دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

استغاثه از دیدگاه وهابیت

از موضوعاتی که در طول تاریخ بین همه مسلمانان رایج بوده،موضوع استغاثه و درخواست حاجت از اولیای الهی است که مورد قبول همه مسلمانان (جز وهابیت) می‌باشد که این عمل را مشروع و جایز می‌دانند در حقیقت انسان با استغاثه نمودن، وجود مقدس پیامبر(ص) و ائمه معصومین (ع) را واسطه فیض قرار می‌دهد...
No image
استغاثه از دیدگاه وهابیت

نويسنده: قادر احمد رسول

كلمات كليدي: استغاثه، وهابيت، سيره مسلمانان،توسل،اهل سنت

از موضوعاتی که در طول تاریخ بین همه مسلمانان رایج بوده،موضوع استغاثه و درخواست حاجت از اولیای الهی است که مورد قبول همه مسلمانان (جز وهابیت) می‌باشد که این عمل را مشروع و جایز می‌دانند در حقیقت انسان با استغاثه نمودن، وجود مقدس پیامبر(ص) و ائمه معصومین (ع) را واسطه فیض قرار می‌دهد و معتقد است همه امور تحت اختیار خداوند متعال می‌باشد و شخص، ائمه معصومین (ع) را واسطه بین خود و خداوند متعال قرار می‌دهد.[1] ولی در عین حال، علمای وهابیت – بر خلاف مذاهب دیگر - دارای نظریات خاصی می‌باشند و این عمل را جایز نمی‌دانند لذا با توجه به اهمیت موضوع، به تبیین و بررسی این موضوع می‌پردازیم.

مفهوم استغاثه

استغاثه در لغت به معنای درخواست یاری نمودن می‌باشد[2] و در اصطلاح عبارت است از: « ندایی که متوجه شخصی است که از دشواری و سختی واقع شده او را نجات می‌دهد و یا بر دفع آ ن قبل از وقوع، کمک و یاری می‌نماید و درخواست‌های خود را از ارواح مقدسه‌ی آنان طلب می‌کند.»[3]

دلیل بر جواز استغاثه

قرآن

در قرآن آیات زیادی وجود دارد که دلالت بر جواز استغاثه و طلب یاری از اولیای الهی دارد. برای نمونه به برخی از آیات شریفه، اشاره می‌‌‌‌‌‌‌کنیم:

« و اوحینا الی موسی اذ ستسقاه قومه ان اضرب بعصاک الحجر»[4]

« و هنگامی که قوم موسی از وی طلب آب کردند،به او وحی کردیم که عصای خود را بر آن سنگ بزن.»

« وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا »[5]

«و ما هیچ رسولی را نفرستادیم مگر این که به امر خدا اطاعت شود، و اگر آن‌ها وقتی به خود ستم کردند به تو رجوع می‌کردند و استغفار می‌نمودند و پیامبر برای آن‌ها (ازخدا) آمرزش می‌خواست،البته خدا را توبه‌پذیر و مهربان می‌یافتند.»

خداوند در این آیه به مسلمانان گنهکار دستور می‌دهد که به پیامبر (صلی الله علیه و آله) مراجعه کنند تا آن حضرت در حق آنان استغفار و طلب آمرزش کند، که در این حالت با استمداد و طلب یاری از پیامبر (صلی الله علیه و آله) خداوند هم توبه آن‌ها را پذیرفته و آن‌ها را مورد آمرزش خود قرار می‌دهد. [6]

همانطور که در این آیات ملاحظه می‌شود کمک گرفتن از دیگران و بویژه اولیای الهی، یک امر جایز و پسندیده‌ای است که مورد تأکید آیات و روایات معتبر قرار گرفته است.البته این درخواست کمک و یاری به صورت غیر مستقل بوده که آنان – اولیاء الهی – از جانب حق تعالی و به اذن او، این امور را انجام می‌دهند.

استغاثه در روایات اهل سنت

استغاثه در میان اهل سنت جایگاه ویژه‌ای دارد و شواهد تاریخی دلالت دارد که استغاثه و توسل و دعا در کنار قبر صالحین امری رایج بین تمامی مسلمین از جمله اهل سنت بوده است که منابع معتبر اهل سنت به جواز این امر دلالت دارد که ما در اینجا به بعضی از این روایات که در کتب معتبر اهل سنت وجود دارد، اشاره می‌نماییم:

1. «در سالی مردم دچار خشکسالی شدند، از پیامبر خدا (ص) خواستند که برای آنان از جانب حق تعالی، طلب باران کنند، آن حضرت از خداوند درخواست باران نمودند و ‌در نتیجه باران رحمت الهی با دعای ییامبر اسلام (ص) بر آنان نازل شد.[7]

2.طبرانی به سند خود از عثمان بن حنیف، نقل می‌کند که مردی برای درخواست کاری چندین بار نزد عثمان بن عفان، رفت و آمد می‌کرد ولی وی به حاجتش ترتیب اثر نمی‌داد، آن مرد به عثمان بن حنیف برخورد کرد و جریان را به او گفت:عثمان بن حنیف به او گفت: برو وضو بگیر و به مسجد بیا و دو رکعت نماز بخوان،سپس بگو: اللهّم انّی اسئلک و أتوجه الیک بنبیّنا محمّد نبیّ الرّحمه، یا محمّد انّی اتوجه بک الی ربّی فتقضی لی حاجتی؛

«پروردگارا! من از تو مسألت می‌کنم و به سوی تو، بواسطه پیامبرمان محمد، که پیامبر رحمت است روی می‌آورم. ای محمد من به وسیله تو به پروردگارم رو آورده‌ام تا حاجتم برآورده شود.»

آن گاه حاجت خود را ذکر کن و آسوده باش.آن مرد رفت و همان دستورالعمل عثمان بن حنیف را انجام داد و درخواستش مورد قبول ایشان واقع شد.[8]

3. ابن حجر عسقلانی در «فتح الباری» می‌گوید: ابن ابی شیبه به سند صحیح از مالک، خزینه دار عمر بن خطاب چنین نقل می‌کند: «أصابَ النّاسَ قحطٌ فی زَمَنِ عمر بنِ خطّاب فَجآءَ رجل الی قبر النبی (صلی الله علیه و آله) فقال: یا رسول الله! استسق لامتک فانهم قد هلکو…[9]

«در زمان عمر بن خطاب قحطی بر مردم عارض شد، شخصی کنار قبر رسول خدا (ص) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! برای امتت باران بخواه زیرا آنان هلاک شدند.»

4- توسل به قبر امام موسی بن جعفر (علیه السلام)

رئیس حنابله،‌ابن علی ضلال می‌گفت: هر مشکلی که برایم پیش می‌آمد،‌ آهنگ قبر موسی بن جعفر (علیه السلام) می‌کردم و به او متوسل می‌شدم خداوند نیز آنچه را که دوست می‌داشتم، برایم آسان می‌کرد.[10]

استغاثه از نگاه وهابیان

علمای وهابیت با استناد به ظاهر برخی از آیات، استغاثه و درخواست کمک از اولیای الهی را جایز نمی‌دانند و آن را مصداقی از شرک به خداوند تلقی نموده‌اند؛لذا جهت آشنایی بیشتر با نظریات ایشان به نقل برخی از اقوال ایشان می‌پردایم:

ابن‌تیمیه دراین باره چنین می‌گوید:« اگر کسی به شخصی که از دنیا رفته، بگوید، مرا کمک کن، از من شفاعت کن، مرا بر دشمنم پیروز گردان و امثال این درخواستها که تنها خدا بر آن قدرت دارد، آشکارا مرتکب شرک شده و واجب است توبه کند و الا چنین شخصی کشتنش واجب است. »[11]

وی در جای دیگر چنین می‌نویسد:

1- «کسی که نزد قبر نبی یا انسان صالحی آید و از وی کمک بطلبد، مثلاً بگوید مرضش را زایل کند یا قرض او را ادا کند و مانند آن از اموری که فقط خداوند قادر به انجامش است،شرکی آشکار است که گوینده‌ی آن باید توبه کند و اگر توبه نکرد،باید کشته شود.»[12]

محمد بن وهابیت می‌گوید: «‌خواندن و استغاثه به غیر خداوند، موجب خروج از دین و وارد شدن در زمره‌ی مشرکان و پرستش کنندگان بت‌ها می‌شود و مال و خون چنین شخصی مباح است، مگر آن که توبه کند.»[13]

بن باز نیز می‌گوید:« و اما صدا زدن میت و استغاثه به او و طلب مدد از او، همه از انواع شرک اکبر است و از عمل عبادت کنندگان بتها در عهد پیامبر(ص) می باشد. »[14]

همچنین در جای دیگر چنین می‌گوید:« هر کسی گوید: ای رسول خدا، ای نبی خدا، ای محمد! کمک کن مرا، دریاب مرا، یاری کن مرا،شفا ده مریضان مسلمین را، هدایت کن گم شده‌ی مسلمین را و مانند آن،‌ برای خدا شریک در عبادت قرار داده است»[15]

ادله وهابیت

همانطور که بیان نمودیم،علمای وهابیت هر گونه کمک و استغاثه از اولیای الهی را قبول ندارند و آنرا از مصادیق شرک به خداوند متعال تلقی نموده‌اند و به ظاهر برخی از آیات تمسک نموده‌اند که به برخی از آن آیات اشاره می‌کنیم:

1. آیه اول: «لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ یَسْتَجِیبُونَ لَهُم بِشَیْءٍ »[16]

«دعوت حق از آن اوست و کسانی را که (مشرکان ) غیر از خدا می‌خوانند،هیچ جوابی به آنها نمی‌دهند.»

2. آیه دوم: « وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یَنفَعُکَ وَلاَ یَضُرُّکَ »[17] غیر از خدای یکتا هیچ یک از این خدایان باطل را (به خدایی ) مخوان که به حال تو نفع و ضرری ندارند.

3.آیه سوم:« إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُکُمْ »[18] به حقیقت غیر از خدا هر آن کسی را که (شما به خدایی) می خوانید همه بندگانی مثل شما هستند.

علمای وهابیت معتقدند طبق ظاهر آیات فوق هر گونه طلب کمک و یاری از اولیای الهی نفی شده است لذا چنین عملی جائز نمی‌باشد.

ولی باید در جواب بگوییم که اولا: دعا در این آیات که نفی شده است هر دعایی نمی‌باشد بلکه معنای خاصی از آن مراد است و آن معنای عبادت و بندگی است.[19]

ثانیا: این آیات در باره بت‌برستانی است که فکر می‌کردند بتهایشان توانایی اداره این جهان را بر عهده دارند و لذا معتقد بودند که بتها به تنهایی می توانند کاری انجام دهند و در عالم تصرف کنند. پیداست که هر نوع تواضع و درخواست کمک از کسی با این اعتقاد،عبادت محسوب شده و شرک است.

نتیجه گیری

استغاثه یکی از موضوعات اساسی و رایج بین مسلمانان می‌باشد که در این زمینه اختلافی بین مسلمین وجود ندارد ولی وهابیت استغاثه به اولیای الهی و کمک خواستن از آنان را از مصادیق شرک، می‌دانند.

لکن این سخن آنان مخالف آیات صریح قرآن و روایات عتبر فریقین و سیره‌ی مسلمین می‌باشد که ما در این باره به آیاتی از قرآن و روایات معتبر فریقین اشاره کردیم به عنوان مثال در قرآن کریم،خداوند متعال بعضی از کارها از قبیل خلق کردن،شفای بیماران، رزق و روزی و... به اذن و اراده الهی به برخی بندگان نسبت داده است و یا اشخاصی در زمان حیات و ممات پیامبر درخواست کمک و یاری می‌کردند و این عمل در صورتی صحیح خواهد بود که آنان به این عمل (استغاثه به اولیای الهی) ملزم و معتقد بوده و آنرا قبول داشته‌اند.

لذا شبهات علمای وهابیت در این موضوع، بی اساس می‌باشد.

مقاله

نویسنده قادر احمد رسول
جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS