دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

استر Esther

No image
استر Esther

كلمات كليدي : استر، عهد قديم، عهد عتيق، كتاب مقدس، مردخاي، مكتوبات

نویسنده : هادی جهانگشای

استر دختر ابیحایل عموی مردخای بوده است. او به وسیله پسر عمویش مردخای به دربار پادشاه فارس راه یافت و ملکه پادشاه شد.[1]  

احتمالاً استر اسمی فارسی است و احتمال دارد، از ستاره ونوس که در یونانی(Aster) نامیده می‌شود ریشه گرفته باشد.

کتاب استر هفدهمین کتاب  عهد قدیم و کتاب مقدس به شمار می‌رود و براساس تقسیم‌بندی یهودی که با نسخه عبری منطبق است جزو آخرین بخش عهد قدیم یعنی مکتوبات و یا نوشته‌ها است.[2]

 

نویسنده

در مورد نویسنده این کتاب مستر هاکس در قاموس کتاب مقدس چنین آورده است: «نگارنده این کتاب به تعیین قطعی معلوم نیست؛ زیرا که بعضی به عزرا و برخی هم به کاهنی بنام یهویاقیم و جمعی هم به مردخای نسبت می‌دهند. آنچه از خود کتاب استنباط می‌شود آن است که نویسنده‌اش مردخای بوده است. نویسنده آن را در ایران تصنیف نموده و نیز معلوم است که نویسنده عبری متعصب بوده است».[3] در دایرةالمعارف کتاب مقدس در این‌باره آمده است: «گرچه نمی‌دانیم نویسنده کتاب استر چه کسی بوده است؛ ولی این امکان وجود دارد که از مدارک داخلی کتاب به نتایجی درباره نویسنده و تاریخ نگارش آن دست یافت. از تأکیدات نویسنده بر منشاء اعیاد یهودی و از نفوذ احساسات ملی یهودی به داستان، واضح است که او یک یهودی بوده است. زودترین تاریخ پیشنهاد شده برای کتاب کمی پس از وقوع اتفاقات نقل شده در کتاب است. برای مثال بعضی از محققین کتاب مقدس تاریخ نگارش کتاب را به دوران هلنستیک حدوداً 460 ق.م مربوط می‌سازند؛ ولی عدم وجود کلمات یونانی و شیوه زبان محلی عبری نویسنده، بیانگر این است که کتاب قبل از سقوط فارس به دست یونان(331 ق.م)، نوشته شده است».[4] برخی نیز تاریخ نگارش آن را حدود سال 130ق.م می‌دانند.[5] به هر حال نه در مورد نویسنده و نه در مورد تاریخ نگارش این کتاب، اطلاعات دقیقی در دست محققان کتاب مقدس نیست.

 

محتوای کتاب

کتاب استر، داستان قابل توجه و جالب زنی یهودی، بنام استر است که ملکه اخشورش(خشایارشا)، پادشاه فارس شد. داستان از ذکر جریان عزل ملکه "دشتی"، که از نمایش زیبایی خود در دربار پادشاه مست، امتناع نمود، آغاز می‌شود؛ تا اینکه جستجو برای ملکه‌ای تازه نهایتاً منجر به انتخاب استر شد. استر توسط پسر عمویش مردخای تربیت شده بود که بنابر شواهد موجود، ظاهراً هر دوی آنها در همدان کنونی مدفون می‌باشند. وی به استر نصیحت می‌کرد که یهودی بودنش را از مردم پنهان سازد.

در باب سوم از آیات 21 تا 23، مردخای، جان پادشاه را نجات می‌دهد؛ اما او با سجده نکردن در برابر هامان(نخست وزیر پادشاه) که یکی از صاحب‌منصبان عالی رتبه پارسی بود، غضب او را برانگیخت. هامان برای تلافی‌، دسیسه‌ای چید: «پس هامان به اخشورش پادشاه گفت قومی هستند که در میان قوم‌ها در جمیع ولایت‌های مملکت تو پراکنده و متفرق می‌باشند و شرایع پادشاه را به جا نمی‌آورند.[6] و پادشاه را برای تصویب آن فریب داد. پادشاه غافل از موضوع یهودی بودن استر، دستور را صادر کرد. هامان فوری دست به کار شد و یک دار برای اعدام مردخای تهیه کرد. مردخای برای استر پیغام فرستاد و او را از موضوع آگاه ساخت. استر، جان بر کف نهاده و به پادشاه اعلام کرد که یهودی است و جزو کسانی است که مطابق فرمان شاه باید  قتل عام شود. پادشاه چنان عصبانی شد که دستور داد هامان را روی چوبه‌داری که برای مردخای تهیه کرده بود، اعدام کنند. علاوه بر آن در کتاب مقدس آمده است: «و در آنها پادشاه به یهودیانی که در همه شهرها بودند اجازت داد که جمع شده به جهت جان‌های خود مقاومت نمایند و تمامی قوت قومها و ولایت‌ها را که قصد اذیت ایشان می‌داشتند، با اطفال و زنان ایشان هلاک سازند و بکشند و تلف نمایند و اموال ایشان را تاراج کنند».

سپس مردخای را به جای هامان به مقام نخست‌وزیری منصوب کرد. کتاب مقدس تعداد کشته شدگان غیر یهودی ایرانی را این گونه بیان کرده است: «و سایر یهودیانی که در ولایت‌های پادشاه بودند جمع شده و بر جان‌های خود مقاومت نمودند و چون هفتاد و هفت هزار نفر از مبغضان خویش را کشته بودند»[7] که علی‌الظاهر 12/1 جمعیت کل ایران می‌باشد.

امروز یهودیان به یاد آن روز، که به همت استر، از قتل عام رهایی یافتند. «جشن پوریم» را همه ساله برگزار می‌کنند.[8]

این کتاب دارای 10 باب است.

مقاله

نویسنده هادی جهانگشای
جایگاه در درختواره ادیان ابراهیمی - مسیحیت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS