دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

استرداد دعوا

No image
استرداد دعوا

كلمات كليدي : استرداد دعوا، دادرسي، خواهان،خوانده، صدور رأي، صدور حكم، پس گرفتن دعوا

نویسنده : خسرو بهمن یار

استرداد دعوا یعنی پس گرفتن دعوا یا اعراض از آثار آن از طرف خواهان با شرایط مقرر در قانون. گاه ممکن است خواهان به جهتی از دعوا إعراض و ترک مُخاصمه را تقاضا نماید.

استرداد دعوا وقتی صورت می‌گیرد که دعوا به خوانده ابلاغ شده، وی در مقام تدارک دفاع برآمده و موضوع در جریان رسیدگی دادگاه قرار گرفته است.

بنابراین مرحله استرداد دعوا از تاریخ تقدیم دادخواست تا مرحله صدور حکم می‌باشد.

قانون دو نوع استرداد دعوا را پذیرفته است:

الف) استرداد دعوا قبل از اتمام دادرسی

خواهان می‌تواند مادامی که دادرسی تمام نشده دعوای خود را استرداد کند در این صورت دادگاه قرار رد دعوا را صادر می‌نماید. در این نوع استرداد، خواهان از دعوای خود به کلی انصراف نمی‌دهد و بعداً دوباره می‌تواند دادخواست، تقدیم دادگاه کند.

ب) استرداد دعوا بعد از انجام دادرسی و قبل از صدور رأی

در این نوع استرداد تقریباً نتیجه دعوا معلوم است، خواهان امیدیبه صدور رأی به نفع خود ندارد بلکه می‌داند که علیه او رأی صادر خواهد شد. دادگاه ختم دادرسی را اعلام کرده و خواهان در مقام آن است که از صدور رأی محکومیت خود به نحوی جلوگیری نماید پس در مقام استرداد دعوا برمی‌آید این استرداد دو صورت دارد:

1) استرداد با رضایت خوانده

در این فرض چون با تراضی طرفین است، مسألۀ مطالبه خسارت مطرح نمی‌شود. گویا طرفین به هم مهلت می‌دهند که با مذاکره و سازش مثلاً موضوع را حل کنند و اگر ممکن نشد دوباره خواهان بتواند دعوا را طرح کند. خوانده احتمال می‌دهد که رأی علیه او باشد. با استرداد دعوا از طرف خواهان دادگاه قرار ردّ دعوا را صادر می‌نماید و دعوا به حالت قبل از طرح درمی‌آید یعنی خواهان دوباره حق تقدیم دادخواست را دارد.

2)استرداد کامل دعوی

خواهان برای جلوگیری از صدور رأی محکومیت خود تنها یک راه دارد و آن این است که از دعوای خود به کلی صرف نظر نماید. بنابراین دادگاه قرار سقوط دعوا را صادر می‌کند. یعنی خواهان تحت هیچ عنوانی نمی‌تواند آن دعوا را دوباره مطرح کند.

نکته 1: استرداد دعوا فقط از طرف خواهان مطرح می‌شود.

نکته 2: در مرحله تجدید نظر تنها استرداد دادخواست پیش‌بینی شده است چون در این مرحله نیز مثل واخواهی، فرجام خواهی، و اعاده دادرسی، استرداد دادخواست به منزله پایان دادن به دادرسی است.

نکته 3: پس از صدور حکم، استرداد دعوا قابل پذیرش نیست. چون اگر چنین شود و استرداد پذیرفته شده و قرار رد دعوا صادر شود خواهان دوباره می‌تواند تقدیم دادخواست کند و دوباره وقت دادگاه را اشغال نماید.

نکته 4: استرداد می‌تواند ضمنی یا صریح باشد و نیز کتبی و یا شفاهی باشد.

نکته 5: پس از استرداد دعوا، تحقیق انجام شده دادرسی نیز منتفی می‌شود با اقامه دوباره دعوا، ذی‌نفع باید اعمال مزبور را از نو انجام داده و هزینه صرف کند. اما اقرار در مورد پرونده اعتبار خود را از دست نمی‌دهد.

نکته 6: بعد از صدور قرار رد دعوا، خوانده می‌تواند از دادگاه درخواست خسارت دادرسی را بنماید مگر اینکه طرفین خلاف آن را توافق کرده باشند.

نکته 7: اگر خواهان تا اولین جلسه دادرسی دادخواست خود را مسترد نماید. این عمل استرداد دادخواست بوده قرار ابطال دادخواست از طرف دادگاه صادر می‌شود. (بند چ ماده 107 قانون آئین دادرسی مدنی).

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - آیین دادرسی مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS