دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسدالله صنیعی

No image
اسدالله صنیعی

كلمات كليدي : سپهبد صنيعي، بهائيت، آجودان، وزير جنگ، حسنعلي منصور

نویسنده : فاطمه پهلوان پور

سپهبد اسدالله صنیعی از چهره‌های طراز اول بهائیت محسوب می‌شد. وی در زمان رضا پهلوی ستوان پیشکار، آجودان و رئیس دفتر ولیعهد زمان محمدرضا بود و همراه ایادی نقش مهمی در تحکیم مواضع بهائیان در نهادهای نظامی رژیم پهلوی داشت.

اسدالله صنیعی فرزند آقاخان در سال 1283ش در همدان متولد شد. پدرش – میرزا آقاخان – فرزند آقا رشید از مقربین دربار محمدشاه و ناصرالدین شاه قاجار بود و صمیمیت ناصرالدین شاه با او به اندازه‌ای بود که او را «آقا عمو» خطاب می‌کرد. اسدالله که اولین فرزند خانواده بود، نام خانوادگی صنیعی را برای خود برگزید و دیگر برادر و خواهرانش – پرویز، ماه منظر، ماه طلعت و ماه منیر – شهرت رشیدی را برای خود برگزیدند. اسدالله صنیعی با خانم توران (توراندخت) پروینی ازدواج کرد که حاصل آن چهار فرزند به نامهای بهمن، بیژن، مریم و ژاله می‌باشد.[1]

مشاغل سپهبد صنیعی

او در اول مهرماه 1305 وارد ارتش شد و در سال 1307 دانشکده افسری را به پایان رسانید. در سال‌های پیش از کودتای 28 مرداد 1332 مشاغل صنیعی به شرح زیر است: رئیس دایره شکایات دفتر نظامی شاه (در بدو سلطنت محمدرضا پهلوی)، رئیس بازرسی اداره نظام وظیفه، عضو هیئت نظارت بانک سپه و بازرس بانک سپه، بازرس درجه یک مالی ـ اداری، بازرسی کل ارتش و معاون وزارت دفاع ملی (10 اسفند 1331 – 28 مرداد 1332) در دولت دکتر محمد مصدق.

از کودتای 28 مرداد 1332 تا سال 1340، صنیعی مشاغل مهم مالی چون مدیریت عامل شرکت تعاونی مصرف ارتش، ریاست اداره سررشته داری ارتش (اداره تدارکات کل ارتش ـ اتکا) و ریاست هیئت مدیره سازمان تعاون مصرف کادر نیروهای انتظامی و وزارت جنگ را به دست داشت.[2]

روابط صنیعی و مصدق

نکته قابل بررسی در بیوگرافی اسدالله، اعتمادی است که مصدق به صنیعی ابراز داشت و علیرغم شناخت وابستگی او به دربار و بهائیت وی را به عنوان (وزارت دفاع به عهده مصدق بود) به دولت خود وارد نمود. شاید پیوندهای مرموز صنیعی با حسین علاء توضیحی براین معما باشد.[3]

سپهبد صنیعی نیز ارادت خاصی به دکتر مصدق داشت تا آنجا که در جای جای کتاب خاطرات خود به تمجید و تحسین وی پرداخته است و می‌نویسد: «شاه، دکتر مصدق را در 29 مرداد 1332 در سرآغاز دوره دوم سلطنت خود که با کودتای (کیم روزولت) فراهم شده بود، به زندان فرستاد تسلیم دادگاه نظامی نمود، به مرگ محکوم شد. اعلیحضرت برخلاف نصایح پدرانه دکتر مصدق که متجاوز از 20 سال قبل ادا کرده بود، روشی دیکتاتوری محض پیشی گرفتند، به طرد شخصیت‌ها و نفی رجال پرداختند، فردی را به نخست وزیری برگزیدند که دعوی تصدی این مقام را نداشت و برای انجام تکالیف صدارت ساخته نشده بود ...». [4]

تیمسار صنیعی برای ابراز عظمت دکتر مصدق می‌نویسد: «کدام سیاستمدار شرافتمند معاصر می‌تواند، عظمت نهضت دکتر مصدق را نادیده انگارد، بعلاوه وی در جهان به عنوان یکی از بزرگترین قهرمانان مشرق زمین شناخته شده که در مبارزه ملی شدن نفت و اخراج انگلیسی‌ها مقام بس والایی دارد و مایه تأسف است که با انجام کودتای انگلیسی و آمریکایی 28 مرداد 1332 مسیر تاریخ ایران عوض شد.» [5]

صنیعی و کاپیتولاسیون

صنیعی در دوران نخست وزیری اسدالله علم به درجه سپهبدی رسید و به عنوان وزیر جنگ به کابینه راه یافت، وی این مقام را در دولت حسنعلی منصور و امیر عباس هویدا نیز حفظ کرد.[6] سپهبد صنیعی در کابینه اسدالله علم مهمترین نقش را در تهیه و تدوین لایحه کاپیتولاسیون داشت و در زمان نخست وزیری حسنعلی منصور تلاش زیادی برای تصویب این لایحه به کار برد. او که می‌دانست روحانیت مبارز به پیشوایی حضرت امام خمینی(ره) با تصویب این لایحه به شدت مخالف هستند، با یک نوع لجبازی به دیدار یکایک نمایندگان مجلسین شورای ملی و سنا می‌رفت و از آنان می‌خواست تا هر چه سریعتر آن را تصویب کنند. وی در سال 1349 به عنوان وزیر تولیدات کشاورزی منصوب شد.[7]

عقاید و وابستگی‌های صنیعی

پس از آنکه امیرعباس هویدا در بهمن ماه سال 1343ش به صدارت رسید، محافل مذهبی با حضور یک فرد بهائی در مصدر امور به مخالفت برخاستند و پس از چندی این مخالفت، سراسر ایران را فرا گرفت. ساواک در این زمان به یاری نخست وزیر آمد و با ارائه طرح‌های عوامفریبانه از قبیل سفرهای زیارتی به مشهد مقدس و ...، مجانی کردن آب و برق مساجد، بوسیدن قرآن و... سعی کرد تا هویدا را از این اتهام رهایی بخشید و او را فردی مسلمان به جامعه معرفی کند. در این ایام حضور وزرای بهائی در کابینه نیز خود مشکلی بود که نیازمند حل و فصل بود.[8]

بیت‌العدل بهائیان در عکا که شرایط را مقداری سخت می‌دید و خوف آن را داشت که شاید مخالفت‌های مذهبی با حضور بهائیان، محمدرضا پهلوی را از سر اجبار وادار به حرکتی بر علیه بهائیت نماید، با توسل به گفته بهاء‌الله مبنی بر عدم دخالت بهائیان در امور سیاسی؛ مگر به خواست شهریار مملکت، از حضور سپهبد صنیعی در کابینه، ابراز ناخشنودی کرد. تا هم میزان پایبندی محمدرضا پهلوی در بکارگیری افراد بهائی در رژیم را به سنجش بگذارد و هم حکم بهاء‌الله در عدم دخالت در امور سیاسی را برای رده‌های پایین بهائیت توجیه کند. براین اساس بود که در سال 1342ش طی نامه‌ای استعفای صنیعی را از شغل وزارت درخواست کرد. مکاتبات انجام گرفته در این رابطه، ضمن آنکه یکی از دلایل گویای نفوذ بهائیان در دستگاه پهلوی است، نشانگر آن نیز بوده که قبله بهائیان در همه جا و همه حال عکا بوده و هست و تلاش‌های این افراد، در راستای اهداف بیت‌العدل معنا و مفهوم می‌یابد. [9]

نقش سپهبد صنیعی در تحکیم مواضع این فرقه در ساختارهای نظامی رژیم پهلوی به قدری حائز اهمیت است که با بررسی میزان نفوذ و حضور بهائیان در بخش‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در دوران پهلوی‌ها قابل تجزیه و تحلیل است.[10] صرفنظر از وابستگی اسدالله صنیعی به بهائیت تمایلات شدید انگلیسی و ارتباط او با انگلیس‌ها، مشهور بود و همواره مورد حمایت آنها قرار داشت. این تمایل به حدی بود که زمانی که همسرش حامله بود، او را برای وضع حمل به انگلستان فرستاد تا فرزندش از تابعیت انگلیسی برخوردار باشد[11] و از طرف دیگر نیز ضمن آنکه به لحاظ دسته بندی‌های سیاسی موجود در دهه 40 در باند رزم آرا قرار داشت بوسیله حسین علاء – که از حامیان بهائیت به شمار می‌رفت – نیز حمایت می‌شد. [12]

خصلت‌های صنیعی

در ارزیابی ساواک از اسدالله صنیعی این گونه آمده است که: «صمیمی، برش‌دار، مدیر، سختگیر در امور اداری، متکبر، اهل سوء استفاده، اهل مشروب، سیگار، قمار در مجالس خصوصی و کسی که نظر زیردستان هیچگاه نسبت به او مساعد نبوده، معرفی شده است».[13]

سوء استفاده‌های صنیعی

سپهبد صنیعی در دورانی که ریاست تدارکات ارتش را به عهده داشت، در معامله خرید برنج و روغن نباتی مصرفی ارتش با همکاری حاج اخوان (پیمانکار برنج)، غلامرضا و اخوان اصغری به سوء استفاده‌های مالی گسترده دست زد و ضمن آنکه برای خرید هر کیلو برنج سهم مشخصی را دریافت می‌کرد، برنج ماشینی را به جای برنج دنگی معامله و ما به التفاوت آن را دریافت می‌کرد. این سوء استفاده‌ها در حالی بود که کمپانی روغن نباتی ان، دی، اف کمپانی میژ (هلندی) و کمپانی رانیشتال که طرف معامله خارجی تدارکات ارتش بودند نیز حق السهم او را به حساب شخصی وی واریز می‌کردند. گزارش این سوء استفاده‌ها که از گستردگی بالایی برخوردار بود، ساواک را مجبور به تحقیق و اظهار نظر کرد.[14] این در حالی است که در سال 1346 که جریان سوء استفاده‌های وی در زمین‌های عباس آباد تا حد زیادی علنی شد، سعی داشت تا این اراضی را جزو منابع ملی اعلام کند تا در تصرف جنگلبانی درآید و به این وسیله سوء استفاده‌های وی منتفی گردد. تحصیلات فرزندان او در کشور امریکا و سفرهای مکرر همسرش به آن کشور نیز در گزارشات ساواک، دلیلی برتمول او از طریق سوء استفاده‌های مالی ثبت شده است.[15]

به عنوان مثال سوء استفاده‌های صنیعی در مورد خرید برنج اداره تدارکات ارتش و ماجرای خرید روغن نباتی ان- او- اف و نقش سرلشگر صنیعی در مقام وزارت جنگ برای سوء استفاده از سازمان تدارکات ارتش که به طور مشروح در سند ساواک مورخه 15/6/1341 آمده است.[16]

نتیجه این تحقیق که توسط اداره کل نهم ساواک صورت گرفت در تاریخ 1/2/1342 چنین اعلام شد:

«برابر تحقیقات محرمانه‌ای که توسط مأمورین مربوطه به عمل آمده، تیمسار نامبرده (سرلشگر صنیعی) در دوران تصدی خود در پست تدارکات ارتش با هم‌دستی بعضی از افسران ادارات مختلف تدارکات؛ از جمله سرهنگ مقامع، سرهنگ صادقیان و ... مرتکب خلاف‌هایی شده و ضمن خریدهای مختلف برای فروشگاه‌های تدارکات و تعمیر و احداث فروشگاه‌ها و معامله مصالح ساختمانی به نفع خود و باندی که با وی همکاری داشتند، فعل و انفعالاتی به عمل آورده که برای روشن شدن موضوع بایستی درباره اتهام خریدهای بزرگ اداره تدارکات مخصوصا معامله برنج، روغن نباتی سرگل هلندی، مصالح و آهن آلات، فروشگاه‌های مرکزی و مسلسل سازی و دامپزشکی و تقسیم زمین، توسط هیئت بازرسی رسیدگی‌های دقیقی به عمل آید و مشخص شود غیر از افسران یادشده فوق عده دیگری از نظامیان و پیمانکاران و متصدیان امور ساختمانی که با این اداره سر و کار داشتند تا چه اندازه به نفع خود و به ضرر ارتش کار نموده اند...

رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور

سرلشگر پاکروان.[17]

سرانجام اسدالله صنیعی

سپهبد اسدالله صنیعی که موفق به فراز کشور نشده بود، در تاریخ 22 فروردین ماه 1358 دستگیر و زندانی شد. او که تمام دارایی‌های خود به نام همسرش کرده بود، از میزان دارائی خود تنها به قطعه زمین 6 هکتاری اطراف محله کن در تهران که باغ انگور بود، اشاره کرد و خود را در خرید سلاح از بیگانگان به عنوان رابط بین ارتش و دولت و مجلس معرفی کرد و مادر و خواهرشاه (اشرف) را افرادی فاسد و منحرف دانست و در پاسخ اینکه: شما در این مملکت چه کاره بودید که از هیچیک از مسائل دفاعی و جنگی اطلاعی ندارد؟ گفت: «من فقط یک رابط و مترسک بودم».[18]

مقاله

نویسنده فاطمه پهلوان پور
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS