دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ادب؛ بهترین میراث

No image
ادب؛ بهترین میراث

يكي از شاخصه‌هاي تأثيرگذار در شخصيت انسانها، داشتن ادب است. دين مبين اسلام بر داشتن ادب در همه جنبه‌هاي زندگي آدمي تأكيد دارد. البته آن ادب و مرامي كه در راستاي توجه به معنويت و جنبه‌هاي انسان مدارانه باشد، نه رعايت ادب مثلاً به خاطر كسب شهرت و غيره.

معنای ادب

ادب در لغت به معني ظرف و حسن تناول است. به تعبير بعضي به معناي نيك گفتاري و نيك كرداري است، و بعضي ادب را در فارسي به فرهنگ ترجمه كرده و گفته‌اند: ادب يا فرهنگ به معني دانش است و با علم چندان فرقي ندارد. همين منبع درباره معناي اصطلاحي ادب مي‌نويسد: در معناي اصطلاحي ادب اختلافاتي بين اهل لغت هست، بعضي ادب را به معناي ملكه‌اي كه انسان را از خطا و اشتباه حفظ مي‌كند؛ گرفته‌اند و... سپس از قول علامه طباطبايي استفاده نموده و مي‌نويسد: حاصل معناي ادب آن است كه ادب هيأت نيكو و پسنديده‌اي است كه سزاوار است رفتار مشروع ديني يا عقلايي بر مبناي آن شكل گيرد؛ مانند آداب دعا و آداب ديدار دوستان. علامه از زيبايي به عنوان بن مايه معناي ادب ياد مي‌كند و مرز آداب و اخلاق را از يكديگر جدا مي‌داند؛ يعني اخلاق عبارت است از ملكه‌هاي راسخ در روح كه در حقيقت وصفي از اوصاف روح است، ولي آداب عبارت است از هيأت زيبايي كه رفتارهاي آدمي بدان متصف مي‌شود و چگونگي صدور اعمال آدمي به صفات گوناگون روحي بستگي دارد. بنابراين، فرق است ميان اتصاف روح به امور اخلاقي و اتصاف عمل به آداب. خواسته نهايي انسان در زندگي همان چيزي است كه ادب او را در رفتارش مشخص مي‌كند و برايش خط مشي‌اي ترسيم مي‌كند كه در كارهايي كه براي رسيدن به آن مطلوب انجام مي‌دهد، از آن خط مشي تجاوز نمي‌كند.

ادب در عرف مردم

در عرف مردم، معمولاً ادب را به معني اخلاق مي‌گيرند. وقتي مي‌گويند: فلاني با ادب است يعني خود را به سجاياي اخلاقي آراسته است. اتفاقاً حديثي از مولا اميرالمؤمنين علي(ع) داريم كه ادب را به معناي اخلاق دانسته است: « دوستي با انسان بي ادب، صميمانه نخواهد بود». ممكن است اين اصل عقلايي هم مثل ساير اصول و ارزش‌هاي انساني خدشه‌دار شده باشد. گاهي انسان در جامعه دوستاني را مشاهده مي‌كند كه شايد در ديد اول به دوستي و صميميت آنها غبطه بخورد، ولي با اندك تأملي متوجه مي‌شود كه اين دوستان با كوچك‌ترين سوءتفاهمي بين خودشان، به راحتي اخلاقيات و حريم‌ها را دور مي‌زنند، چون به اخلاق اسلامي پايبند نيستند. در حديثي از پيامبر اسلام (ص) اين اخلاق اسلامي و معنوي، مورد تأكيد قرار گرفته است: «من ادب آموخته خدا هستم و علي(ع) ادب آموخته من، خدا مرا امر نموده به بخشش و نيكويي و نهي نموده از بخل و ستم، و هيچ چيزي نزد خدا منفورتر از بخل و اخلاق بد نيست و اخلاق بد عمل (نيك) را خراب مي‌نمايد همچنان كه سركه عسل را»اين حديث نياز به بحث دارد كه از حوصله اين مقاله بيرون است، ولي اين را بايد بدانيم که ادب و اخلاق آنگونه كه خدا و پيامبر و اهل بيت(ع) مي‌گويند، بايد باشد.

باارزش‌تر از طلا و نقره

حضرت علي(ع) درباره ميزان نياز افراد به ادب نيكو مي‌فرمايد: « يقيناً مردم به ادب شايسته، بيشتر از طلا و نقره نيازمندند». در حقيقت هم همين است. ادب و اخلاق و كردار شايسته است كه انسانيت انسان را مشخص مي‌كند تا مسائل ديگر، ادب شايسته، در حقيقت زيربناي شخصيت و منش انسان است. اگر ادب را به معناي فرهنگ و دانش بگيريم؛ خواهيم فهميد كه حضرت در اين حديث بر خردورزي تأكيد نموده است. ولي با تأكيد بر جنبه اخلاق و راست كرداري... در حديثي از امام صادق(ع) بر همراهي ادب شايسته و دانش تأكيد شده است: «شخص مؤمن همواره خانواده خود را از دانش و ادب شايسته بهره مند مي‌سازد تا همه آنها را وارد بهشت گرداند.» واضح است كه علم و دانشي كه با ادب و اخلاق و راست كرداري همراه نباشد؛ آسيب‌هاي بسياري را به همراه دارد.

بهترين ميراث

حضرت علي(ع) ادب را بهترين ميراث مي‌داند: «هيچ ميراثي مانند ادب نيست». وجود اين سرمايه ارزشمند و ميراث پربها است كه انسانها را شخصيت مي‌دهد. روابط بين جامعه را به سمت صلح و صفا پيش برده و از تنش‌هاي بي‌مورد بازمي‌دارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS