دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخفاء (concealment)

No image
اخفاء (concealment)

اخفاء، مخفي كردن، اخفاي جاسوسان، اخفاي اسناد دولتي، اخفاي جسد، اخفاي زنداني، اخفاي طفل، اخفاي ادله جرم

نویسنده : عليرضا فجري

اخفاء در لغت به معنی پنهان کردن و پوشیده داشتن[1] است و در اصطلاح به پنهان کردن شخص یا مال یا ماهیت واقعی مال با هدف مجرمانه[2] می‌گویند.

مخفی نمودن به خودی خود، جرم محسوب نمی‌شود؛ اما گاهی موضوع اخفاء، عملی است که نظم عمومی را به مخاطره انداخته و قانون‌گذار برای جلوگیری از آن، این عمل را جرم انگاری نموده و برای آن مجازات تعیین می‌نماید.

موارد اخفا

موارد اخفاء در فصل خاصی از قانون جمع‌آوری نشده؛ اما با استقصای مواد قانونی، موارد مهمی اخفا عبارتند از:

1. اخفای جاسوسان

2. اخفای اسناد دولتی

3. اخفای جسد

4. اخفای زندانی

5. اخفای طفل

6. اخفای ادله جرم

7. اخفای مال مسروقه

8. اخفای ماهیت واقعی عواید حاصل از جرم

اخفای جاسوسان

از جمله جرایم علیه امنیت، آن است که فرد بدون آن‌که خود جاسوسی کند، جاسوسان دشمن را مخفی کرده و در نتیجه موجب تسهیل کار آن‌ها و دستگیر نشدن ایشان گردد.

ماده 510 در این مورد اشعار می‌دارد:

هرکس به قصد برهم زدن امنیت ملی یا کمک به دشمن، جاسوسانی را که مأمور تفتیش یا وارد کردن هرگونه لطمه به کشور بوده‌اند شناخته و مخفی نماید یا سبب اخفای آن‌ها بشود، به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم می‌شود.

مخفی کردن ناظر به مباشرت در جرم است. بنابراین چه فرد مرتکب، جاسوس را به منزل برده و پنهان کند و چه کلید خانه متروکی در حومه شهر را جهت مخفی شدن به وی بدهد و چه با گریم کردن چهره یا انجام عمل جراحی پلاستیک بر روی صورت او موجب مخفی ماندن وی بشود؛ در هر حال مرتکب جرم موضوع این ماده شده است. اما سبب اخفای جاسوسان شدن ناظر به مواردی است که مرتکب بدون آن‌که مباشرتا مبادرت به این امر کرده باشد با اقداماتی از قبیل تشویق، تحریک، تهدید، و ... موجب اخفای جاسوسی را فراهم نموده باشد.

تبصره 2 ماده 24 مجازات جرایم نیروهای مسلح مصوب سال 1382 جرمی مشابه جرم مذکور را پیش بینی است، البته با این تفاوت که جرم موضوع این تبصره برخلاف جرم موضوع ماده 510 نیاز به وجود سوء نیت خاص یعنی قصد برهم زدن امنیت ملی یا کمک به دشمن را ندارد.

اخفای اسناد دولتی

بر اساس ماده 604 ق.م.ا هر یک از مستخدمین دولتی، نوشته ها و اوراق و اسنادی که حسب وظیفه به آنان سپرده شده یا برای انجام وظایفشان به آن‌ها داده شده است را معدوم یا مخفی نماید، علاوه بر جبران خسارت وارده به حبس از سه سال تا یک‌سال محکوم خواهد شد.

اسناد مذکور در این ماده منصرف به اسناد غیر مالی است و شامل اسناد مالی یا بهادار نمی‌گردد و لازم است که اسناد مورد نظر به عنوان وظیفه در اختیار کارمند دولت گذاشته شده باشد.[3]

اخفای جسد

مخفی نمودن جنازه بر اساس ماده 635 ق.م.ا و مخفی نمودن جسد مقتولین بر اساس ماده 636 ق.م.ا با علم به قتل، جرم محسوب می‌گردند.

جسد و جنازه باید به گونه‌ای باشند تا عرفا صدق جنازه یا جسد بر آن‌ها ممکن باشد؛ بنابراین نمی‌توان به تکه‌ای از بدن یا جنین اطلاق جنازه یا جسد نمود در حالی که به اسکلتی که پوست و گوست ندارد، اطلاق جسد می‌شود.[4]

اطلاق ماده 636 ق.م.ا شامل صورتی هم می‌شود که مرتکب، خود قاتل باشد؛ اما انصراف ماده از چنین شخصی، منطقی‌تر است. دیوان عالی کشور نیز در آرای مختلف خود، مطابق این نظر حکم داده و مخفی کردن جسد توسط قاتل را مشمول این ماده ندانسته است.[5]

سوزاندن جسد مقتول نیز نوعی مخفی کردن به حساب می‌آید.[6]

عنصر معنوی این جرم، سوء نیت عام یعنی علم مرتکب به عمل غیر قانونی است و تفاوتی نمی‌کند که انگیزه وی چه چیزی است خواه به خاطر علاقه وافر به مرده او را مخفی نماید خواه به جهت مخفی نگه داشتن خبر مرگ او از دیگران و یا بخواهد از مرده انتقام بگیرد؛ اما این انگیزه‌ها می‌تواند از علل تشدید یا تخفیف مجازات باشد.[7]

اخفای زندانی

ماده 553 بیان می‌دارد: هر کس شخصی را که قانونا دستگیر شده و فرار کرده یا کسی که متهم است به ارتکاب جرمی و قانونا امر به دستگیری او شده است مخفی کند به ترتیب مقرر در قانون مجازات خواهد شد.

اطلاق عبارت هرکس شامل مأمور و غیر مأمور می‌گردد؛ اما هرگاه یکی از مأمورین مذکور در ماده‌های 549 یا 550 باشد و علاوه بر مساعدت در فرار یا کوتاهی در دستگیری، مبادرت به مخفی نمودن متهم یا محکوم نمایند؛ مورد از مصادیق تعدد مادی است و مرتکب علاوه بر کیفر ماده 553 به کیفر مذکور در مواد مذکوره نیز محکوم خواهد شد مگر این‌که از نظر عرف، هر دو عنوان مجرمانه در قالب یک عمل رخ دهد که در این صورت مقررات تعدد معنوی اعمال می‌گردد.[8]

اخفای طفل

مخفی نمودن طفلی که تازه متولد شده طبق ماده 631 مشمول مجازات شش ماه تا سه سال حبس خواهد شد.

مراد از طفل تازه متولد شده، کودکی است که قابل جابجایی با کودک دیگر باشد یا چهره او قابل تمایز با کودکان دیگر نباشد.[9]

در مخفی نمودن طفل، والدین طفل مشخص هستند و شامل مخفی نمودن اطفال سرراهی نمی‌گردد.[10]

اخفای ادله جرم

مخفی نمودن ادله جرم برای خلاصی مجرم از محاکمه و محکومیت، جرم محسوب می‌شود و بر اساس ماده 554، حسب مورد به یک سال تا سه سال حبس محکوم خواهد شد.

اطلاق و عموم کلمه مجرم علاوه بر مباشر، بر شرکا و معاونین جرم نیز دلالت دارد و اطلاق و عموم کلمه جرم نیز شامل جرایم عمدی و غیر عمدی می‌گردد. قصد خلاصی مجرم از محاکمه و محکومیت، سوء نیت خاص این جرم است.[11]

اخفای مال مسروقه

مخفی نمودن مال مسروقه به معنای قبول و نگهداری شیء دزدیده شده در نزد خود می‌باشد تا به این طریق از کشف جرم جلوگیری نماید. این عمل از جرایم مستمر است که در ماده 662 جرم انگاری شده است.

مخفی کردن مال مسروقه از سوی سارق نتیجه منطقی جرم سرقت است؛ لذا نباید مجازات‌های متعدد در مورد وی اعمال شود.[12]

اخفای ماهیت واقعی عواید حاصل از جرم

بر اساس ماده 2 قانون مبارزه با پولشویی (مصوب اسفند ماه 1386 مجلس شورای اسلامی)، اخفای ماهیت واقعی مال حاصل از جرم یکی از مصادیق جرم پولشویی به شمار رفته است:

اخفا یا پنهان یا کتمان کردن ماهیت واقعی، منشأ، منبع و محل نقل و انتقال، جابه جایی یا مالکیت عوایدی که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در نتیجه جرم تحصیل شده باشد، یکی از مصادیق پولشویی به شمار می‌رود.[13]

مقاله

نویسنده عليرضا فجري
جایگاه در درختواره حقوق جزای اختصاصی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS