دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارث حمل

No image
ارث حمل

كلمات كليدي : اهليت تمتّع، حمل، جنين، غايب مفقودالاثر، نكاح منقطع، خنثي، ارث

نویسنده : محمد حسين رامين

ارث در لغت به معنای انتقال غیر قراردادی چیزی، از شخص به دیگری است[1]و همچنین به معنای بقیه‌ و باقی‌مانده‌ی چیزی نیز می‌باشد.[2] در اصطلاح حقوقی مقصود از آن، انتقال مالکیت اموال میت، پس از فوت به ورّاث او می‌باشد.[3] قانون‌گذار در کلام خود کسی را که ارث می‌برد وارث، و متوفی را مورّث، و اموال و دارائی متوفی در حین فوت وی را، ترکه می‌نامد.[4]

حمل در لغت به معنای بچه‌ای است که در شکم مادر باشد.[5] قانون‌گذار در قانون مدنی بار‌ها از این کلمه استفاده کرده است، لیکن غالب حقوق‌دانان معاصر در کلام خود، بجای حمل، از کلمه‌ی جنین، که مترادف آن می‌باشد،[6] استفاده می‌کنند. به حکم ماده‌ی 957 ق.م[7]، جنین به شرط اینکه زنده متولد شود، از حقوق مدنی برخوردار می‌گردد. بنابراین می‌توان گفت جنین نیز دارای نوعی شخصیت است و می‌تواند صاحب حق باشد. مهم‌ترین این حقوق عبارتند از: حق حیات، حق ارث بردن، حق هدیه گرفتن و این حق که مالی به نفع جنین وقف یا وصیت شود.[8]

شرایط ارث بردن حمل

از دیدگاه قانون مدنی برای اینکه جنین از اموال متوفی ارث ببرد، وجود 2 شرط ضروری است:

1) نطفه‌ی جنین در زمان فوت مورّث منعقد بوده باشد.[9]

چراکه اگر تاریخ انعقاد نطفه، پس از مرگ مورّث باشد می‌توان گفت جنین در زمان مرگ وی، موجود نبوده است.[10] به استناد ماده‌ی 877 ق.م در صورتی که در وجود این شرط‌، بین ورثه اختلافی پیدا شود، امارات قانونی که برای اثبات نسب مقرر است ملاک عمل خواهد بود. بدین توضیح که، ارث بردن جنین مشروط بر این است که، فاصله‌ی زمانی بین مرگ مورّث و تولد نوزاد بیش از 10 ماه نباشد. قانون‌گذار این امارات را در مواد 1158 و 1159 ق.م ذکر کرده است.

2) جنین زنده متولد شود، اگرچه فوراً پس از تولد بمیرد.[11] (م 875 ق.م)

به استناد ماده‌ی 876 ق.م اگر هنگام به‌دنیا آمدن نوزاد، در زنده متولد شدن آن شک شود؛ یعنی ندانیم که جنین، مرده به‌دنیا آمده یا اینکه زنده به دنیا آمده و لحظه‌ای بعد، مرده است و دلیلی هم برای اثبات این امر وجود نداشته باشد، مسأله ارث بردن وی منتفی خواهد بود.[12] مقصود از دلایل یاد شده، اماره‌های پزشکی و مفاد شهادت پرستار و سایر گواهان است. لازم به ذکر است که، گریه کردن و حرکت نمودن جنین در زمان ولادت از نشانه‌های ظاهری حیات او است، ولی اظهار نظر نهایی در این مورد، به عهده‌ی پزشک کارشناس می‌باشد.[13]

تأمین ارث حمل

به حکم ماده‌ی 878 ق.م برای اینکه سهم‌الارث جنین حفظ شود و حقوق وی ضایع نگردد دو راهکار متصور است:

1) اگر جنین با زنده متولد شدن خود مانع از ارث بردن تمام یا بعضی از ورثه شود، ترکه تا زمان تولد وی تقسیم نخواهد شد.[14] بعنوان مثال اگر بازماندگان متوفی، برادر و خواهر او باشند، و همسر میت، باردار باشد، این جنین که فرزند متوفی محسوب می‌شود، در صورت زنده متولد شدن، مانع از ارث بردن برادر و خواهر میت خواهد شد.[15]همان‌طوری که گفته شد درچنین موردی، تقسیم ترکه تا زمان تولد جنین به تعویق خواهد افتاد.

2) اگر جنین مانع ارث بردن هیچ یک از سایر ورثه نباشد و آن‌ها بخواهند ترکه را تقسیم کنند، باید برای جنین، سهمی که مساوی سهم دو پسر از همان طبقه باشد کنار گذارند و بقیه را بین خود تقسیم کنند.[16] البته این تقسیم تا زمانی که وضعیت جنین معلوم شود معتبر است.[17]

لیکن مسأله‌ی قابل تأمل در این مورد، یافتن پاسخی مناسب برای این پرسش است که، آیا امروزه که با پیشرفت علم و امکان سونوگرافی از رحم زن، می‌توان تعداد و جنس جنین را دقیقاً مشخص نمود، باز هم کنار گذاردن حصّه‌ی دو پسر به منظور تأمین سهم‌الارث جنین، که ناظر بر موارد غالب است، لازم‌الرعایه می‌باشد؟ به نظر می‌رسد که اتخاذ تصمیم در این مورد به عهده‌ی رویه‌ی قضایی است ولی به اختصار می‌توان گفت، همین که واقعیت آشکار شود، حکم ماده‌ی 878 ق.م مبنای خود را که ناظر بر مورد غالب است، از دست می‌دهد.[18]

اداره‌ی سهم‌الارث جنین

اداره‌ی سهم‌الارث جنین به عهده‌ی ولی یا وصی منصوب از جانب پدر و جد پدری خواهد بود. اگر جنین فاقد ولی یا وصی باشد، دادگاه صالح برای اداره‌ی سهم‌الارث او، امین معین می‌کند. (م 103 ق.ا.ح)[19] البته به استناد ماده‌ی 120 ق.ا.ح، سمت امینی که برای حفظ اموال جنین معین شده است، پس از تولد طفل زائل می‌شود.

مقاله

نویسنده محمد حسين رامين
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - حقوق مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS