؟

به نظر می‌رسد که قراردادی است که بر روابط پزشک و بیمار حکومت می‌کند. معمولاً تعهد قراردادی پزشک از مصادیق تعهد به وسیله است که با اثبات تقصیر پزشک مسئولیت وی تحقق می‌یابد، همانطور که برای احراز مسئولیت امین نیز اثبات تقصیر وی لازم است.

طبق قواعد حقوق عمومی مسئولیت مدنی؛ بیمار و زیان دیده ...باید تقصیر پزشک را اثبات کنند تا پزشک ضامن خسارت شود مع هذا بند ب ماده 295 و 319 ق.م.ا پزشک را قانوناً ضامن می‌داند و در این صورت بیمار از اثبات تقصیر پزشک معاف خواهد بود. در واقع مقنن تعهد به مواظبت را تبدیل به خودداری از اضرار نموده است تا به این وسیله پزشک ضامن تمامی زیانهایی باشد که به طور مستقیم یا غیر مستقیم به بار می‌آورد باشد. در مقابل پزشک و سایر مسئولین مزبور می‌توانند با تحصیل برائت پیش از درمان و در عین حال با اثبات انجام احتیاط‌های لازم و رعایت موازین فنی و علمی و نظامات دولتی مذکور در بند 2 ماده 59 ق.م.ا در مورد جرم نبودن عمل و با منتفی ساختن رابطه علیت بین اقدامات انجام شده و ورود خسارت از مسئولیت کیفری و مدنی کلاً معاف شوند. زیرا بیمار خود احتمال خطر را به امید شفا پذیرفته است با وجود این شرط برائت پزشک را از نتایج مسئولیت ناشی از تقصیر وی معاف نمی‌نماید.[8]

شرایط صحت برائت

برائت خواه شرط ضمن عقد دانسته شود و یا قرارداد خصوصی باید همانند سایر قراردادهای خصوصی و یا شروط، شرایط قانونی را دارا باشد در غیر اینصورت معتبر و صحیح نخواهد بود. چرا که ادله ناظر به مطلق انشاءات عام بوده و هرگونه انشایی را در برمی‌گیرد [ماده 190 ق. م] و شرط برائت هم از جمله انشاءات می‌باشد. شرایطی مانند:

1. قصد و رضای بیمار و پزشک؛

2. اهلیت طرفین؛

3. موضوع برائت؛

موضوع برائت که عبارتست از عدم مسئولیت پزشک در قبال بروز خسارت احتمالی ناشی از درمان که ممکن است بیمار متحمل آن شود و این موضوع باید معلوم و معین باشد.

4. مشروعیت جهت؛

مشروعیت جهت که عمل پزشکی برای درمان باشد نه مواردی مثل عقیم سازی، سقط جنین و از این قبیل.

5. آگاه سازی پیش از اخذ برائت؛

برائت ناشی اطلاعات نادرست یا ناشی از عدم ارائه اطلاعات بی‌اثر می‌باشد.

6. منجز بودن؛‌

از ملاک ماده 23 ق. م. ا می‌توان استفاده کرد که رضایت و برائت منجّز باشد و برائت از کسانی گرفته شود که در صورت وقوع خسارت حق تعقیب دارند و برائت توسط کسی گرفته شود که می‌خواهد درمان را انجام دهد.[9]

زمان اخذ برائت

قانونگذار در مواد 60 و 322 ق.م. ا تنها به فرض برائت پیش از درمان اشاره می‌کند و از سیاق ماده چنین برمی‌آید که اخذ برائت تنها مربوط به پیش از درمان و معالجه است. در واقع بخاطر این است که پزشک با خاطری آسوده و مطمئن به درمان بیمار خود بپردازد. شهید ثانی در شرح لمعه جلد دوم ص 419 و امام خمینی (ره) در تحریر الوسیله جلد دوم ص 504 مسأله 6 تصریح به اخذ برائت قبل از شروع درمان نموده‌اند. اما عده‌ای مخالف اخذ برائت قبل از درمان می‌باشند، چون آنچه که موجب برائت پزشک می‌شود ذمه‌ای است که در صورت فوت مریض حاصل می‌شود؛ حال تا زمانی که مریض فوت نشده دینی ایجاد نشده تا شخص بتواند دیگران را نسبت به پرداخت آن بری سازد و مریض مجاز نیست که پزشک را نسبت به حقوق دیگران بری الذمه نماید.

در مقابل عده‌ای در مقام ردّ این اشکال برآمده و جواب می‌دهند که:

اشکال زمانی پیش می‌آید که معتقد باشیم مریض به جای اولیاء دم به صورت فضولی طبیب را از پرداخت دیه مبری سازد. حال آن که می‌توان برائت پزشک را به صورت شرط ضمن عقد تلقی کرد. در ضمن لازم نیست حتماً دینی بر عهده کسی مستقر شود تا بتوان او را بری الذمه کرد بلکه می‌توان کسی را نسبت به دین احتمالی هم بری الذمه ساخت.[10]

قلمرو شرط برائت

برائت زائیده اراده طرفین قرارداد است و در نتیجه می‌توانند بر سر از بین بردن مسئولیت احتمالی آینده به توافق برسند. ولی این عمل حقوقی در صورتی صحیح و معتبر است که مخالف قانون و اخلاق حسنه و نظم عمومی نباشد. (ماده 10 ق. م .ا) ممکن است در برخورد اولیه با ماده (322 ق.م. ا) به ذهن برسد که پزشک در پناه برائت می‌تواند مرتکب هر گونه خطایی و حتی عمدی شود و بیمار هم نمی‌تواند جبران خسارت وارد آمده را بخواهد ولی اینطوری نیست.

‌أ. برائت از مسئولیت کیفری

بی تردید مسئولیت کیفری خارج از چهارچوب قرارداد است و اراده نمی‌تواند در مورد از بین بردن چنین مسئولیتی مؤثر باشد؛ چون مربوط به نظم عمومی است که اراده در آن راهی ندارد. حال اگر این پزشک جاهل و از پزشک نمایان باشد، که بدون هیچ آگاهی و تخصص و گواهی لازم تنها به قصد سود جویی اقدام به درمان بیماران بی خبر نموده باشد، در اینصورت چه مقصر باشد یا نباشد مسئولیت او مطلق است. اما اگر پزشک حازق و ماهر باشد گروه زیادی از فقیهان شیعی معتقدند که برائت موجب رفع مسئولیت کیفری است و پزشک مسئولیت ندارد پس پرداخت دیه هم موردی ندارد. بزرگانی چون شیخ مفید در المقنعه- شیخ طوسی در النهایه- امام خمینی در تحریر الوسیله- خویی در مبانی تکمله المنهاج حتی عده‌ای این عقیده را اجماعی دانسته‌اند.

‌ب. برائت از مسئولیت قراردادی

اگر پزشکی آگاهانه به بیمار زیان برساند شرط برائت این نوع تقصیر را در بر نمی‌گیرد. زیرا نظم عمومی قبول نمی‌کند که افراد در پناه نهاد قانونی چون برائت آزادانه به هم نوع نیازمند خویش زیان و ضرر برساند و اخلاق هم حکم می‌کند که چنین رفتاری توسط پزشک مسئولیت او را به دنبال دارد [اصل 40 ق. ا] [11]

آثار شرط برائت

‌أ. نسبت به بیمار

شرط برائت جز در مواردی که نامشروع است تعهد مربوط به جبران خسارت مالی را از بین می‌برد و بیمار نمی‌‌تواند خسارت مالی و دیه بخواهد. اما در مورد خسارات معنوی نظر به اینکه ماده (319 ق.م.ا) ناظر به تلف جان، نقص عضو و خسارت مالی است و خسارت معنوی ناشی از درمان را در برنمی‌گیرد. ماده 322 ناظر به ماده 319 می‌باشد لذا به نظر می‌رسد شرط برائت تعهد به جبران خسارت معنوی را از بین نمی‌برد و بیمار می‌تواند جبران این گونه خسارت‌های را از پزشک بخواهد.

‌ب. نسبت به وارثان بیمار

اگر بیمار زنده می‌ماند نمی‌توانست خسارت مالی و دیه درخواست کند لذا حقی نبوده که به بازماندگان برسد؛ ولی جبران خسارت معنوی را می‌توانند درخواست کنند.[12]

اثر اثباتی شرط برائت

وجود شرط برائت سبب می‌شود تا پزشک از اثبات احتیاط به وسیله خود را انتساب خطر و خطا به عامل خارجی معاف گردد و بیمار و بازماندگان او برای مطالبه خسارت باید بی‌مبالاتی و عمد پزشک را به اثبات برسانند.[13]

تذکر

به هر ترتیب برای اینکه بتوان قتل ناشی از اعمال جراحی را به عنوان علل موجهه جرم از مجازات معاف نمود علاوه بر اخذ برائت شرایط زیر نیز باید تحقق یابد.

1- پزشک باید در ازای انجام اعمال جراحی رعایت موازین فنّی،‌ علمی و نظامات دولتی را نموده باشد

2- عمل جراحی به تشخیص پزشک معالج ضرورت داشته باشد به نحوی که تنها راه منحصر به فرد بهبودی مریض عمل جراحی باشد.

3- بیمار یا اولیاء یا سرپرستان یا نمایندگان قانونی بیمار در جریان کامل بیماری و سیر آن و نوع جراحی و بیهوشی و عواقب عمل جراحی و عوارض آن قرار گیرند و متوجه برائت نامه‌ای که می‌دهند باشند.

4- طرز نوشتن برائت نامه باید صریح بوده و مسائل غامض پزشکی و اصطلاحات پیچیده که خارج از فهم عامه باشد، در آن قید نشود.

5- برائت نامه نباید مقید و مشروط به انجام شرط و یا تعهد خاصی از طرف مریض باشد

6- برائت نامه نباید به زور و تهدید گرفته شود در ضمن اخذ برائت در موارد فوری از مریض لازم نیست.[14]

[1] معین، محمد؛ فرهنگ فارسی، تهران، کتاب پارسه‌ ،۱۳۸۷، چاپ اول، ص 37

[2] . اسماعیل آبادی، علیرضا؛ موضوع پایان نامه: شرط برائت در قرارداد پزشک با بیمار، دانشگاه مفید، پایان نامه کارشناسی ارشد، رشته حقوق خصوصی، استاد راهنما، مصطفی محقق داماد، 1382 و ص 73 و اباذری فومشی، منصور؛ شرحی بر قانون مجازات اسلامی، انتشارات خط سوم، 1379، چاپ اول، ص 109 و گلدوزیان، ایرج، بایسته‌های حقوق جزای عمومی، 3-2-1- نشر میزان، 1383، چاپ 9، ص 136.

[3] دهخدا، علی اکبر؛ لغت‌نامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران،1377، چاپ دوم

[4] جعفری لنگرودی، محمدجعفر؛ ‌ترمینولوژی حقوق تهران، گنج دانش، 1387، چاپ 19

[5] معین، محمد؛ فرهنگ فارسی، تهران، کتاب پارسه‌ ،۱۳۸۷

[6] . منصور اباذری فومشی، ص 101 و علیرضا اسماعیل آبادی، پیشین، ص 73.

[7] . علیرضا اسماعیل آبادی، پیشین منبع، ص 50.

[8] . دکتر ایرج گلدوزیان، پیشین، ص 136 و اردبیلی، محمد علی، حقوق جزای عمومی ج اول، تهران، نشر میزان، 1382، چاپ پنجم، ص 192.

[9] . زراعت، عباس، قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی، با ویرایش سوم،تهران، انتشارات ققنوس، 1384، چاپ اول، ص 401 و علیرضا اسماعیل آبادی، پیشین، ص 106.

[10] . شامبیاتی، هوشنگ؛ حقوق کیفری اختصاصی، تهران، انتشارات ژوبین، 1386، چاپ ششم، ج اول، ص 92 و نور بهاء،رضا؛ زمینه حقوق جزای عمومی،تهران، نشر دادآفرین، 1380، چاپ پنجم، ص 326.

[11] . علیرضا اسماعیل آبادی،پیشین، ص 115.

[12] . همان؛ ص 132.

[13] . همان؛ ص 134.

[14] . شامبیاتی، هوشنگ؛ پیشین، ص 92.

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق جزای عمومی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS