دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ازدواج پیامبر(ص)

No image
ازدواج پیامبر(ص)

كلمات كليدي : تاريخ، عام الفيل، خويلد، سنطورا، ابوالقاسم، ميسره

نویسنده : فاطمه پهلوان پور

ازدواج پیامبر(ص) با "حضرت خدیجه(س)" از مباحث مهم تاریخ صدر اسلام محسوب می‌شود؛ چرا که منشاء پرسش‌های زیادی درباره انگیزه آن حضرت از این ازدواج و موارد دیگر شده است که به بررسی آنها می‌پردازیم. پیامبر(ص) در سن 25 سالگی اقدام به ازدواج با حضرت خدیجه(س) که 40 ساله بود، نمود.

خدیجه قبل از ازدواج با پیامبر(ص)

خدیجه دختر "خویلد بن عبدالعزی بن قصی بن کلاب" بود و مادرش "فاطمه" دختر "زائربن الاصم"[1]، خدیجه از طرف پدر با رسول‌خدا(ص) عموزاده است؛ چون نسب هر دو پس از سه واسطه به "قصی بن کلاب" می‌رسد.[2] ایشان پانزده سال قبل از «عام‌الفیل» مطابق با سال 555 میلادی در مکه چشم به جهان گشود.[3] به خاطر صداقت، پاکدامنی، دانش و عالم بودن وی به تاریخ و کتاب‌های مقدس و معنویت و فضایل انسانی که دارا بود، خدیجه را «سیدۀ قریش» نامیده‌اند.[4] خدیجه نخست با "نباش بن زاره" معروف به "ابوهاله تمیمی" از قبیله «بنی اسید بن عمرو بن تمیم» که از شخصیت‌های معروف قریش بود، ازدواج کرد و از او صاحب پسری به نام «هند» شد که در جنگ «جمل» در صف سپاهیان حضرت علی(ع) شرکت کرد و به شهادت رسید.[5] همسر دوم خدیجه، "عتیق بن عائذ بن عبدالله مخزومی" بوده که از او نیز صاحب دختری گردید که نامش را هند گذاشتند و این همسر نیز عمر زیادی نداشت و با مرگ وی خدیجه به تنهایی به زندگی ادامه داد.[6]

چگونگی آشنایی حضرت محمد (ص) با خدیجه (س)

خدیجه از لحاظ نسب و شرف و ثروت، بهترین زن قریش بود و مردان زیادی از تجار آرزوی ازدواج با وی را داشتند، حتی حاضر بودن مهریه سنگینی بابت این ازدواج تقبل کنند.[7] وی سرمایه و ثروت خویش را در اختیار بازرگانان تجار قرار می‌داد، تا با آن به داد و ستد تجاری بپردازند و سود حاصل از آن را نزدش بیاورند. در این حین به پیشنهاد "ابوطالب" که در آن هنگام دارایی چندانی نداشت و به سختی روزگار خود را سپری می‌کرد.[8] یا به تقاضای خود خدیجه، محمد(ص) سرپرستی کاروان تجاری خدیجه را که راهی شام بود به عهده گرفت و مسیره غلام خدیجه نیز، حضرت را همراهی می‌کرد.[9]

در واقع راستگویی، امانت‌داری و خوش خلقی رسول‌خدا(ص) که زبانزد خاص و عام بود، موجب شد که خدیجه، کسی را از طرف خود نزد آن حضرت بفرستد و به او پیشنهاد دهد که برای تجارت به شام برود و در مقابل این زحمات، مزدی چند برابر دیگران به وی بپردازد.[10]

معجزات روی داده در سفر تجارتی پیامبر(ص)

هنگامی که کاروان تجارتی محمد(ص) به بصره رسید، پیامبر(ص) نزد صومعه راهبی به نام "سنطورا"، زیر سایه درختی نشست، راهب به پیامبر(ص) نگاهی کرد و هراسان، به میسره که وی را می‌شناخت، گفت: آن مرد کیست؟ او گفت: مردی از قریش است. راهب گفت: «زیر این درخت پس از عیسی(ع)، کسی ننشسته مگر اینکه پیامبر(ص) باشد. راهب شتابان نزد پیامبر(ص) آمد و سر و پاهای پیامبر(ص) را بوسید و به حضرت گفت: «من به تو ایمان آوردم و گواهی می‌دهم که تو همان پیامبری هستی که خدای متعال در تورات نام تو را ذکر کرده است». میسره از این قضیه آگاه و شگفت زده شد.[11] هم‌چنین ابری را دید که تنها بر سر پیامبر(ص) سایه می‌افکند، تا وی را از تابش گرمای خورشید نگاه دارد.[12] البته "طبری" و "ابن‌اثیر" و "ابن‌هشام" به جای تکه ابر، دو فرشته را ذکر کرده‌اند.[13]

چگونگی ازدواج پیامبر (ص) و حضرت خدیجه (س)

سرانجام پیامبر(ص) با کاروان به مکه بازگشت و در حالیکه میسره از آن معجزات و سودهای فراوانی که از این تجارت عاید آنها شده بود، شگفت زده شده بود. هنگامی که پیامبر(ص) وارد مکه شد، خدیجه به استقبال ایشان آمد و به ایشان خوش آمد گفت، پیامبر(ص) نیز با بیان رسا و فصیح خود درباره سودهایی که نصیب آنها شده بود، با خدیجه سخن می‌گفت که در پی آن بر علاقه و بزرگداشت، او نسبت به پیامبر(ص) افزوده شد و یقین پیدا کرد که وی بزرگترین مصلح اجتماعی است.[14]

مدتی بعد خدیجه، خواهش خود را برای ازدواج با پیامبر(ص) بوسیله دوست صمیمی خود (نفیسه دختر صفیه) آشکار کرد، وی نزد پیامبر(ص) رفت و به ایشان گفت: «چه چیز مانع ازدواج تو شده؟» پیامبر(ص) فرمود: «سرمایه‌ای در دست ندارم که بتوانم، ازدواج کنم.» "نفیسه" گفت: «اگر بی‌نیاز گردی، و بانویی زیبا، ثروتمند و پاکدامن حاضر به ازدواج با تو باشد، می‌پذیری؟» پیامبر(ص) فرمود: «آن بانو کیست؟»، نفیسه گفت: «خدیجه بنت خویلد»، پیامبر از این پیشنهاد خوشحال شد و ابراز رضایت کرد و بعد از همانگی نفیسه با خدیجه، پیامبر(ص) همراه عموهایش برای خواستگاری نزد "عمرو بن اسد"، عموی خدیجه رفت؛[15] چرا که پدرش خویلد، پیش از جنگ «فجار» درگذشته بود.[16] عمرو بن اسد نیز رضایت خود را از این وصلت اعلام داشت و بدین ترتیب بعد از اینکه یکی از عموهای خدیجه در مورد عظمت محمد و خویشاوندی با خدیجه خطبه‌ای خواند، خدیجه نیز گفت: «زوجتک یا محمد نفسی و المهر علّی فی مالی»، سپس خدیجه دستور داد، شتری را کشتند و گوشت آن را میان مردم تقسیم نمودند، عده‌ای را هم غذا دادند و زندگی مشترک پر از صفا و صمیمیت خود را آغاز کردند.[17]

فرزندان حضرت خدیجه (س) و حضرت محمد (ص)

در طبقات ابن‌سعد از قول "هشام بن محمد کلبی" از "ابن عباس" روایت شده است که حضرت رسول(ص) و خدیجه پیش از مبعث صاحب چندین فرزند شدند که اولین آنها پسری به نام "قاسم" بود (به همین خاطر کنیه ابوالقاسم داشت)، پس از او چهار دختر به نام‌های "زینب"، "رقیه"، "فاطمه" و "ام‌کلثوم" بودند.[18] پس از بعثت نیز پسری به نام "عبدا..." به دنیا آمد که به طیب و طاهر نیز معروف بود. قاسم و عبدا... هر دو در مکه وفات یافتند و "عاص بن وائل سهمی" (پدر عمرو بن العاص) در این باره گفت که نسل او (رسول‌خدا (ص)) بریده شد و او مقطوع النسل (ابتر) است و به همین مناسبت آیه «إنّ شانئک هو الأبتر» (سوره کوثر، آیه 3): آنکه دشمن توست مقطوع‌النسل خواهد بود، در حق او نازل گردید.[19]

مقاله

نویسنده فاطمه پهلوان پور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب فرهنگنامه تاريخ زندگی پيامبر اعظم(ص)

کتاب فرهنگنامه تاريخ زندگی پيامبر اعظم(ص)

کتاب فرهنگ‎ نامه جامع تاریخی زندگی و سیره ی آخرین فرستاده‎ی الهی در قالبی جدید راستای آشنایی عموم افراد جامعه با مباحث تاریخی توسط بخش تاریخ فرهنگ نامه علوم انسانی و اسلامی پژوهه تهیه شده است.
سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) ⠕ جلدي)

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) (15 جلدي)

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) روح همه انبياء اولياء و شهدا بوده و جان اين جهان است. شريعت او كامل ترين و جامع ترين شريعت ها و در بردارندة همة جنبه هاي فردي و اجتماعي آنان مي باشد، از اين رو چون خود، اعظم رسولان است شريعت او نيز اعظم شرايع است و سيره هاي رفتاري و سلوك هاي فردي و اجتماعي او آيينة تمام نماي انبياي الهي است و سخنان او پيام رسان عظيم ترين مفاهيم الهي و راهنماي كمال و سعادت براي انسان ها است؛ فهم سخنانش انسان ها را از ظلمت ها جهل به نور هدايت مي كشاند و فرموده هايش با فطرت انسان ها هموار بوده و به دل و جان آنها روح عبوديت و ذكر حق القا مي كند.

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS