دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخلاق اجتماعی کرامت محور

یکی از ویژگی‌های جامعه دین‌مدار،اخلاق اجتماعی «کرامت محور» است.به گونه‌ای که می‌توان حفظ کرامت دیگران را اساسی‌ترین رکن در اخلاقی اجتماعی مؤمن دانست.از نظر قرآن،کرامت فرزندان آدم(ع)،موهبتی الهی است،که همزاد و همراه با خلقت جسمانی اوست...
No image
اخلاق اجتماعی کرامت محور
یکی از ویژگی‌های جامعه دین مدار،اخلاق اجتماعی «کرامت محور» است.به گونه‌ای که می‌توان حفظ کرامت دیگران را اساسی‌ترین رکن در اخلاقی اجتماعی مؤمن دانست.از نظر قرآن،کرامت فرزندان آدم(ع)،موهبتی الهی است،که همزاد و همراه با خلقت جسمانی اوست،زیراخدای متعال،«نوع انسان» را به عنوان کریم معرفی کرد و فرمود:«لقد کرمنا بنی آدم؛همانا فرزندان آدم را گرامی داشتیم».(سوره اسراء،آیه 70) یعنی نوع انسان،«کریم» خلق شده است.انبیاء نیز آمدند،تا انسان‌ها را با عزّت کنند و از پستی‌ها برهانند.بنابراین حضرت رسول اکرم(ص) فرمود:«انّما بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق؛من برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده‌ام».1روشن است که اگر بعثت پیامبران نبود بشر با بوسه زدن بر پای بت‌ها و سجده‌کردن و قربانی آوردن برای آنها همچنان،کرامت خود را به رایگان می‌فروخت،به گفته عارف رومی: گر نبودی کوشش احمد، تو هم می‌پرستیدی چو اجدادت صنم! از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است،حفظ و توسعه کرامت او نیز در گرو ارتباطات جمعی و گروهی است.به دلایل و بلکه به بهانه‌های مختلف،باید در روابط اجتماعی،شخصیت دیگران را ارتقاء داد.خویشاوند، فقیر، میهمان، سید، فقیه، دوست شیعه، غریب، هم کیش و… باید از این حق برخوردار باشند.کرامت‌ورزی ابعاد مختلفی دارد،مالی، آبرویی، عاطفی، اجتماعی و… و بسیاری از گفتارها و کردارها مانند:غیبت، تهمت، بدبینی، تجسس، اشاعه فحشا و… از آن جهت در محدوده خط قرمز قرار گرفته و گناه شمرده شده‌اند که کرامت و شخصیت دیگران را پایمال می‌کنند.امام صادق(ع) در ضمن حدیثی می‌فرماید:مسلمان بر مسلمان،هفت حق واجب دارد،آسان‌ترین آن این است که:«…ان تحبّ له ما تحب لنفسک و تکره له ما تکره لنفسک؛آنچه برای خود می‌پسندی،برای دیگران هم بپسند و آنچه برای خود خوش نمی‌داری،برای دیگران هم خوش مدار». 2 اسدی می‌گوید: همان خواه بیگانه و خویش ر که خواهی روان و تن خویش ر علی(ع)در وصیت خود به فرزندش امام حسن(ع)فرمود:«خویشتن را ترازوی ما بین خود و دیگران قرار ده». «لاتظلم کما لاتحبّ أن تظلم؛ستم روا مدار،آن گونه که دوست نداری به تو ستم شود»؛ «أحسن کما تحبّ أن یحسن الیک؛نیکوکار باش،آن گونه که دوستداری به تو نیکی کنند»؛ «استقبح من نفسک ما تسقبح من غیرک؛آنچه را که برای دیگران زشت می‌داری برای خود نیز زشت بشمار». «و ارض من الناس بما ترضاه لهم من نفسک؛برای مردم به چیزی راضی باش که برای خود می‌پسندی».3 از آنجا که هر انسانی از دیگران انتظار دارد که کرامتش را حفظ کنند،خود نیز باید در حفظ کرامت دیگران بکوشد. در روایات،به گونه‌های مختلفی به تکریم دیگران سفارش شده است،که در اینجا به بیان چند نمونه اکتفا می کنیم. بزرگداشت سالخوردگان امام صادق(ع) فرمود:«من اجلال اللّه عزوجل،اجلال المؤمن ذی الشیبة و من أکرم مؤمناً فبکرامة الله بدأ؛بخشی از اجلال خداوند، اجلال مؤمن سالخورده است و هر کسی مؤمنی را گرامی بدارد،خدا را گرامی داشته است».4 تکریم اهل دانش رسول خدا(ص) فرمود:«من أراد رضائی فلیکرم صدیقی قالوا یا رسول الله من صدیقک قال صدیقی طالب العلم؛هر کس رضایت مرا می‌خواهد، دوست مرا تکریم کند،عرض کردند:یا رسول الله دوست شما کیست؟فرمود:دوست من،کسی است که در جستجوی علم است.و کسی که او را گرامی بدارد مرا گرامی داشته و کسی که مرا گرامی بدارد خدا را گرامی داشته و کسی که خدا را گرامی بدارد بهشت برای اوست».5 در حدیثی دیگر از رسول خدا(ص) می‌خوانیم:«من أکرم أخاه المؤمن بکلمة یلطفه بها أو قضی له حاجة او فرّج عنه کربة لم تزل الرحمة ظلاً علیه؛هر کس به وسیله سخنی،یا بر آوردن نیازی یا گشودن گرهی،برادر مؤمنش را اکرام کند،پیوسته سایه رحمت الهی بر او گسترده است». ایمنی از خشم الهی تکریم بنده مؤمن خدا موجب ایمنی از خشم الهی است.رسول خدا(ص) فرمود:«قال الله تبارک و تعالی لیأذن بحرب منّی من آذی عبدی المؤمن ولیأمن غضبی من أکرم عبدی المؤمن؛خدای تبارک و تعالی فرمود:کسی که بنده مؤمن مرا بیازارد باید با من اعلان جنگ کند و کسی که بنده مؤمن مرا گرامی بدارد از خشم من در امان است».6 تعظیم دین خدا امام صادق(ع) فرمود:«من عظّم دین الله عظّم حقّ اخوانه و من استخفّ بدینه استخفّ باخوانه؛هر کس دین خدا را بزرگ شمرد حق برادرانش را بزرگ شمرده و هر کس دین خدا را کوچک شمارد،حق برادرانش را کوچک شمرده است».7 احترام دانشمند علوم دینی امام صادق(ع) فرمود:«من أکرم فقیهاً مسلماً لقی الله یوم القیامة و هو عنه راض؛هر کس دانشمند مسلمانی را گرامی بدارد،روز قیامت در حالی که خدا از او راضی است خدا را ملاقات می‌کند».8 احترام به سادات در روایاتی از گرامی داشت فرزندان پیامبر(ص) سخن رفته است.از جمله اینکه رسول خدا فرمود:«حقّت شفاعتی لمن أعان ذرّیتی بیده و لسانه و ماله؛شفاعت من برای کسی که فرزندانم را با دست و زبان و دارایی‌اش یاری کند،حتمی است.9 و نیز فرمود:من اکرم اولادی فقد اکرمنی؛کسی که فرزندان مرا گرامی بدارد،مرا گرامی داشته است».10 تکریم نیازمند توجه و رسیدگی به وضیعیت تهیدستان و محرومان جامعه،از مهم‌ترین آموزه‌های مکتب‌ها و رهبران الهی است.قرآن کریم و روایات اهل بیت(ع)با عنوان کردن انفاق،در پی این هستند که دو قطب فقر و غنا را از میان بردارند یا دست کم این فاصله را به حداقل برسانند.توصیه حضرت موسی(ع) به قارون سرمایه‌دار این بود که:«أحسن کما أحسن الله الیک؛نیکی کن،همچنان که خدا به تو نیکی کرده است».(سوره قصص، آیه 77) خواهی که ممتّع شوی از دنیی و عقبی با خلق کرم کن چو خدا با تو کرم کرد11 رسول خدا(ص) در خطبه‌ای فرمود:«هر کس فقیری را به جهت فقرش اهانت و تحقیر کند خدا را تحقیر کرده است و همواره در غضب و خشم اوست تا آن فقیر را راضی کند و هر کس فقیر مسلمانی را گرامی دارد،روز قیامت خدا را ملاقات می‌کند در حالی که خدا بر او لبخند می‌زند».12 اشک خواهی رحم کن بر اشکبار رحـم خـواهی بـر ضعیفان رحـم آر13 اکرام یتیم از دست دادن بستگان نزدیک پدیده‌ای تلخ است.اما از دست دادن پدر و مادر در سنین کودکی و نوجوانی،تلخ‌تر و رنج‌آورتر است،زیرا پیامدهای ناگواری همچون فقر مالی و عاطفی و احساس بی‌پناهی را به همراه دارد.لذا اسلام برای جبران این پیامدها توصیه‌های فراوانی دارد. رسول خدا(ص) در بخشی از خطبه شعبانیه که فضیلت‌های ماه رمضان را برمی‌شمرد،فرمود:«… من اکرم فیه یتیماً أکرمه اللّه یوم یلقاه؛هر کس در ماه رمضان یتیمی را گرامی بدارد خدا او را در روز ملاقات با حضرتش گرامی می‌دارد».14 بدیهی است،تکریم یتیم،علاوه بر رسیدگی به نیازهای مالی،ابعاد دیگری نیز دارد.رسول خدا(ص) در وصیتی به علی(ع) فرمود:«یا علی من کفی یتیماًفی نفقته بماله حّی یستغنی وجب له الجنة یا علی من مسح یده علی رأس الیتیم ترحّماً له أعطاه الله بکل شعره نوراً یوم القیامة؛هر کس به وسیله دارایی‌اش مخارج یتیمی را تأمین کند تا او خودکفا شود،بهشت بر او واجب می‌شود.هر کس دست نوازش بر سر یتیم بکشد خدا در مقابل هر موی سر او در روز قیامت به او روشنایی و نور می‌بخشد».15 میهمان‌نوازی خوشبختانه رسم میهمان‌نوازی در میان مسلمانان سنت پابرجایی است. قرآن در دو آیه از میهمان نوازی حضرت ابراهیم(ع) یاد کرده است: «و لقد جاءت رسلنا ابراهیم بالبشری قالوا سلاماً قال سلام فما لبث أن جاء بعجل حنیذ؛و فرشتگان ما برای ابراهیم بشارت آوردند؛گفتند:سلام بر تو،وطولی نکشید که ابراهیم برای آنان گوساله‌ای بریان شده آورد».(سوره هود،آیه 69) «فراغ الی أهله فجاء بعجل سمین؛سپس آهسته به سوی خانواده‌اش رفت،آنگاه گوساله‌ای فربه [و بریان] به میان آورد.(سوره ذاریات،آیه 26) رسول خدا(ص) فرمود:«من اکرم الضیف فقد اکرم سبعین نبیا؛هر کس میهمان خود را اکرام کند،گویی هفتاد پیامبر را اکرام کرده است».16 و هر کس برای میهمانش یک درهم خرج کند مانند آن است که یک میلیون دینار،در راه خدا خرج کرده است.17 در حدیثی دیگر رسول خدا(ص) فرمود:«یا علی اکرم الجار و لو کان کافرا؛ای علی!همسایه را گرامی بدار،اگر چه کافر باشد».18 و نیز فرمودند:أکرم الضیف و لو کان کافرا؛میهمان را گرامی بدار،اگر چه کافر باشد. البته میهمان نباید صاحب خانه را به سختی اندازد.امروزه،این سنت حسنه به آفات مختلفی همچون اسراف اختلاط،اتلاف وقت،بیهوده گویی،مسابقه در لباس و زیور آلات و… دچار شده است که باید در جای خود بررسی شوند.قرآن کریم در مورد برخاستن از مجلس مهمانی پس از صرف غذا ـ که میهمان باید رعایت کند ـ فرموده است:«اذا دعیتم فادخلوا فاذا طعمتم فانتشروا ولا مستأنسین لحدیث؛هنگامی که دعوت شدید در آیید،و وقتی غذا خوردید متفرق شوید و به گفت و گو سرگرم نشوید…».(سوره احزاب،آیه 53) تکریم انسان غریب امروزه مهاجرت، پناهندگی، کوچ‌های اجباری،بلایای طبیعی،فرار از کشت و کشتار،سفرهای گردشی و زیارتی و…، پدیده‌ای فراگیر و جهانی است و هیچکس را نمی توان از حق مهاجرت و مسافرت محروم کرد. با توجه به جاذبه سیاحتی و زیارتی فراوان در کشورمان،ممکن است با مسافرانی مسلمان روبرو شویم که به کمک و راهنمایی ما نیاز داشته باشند.در چنین موقعیت‌هایی باید فرهنگ انسانی و اسلامی خود را به نمایش بگذاریم.به ویژه اگر مسافر،زائر شهرهای مذهبی و مکان‌های زیارتی باشد. علی(ع) فرمود:«من أکرم غریباً فی غربته أو نفّس غمّه أو سقاه شربة أو ضحک فی وجهه فله الجنّة؛هر کس غریبی را اکرام کند یا اندوه او را بزداید یا خوراکی به او بخوراند یا نوشیدنی به او بنوشاند یا با روی گشاده و لبخند با او روبرو شود،بهشت برای اوست».19 ////// 1.بحارالانوار،ج 68، ص 382. 2.وسائل الشیعه، ج 12، ص 205. 3.نهج البلاغه،نامه 31، ص 379، ترجمه مرحوم محمد دشتی، ص 376. 4.کافی،ج 2، ص 658. 5.مستدرک الوسایل، ج 17، ص 300. 6.بحارالانوار، ج 64، ص 71. 7.مستدرک الوسائل، ج 9، ص 49. 8.بحارالانوار، ج 2، ص 44. 9.مستدرک الوسائل، ج 12، ص 376. 10.همان. 11.گلستان سعدی، آداب صبحت. 12.وسایل الشیعه، ج 12، ص 268. 13.مثنوی،دفتر اول، بیت 822. 14.وسایل الشیعه، ج 10، ص 313. 15.وسایل الشیعه، ج 16، ص 337. 16.ارشاد القلوب،ج 1، ص 138. 17.همان. 18.جامع الاخبار، ص 84. 19.همان، ص 86.
سایت حوزه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS