دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ادوار خلافت عباسیان

No image
ادوار خلافت عباسیان

كلمات كليدي : عباسيان، آل بويه، سلجوقيان

دوره اول: نیرومندی،گسترش وشکوفایی (132-232 ق/750 – 847م)

ابوالعباس عبدالله سفاح (132- 136ق / 750 – 754م)

عبدالله ابوجعفر منصور (136- 158ق / 754 - 775م)

ابوعبدالله محمد مهدی (158- 169ق / 775 – 785م)

ابو محمد موسی هادی (169- 170ق / 785 - 786م)

ابوجعفر هارون الرشید (170- 193ق / 786 – 809م)

ابو موسی محمد امین (193- 198ق / 809 - 813م)

ابوجعفر عبدالله مأمون (198- 218ق / 813 – 833م)

ابو اسحاق محمد معتصم (218- 227ق / 833 - 841م)

ابوجعفر هارون واثق (227- 232ق / 841 – 847م)

دوره دوم: نفوذ عنصر ترک (232-334 ق/847 – 946م)

ابوالفضل جعفر متوکل (232- 247ق / 847 – 861م)

ابوجعفر محمد منتصر (267- 248ق / 861 - 862م)

ابوالعباس احمد مستعین (248- 252ق / 862 – 866م)

ابو عبدالله محمد معتز (252- 255ق / 866 - 869م)

ابو اسحاق محمد مهتدی (255- 256ق / 869 – 870م)

احمد معتمد (256- 279ق / 870 - 892م)

ابوالعباس احمد معتضد (279- 289ق / 892 – 902م)

ابو محمد مکتفی (289- 295ق /902 - 908م)

ابوالفضل جعفر مقتدر (295- 320ق / 908 – 932م)

ابو منصور محمد قاهر (320- 322ق / 932 – 934م)

ابوالعباس احمد راضی (322- 329ق / 934 - 940م)

ابو اسحاق جعفر متقی (329- 333ق / 940 – 944م)

ابوالقاسم عبدالله مستکفی (333- 334ق / 944 - 946م)

دوره سوم: نفوذ آل بویۀ ایرانی (334-447 ق/946– 1055م)

ابوالقاسم عبدالله مستکفی (333- 334ق / 944 – 946م)

ابوالقاسم فضل مطیع (334- 363ق / 946 - 974م)

ابوبکر عبدالکریم طائع (363- 381ق / 974 – 991م)

ابوالعباس احمد قادر (381- 422ق / 991 - 1031م)

ابوجعفر عبدالله قائم (422- 467ق / 1031 – 1075م)

دوره چهارم: نفوذ سلجوقیان ترک (447-656 ق/ 1055 – 1258م)

ابوجعفر عبدالله قائم (422- 467ق / 1031 – 1075م)

ابوالقاسم محمد مقتدی (467- 487ق / 1075 - 1094م)

ابوالعباس احمد مستظهر (487- 512ق / 1094 – 1118م)

ابومنصور فضل مسترشد (512- 529ق / 1118 – 1135م)

ابوجعفر منصور راشد (529- 530ق / 1135 – 1136م)

ابوعبدالله محمد مقتفی (530- 555ق / 1136 – 1160م)

ابومظفر یوسف مستنجد (555- 556ق / 1160 – 1170م)

ابومحمد حسن مستضئی (566- 575ق /1170 – 1180م)

ابوالعباس احمد ناصر (575- 622ق / 1180 – 1225م)

ابونصر محمد ظاهر (622- 623ق / 1225 – 1226م)

ابوجعفر منصور مستنصر (623- 640ق / 1226 - 1242م)

ابو احمد عبدالله مستعصم (640- 656ق / 1242 – 1258م)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS