دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارسطو، خیر عمومی و حکومت جمهوری

No image
ارسطو، خیر عمومی و حکومت جمهوری

كلمات كليدي : ارسطو، خير عمومي و حكومت جمهوري

نویسنده:یعقوب نعمتی وروجنی

ارسطو جزء بزرگترین فیلسوفان تاریخ بوده و در بسیاری از حوزه‌های تفکر بشری به نظریه پردازی پرداخته و تاثیر عظیمی بر متفکران پس از خود نهاده است. ارسطو خود مدت بیست سال در آکادمی افلاطون به تحصیل و دانش اندوزی پرداخت و در این مدت توانست از یک دانشجوی تازه وارد به مقام دستیار علمی حکیم بزرگ افلاطون ارتقا پیدا کند. وی تا زمان فوت افلاطون همچنان در آکادمی حضور داشت و پس از درگذشت استاد دیرین خود، راهی جداگانه را در پیش گرفت. آثار متعدد ارسطو در حوزه‌های مختلف طبیعیات، منطق و فلسفیات از چند صد عدد گرفته تا 1000 عنوان برشمرده‌اند.

مهم ترین کتاب ارسطو در حوزه نظریه پردازی سیاسی و حکومتداری، «سیاست» نام دارد. ارسطو در این کتاب، موضوعات مختلف سیاسی را مورد بررسی قرار داده و با توجه به نمونه‌های عینی و موارد موجود، به طبقه بندی حکومت‌ها پرداخته است. کتاب سیاست فی الواقع یکی از بزرگ ترین آثار در حوزه اندیشه سیاسی بوده و به عنوان یک منبع مرجع همواره مورد توجه اندیشه ورزان تفکر و اندیشه سیاسی می‌باشد. از آنجایی که ارسطو روش مشاهده و استقراء را وارد مطالعات و تاملات سیاسی خود نمود، وی را اولین دانشمند علم سیاست نیز می‌دانند.

از نظر ارسطو هدف جامعه سیاسی یا دولت، کمال و سعادت انسانهاست. گرچه دولت را انسان‌ها ایجاد می‌کنند ولی دولت به نوبه خود یک نهاد طبیعی نیز هست و انسان در بیرون از چارچوب دولت، موجودیت انسانی ندارد؛ چرا که خارج از دولت، وی یا موجودی فراتر و یا فروتر از انسان می‌باشد.ارسطو به طور کلی دولت‌ها را به 6 نوع مختلف طبقه بندی می‌کند. با توجه به تعداد حاکمان وی از حکومت یک نفر، عده‌ای معدود و فرمانروایی عده زیاد مردم، یاد می‌کند.

بهترین یا نوع طبیعی حکومت، فرمانروایی یک نفر است که براساس منافع عمومی حکومت کند. آریستوکراسی که پس از پادشاهی قرار دارد، حکومت چندین نفر با توجه به منافع عمومی است و آخرین نوع دولت خوب، پولیتی (جمهوری) و یا حکومت عده ای زیاد با در نظر داشتن منافع عموم مردم جامعه است.

تیرانی، بدترین نوع حکومت است، چرا که دراین حکومت، فقط یک نفر آن هم با توجه به منافع شخصی خود فرمانروایی می‌کند. در الیگارشی، تعدادی معدود از افراد خودخواه در پی منافع خویشتن هستند. پس از اینها دموکراسی یا حکومت افراطی توده مردم قرار دارد. ارسطو با مطالعه انواع حکومت‌های موجود در زمان خود به طبقه بندی و شرح انواع حکومت می‌پردازد و در این میان سعی دارد تا بین نظام‌های سیاسی مطلوب و نامطلوب از دیدگاه خود تمایز قائل شود. وی در کتاب «سیاست» در بحث از انواع و اشکال حکومت‌ها به حکومت جمهوری اشاره می‌کند. وی در مقدمه این کتاب، جمهوری را مشتق از واژه ‌Polis‌ می‌داند که در یونان به معنای قانون اساسی یا نوع حکومت به کار می‌رفته است. ارسطو ‌polis‌ را به معنای جامعه منظم سیاسی می‌داند که دارای ارتباطات بین المللی و صاحب شخصیت جهانی است و سازمان‌های داخلی آن را ‌Demos‌ یا مردم می‌نامند، که دموکراسی نیز از همین ریشه اخذ شده است.‌وی در رساله «سیاست» هنگام بحث از انواع حکومت ها، حکومت جمهوری را نوع پنجم از انواع حکومت ذکر می‌کند ؛ وی می‌نویسد در گذشته از این چهار نوع ( الیگارشی، پادشاهی، دموکراسی و آریستوکراسی ) نوع پنجمی نیز هست که عنوان آن میان همه انواع حکومت مشترک است. ( زیرا آن را پولیتی یا جمهوری می‌نامند ) ولی چون این نوع ‌‌]‌‌ پنجم ‌‌[‌‌ بسیار به ندرت تحقق می‌پذیرد، گاه از دید نویسندگانی که حکومت‌ها را طبقه بندی می‌کنند پوشیده می‌ماند.« به نظر می‌رسد که جمهوری از نظر ارسطو یکی از حکومت‌های خوب محسوب می‌گردد؛ چرا که معیار خوبی حکومت از دید ارسطو، توجه به خیر و منافع عمومی جامعه می‌باشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS