دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اراده

No image
اراده

یکى از مراحل سیر الى الله، اراده است و به سه رکن، متکى است:

الف) علم به مراد

ب) کمال بودن مراد براى مرید

ج) در اختیار نبودن مراد برای مرید

آن جا که سالک چیزى نمى‌داند، نمى‌تواند ارادت بورزد؛ آن جا که چیزى مى‌داند؛ ولى به کمال مراد آگاهى ندارد، نمى‌تواند مرید او باشد و آن جا که مى‌شناسد و کمال او را هم مى‌داند؛ ولى او را از دست نداده است، جا براى اراده نیست. وقتى شخص در بین راه به مشکلى برخورد کند و این اراده با مفارقت مراد همراه شود، شوق درد آورى براى سالک پیش مى‌آید. این جاست که او هم شوق دارد و هم باید صبر کند. اگر سالک بر اثر پیمودن راه، اثرى از محبوب و مقصود دریافت کند، به او محبت پیدا مى‌کند و بنابراین، محبت مزبور بر اثر وصول اثر محبوب و مقصود است. پس در منازل سیر، اول اراده، بعد شوق و سپس محبت قرار دارد.

درجات آخرت طلبان

در حدیث معروف تثلیث امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) آخرت طلبان را به سه دسته تقسیم کرده‌اند:

الف) دسته‌اى که هدف آنان پرهیز از آتش است،

ب) عده‌اى که شوق به بهشت دارند.

ج) گروهى که محبت خدا مقصود آنهاست. گروه اول و دوم که از خدا غیر خدا را مى‌خواهند، نسبت به گروه سوم در حقیقت دنیا طلبند؛ زیرا هر چه غیر خداست، گرچه وصول به بهشت و یا نجات از دوزخ باشد، دنیا است. این معناى لطیف را از آیه ذیل مى‌توان استفاده کرد:

«و اصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغدوة و العشى یریدون وجهه و لا تعد عیناک عنهم ترید زینة الحیاة الدنیا» (کهف/28)

«با کسانی باش که پروردگار خود را هر صبح و عصر می‌خوانند و تنها رضای او را می‌طلبند و هرگز به خاطر زیورهای دنیا چشمان خود را از انان برمگیر.»

در این آیه «دنیاطلبى» در مقابل «اراده وجه خدا» قرار گرفته است. آنان از این تذکر صبح و شام، فرار از دوزخ یا قرار در بهشت را طلب نمى‌کنند، بلکه «وجه الله» را طلب مى‌کنند. سالک راستین، کسى است که چیز زوال ناپذیر را طلب کند و آن «وجه الله» است.

عدم انقطاع اراده

در سخنان محقق طوسى و دیگران (رضوان الله علیهم) آمده است که اراده با وصول به مراد، منقطع مى‌شود، ولى چنین نیست، بلکه اراده با وصول به مراد، کامل مى‌شود. اوصافى که در بین راه لازم است وقتى به مقصد رسید به «کمال» مى‌رسد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS