دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسراف و انواع آن(از جنبه جتماعی)

ازجمله مفاهیمی که در قرآن موردتأکید بسیار قرار گرفته موضوع اسراف است. در نگرش قرآنی، می توان به ناهنجاری بودن آن بی هیچ تردید و گمانی حکم کرد. اما از آن جایی که ابعاد آن چنان که باید و شاید روشن و تبیین نشده و همه جوانب آن با رویکرد تحلیلی مورد بررسی قرار نگرفته در این نوشتار تلاش شده است تا به این موضوع در ابعاد مختلف آن پرداخته شود که البته به جهت مهم بودن مسایل اجتماعی و شناسایی اصول و موارد هنجاری از ضدهنجاری به جنبه اجتماعی آن بیشتر پرداخته شده است.
No image
اسراف و انواع آن(از جنبه جتماعی)
اسراف و انواع آن مصطفی رحمتی ازجمله مفاهیمی که در قرآن موردتأکید بسیار قرار گرفته موضوع اسراف است. در نگرش قرآنی، می توان به ناهنجاری بودن آن بی هیچ تردید و گمانی حکم کرد. اما از آن جایی که ابعاد آن چنان که باید و شاید روشن و تبیین نشده و همه جوانب آن با رویکرد تحلیلی مورد بررسی قرار نگرفته در این نوشتار تلاش شده است تا به این موضوع در ابعاد مختلف آن پرداخته شود که البته به جهت مهم بودن مسایل اجتماعی و شناسایی اصول و موارد هنجاری از ضدهنجاری به جنبه اجتماعی آن بیشتر پرداخته شده است. ¤¤¤ گستره مفهومی اسراف کاربرد عرفی این واژه در معنای اقتصادی آن موجب شده است که به ابعاد و جوانب دیگر مسئله اسراف کم تر پرداخته شده و یا به طورکلی نادیده گرفته شود. درحالی که در نگاه قرآنی و نیز کاربردهای واژه نشان می دهد که دامنه مفهومی آن نه تنها ابعاد اقتصادی و هنجاری و اخلاقی بلکه حوزه اعتقادات را نیز شامل می شود. بنابراین در حوزه های کلامی و اعتقادی و جامعه شناسی و روان شناسی و اصول اخلاقی و تربیتی و اقتصادی می توان از اسراف سخن گفت و به بررسی موارد و نیز علل و عوامل آن پرداخت. واژه اسراف که بیش از 23بار در آیات متعدد قرآن در اشکال مختلف به کار گرفته، به معنای هرگونه کوتاهی و زیاده روی و تجاوز از حد اعتدال و گرایش به سوی افراط و حتی تفریط است. (لسان العرب؛ ابن منظور؛ ج6 ص 243 و نیز مجمع البیان؛ طبرسی؛ ج5 ص192 والتحقیق؛ ج5 ص110) از این رو تنها به معنای افراط و تفریط نیست و اختصاصی به کوتاهی و یا زیاده روی ندارد. هرچند بیش تر در معنای زیاده روی و افراط به کار می رود ولی این موجب نمی شود که از اطلاق آن دست برداریم و تنها به معنی خروج از اعتدال به سمت و سوی زیاده روی بگیریم درحالی که این واژه دربردارنده هرگونه خروجی به سوی کم یا زیاده است. کمینه و یا بیشینه در هر امری را می توان اسراف دانست. در کاربردهای قرآن اسراف اختصاص به امری خاص مانند امور اقتصادی ندارد بلکه چنان که گفته شد این واژه در آیات قرآنی به معنای هرگونه خروج از اعتدال و میانه روی در مسائل بینشی، منشی و کنشی به کار رفته است. از این جهت گاه با مسئله قوام (حد وسط و اعتدال) هم معنا می گردد و خروج و تجاوز از حد وسط و میانه، اسراف نامیده می شود. (فرقان آیه 67) و گاه با مسئله فساد ارتباط مستقیمی پیدا می کند (شعراء آیه 151 و 152)؛ زیرا هرگونه امری که برهم زننده تعادل در امور باشد به معنای اسراف خواهد بود و فساد نیز یکی از این حالات خروج و برهم زننده است. به نظر می رسد که در کاربردهای قرآنی واژه اسراف ارتباط تنگاتنگ با مفاهیمی چون کفر و ظلم و فسق و مانند آن دارد. ارتباط اسراف و تبذیر چنان که تبذیر با اسراف از این جهت نوعی ارتباط مفهومی پیدا می کند؛ زیرا تبذیر به معنای ریخت و پاش دانه وبذر در شرایط نامناسب و به روشی نادرست است که این خود نوعی خروج از میانه و اعتدال و عدالت است. (التحقیق ج1ص 238) به هرحال در کاربردهای قرآنی اسراف مفهومی فراگیر است که دربردارنده هرگونه خروج از اعتدال است. در این راستا انحراف و خروج از حق و عدالت در امور اعتقادی و اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی و مانند آن می تواند به عنوان امری اسرافی مورد سرزنش قرار گیرد و از آن بازداشته شود. به نظر می رسد که تفاوتی در این معنا نیست که تجاوز و خروج از اعتدال در کارهای مباح باشد یا کارهای غیرمباح؛ به این معنا که حتی اگر کسی در امور مباح مانند خوردن و آشامیدن از حد و اندازه بگذرد به عنوان مسرف شناخته می شود و می بایست از انجام آن خودداری ورزد و خود را به میانه و اعتدال نزدیک سازد. انواع اسراف چنان که بیان شد از کاربرد واژه اسراف در آیات قرآن می توان به این نتیجه رسید که این واژه در حوزه مسایل مختلفی به کار رفته و هدف از آن در همه موارد بیان خروج ازاعتدال و حد میانه در مسایل و امور بوده است. دراین جا به برخی از موارداشاره شده در آیات قرآن درباره اسراف می پردازیم. اسراف اعتقادی شرک به خدا و بت پرستی و یا کفر به خدا و عدم اعتقاد و باور به توحید به عنوان مصادیقی از اسراف مورد اشاره و سرزنش قرار گرفته است. (طه آیه 124 و 127) ازنظر قرآن، این گونه نگرش به هستی و جهان بینی، امری نادرست و به دور ا ز اعتدال و حقانیت است. پیامد چنین نگاهی در دنیا و آخرت گرفتاری های متعدد و نابینایی و عدم درک درست مسایل دیگر است. کسی که ناتوان از درک هستی و نقش خداوندگاری است، در مسایل روزانه خویش نیز نمی تواند تحلیل درستی از مسایل داشته باشد و در نتیجه آن رفتار و کنش ها و واکنش هایش وی را از رسیدن به مقصد دور می سازد و همواره با دست خویش خود را گرفتار اموری می کند. که جز بدبختی حاصلی نخواهد داشت. به عنوان نمونه کسی که خدا و نقش او را در مدیریت و اداره دنیا و به درستی در نیابد با پدید آمدن کوچک ترین مشکلی، به اندوه دچار می شود و یا هرگاه مالی را از دست دهد اندوهگین می شود. این گونه است که عدم درک و تحلیل درست از هستی و بینش نادرست نسبت به خدا و جایگاه او موجب می شود که در امور دنیوی و گرفتاری های آن خود را ببازد و بر مشکلات خویش بیافزاید. افزون بر آن که در آخرت نیز می بایست پاسخگوی رفتارو اعمال و عقیده خویش باشد و به عذاب های دردناک گرفتار شود. اسراف اخلاقی اسراف اخلاقی به معنای گرایش به مادیات و قطع علاقه از خداوند است. آیات قرآن بسیاری از صفات انسانی را که موجب می شود او به گناه دست زند، به عنوان امری اسرافی مورد بررسی و تحلیل قرار داده و از آن بازداشته است. اسراف در حوزه اخلاق فردی و اجتماعی به این معناست که شخص صفاتی را در خود پدید آورد که وی را از حالت اعتدال و میانه روی بیرون برد. برخی از صفات مانند تکبر و بخل و مانند آن را می توان از مصادیق بارز اسراف در حوزه اخلاق معرفی کرد. در حوزه عمل اجتماعی نیز وقتی سخن از اسراف به میان می آید مراد از آن رفتارهای ناشایستی است که ازفرد سر می زند. به عنوان نمونه استکبارورزی که در نابهنجاریهای زشت اجتماعی و بازتاب صفت زشت اخلاقی تکبر است از جمله نمونه های خروج از اعتدال و تجاوز از حد و حدود است. انحراف جنسی (اعراف آیه 80 و 81 و ذاریات آیه 32 و 34) و انجام اعمال زشت خودکامگی، استکبار، استثمار و خون ریزی و ستم و هرگونه فساد وتباهی اجتماعی از مصادیق بارز اسراف به شمار می رود. (تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و مفسران؛ ج 15 ص 307) اسراف قضایی اسراف در حوزه قضاوت و داوری نیز در همین هنجارشناسی اجتماعی قرار می گیرد که قرآن از آن بازداشته و آن را امری نادرست بر می شمارد.(غافر آیه 28) قرآن تاکید می کند که مجازات مجرمان می بایست عادلانه باشد و باید از هرگونه اسراف و تجاوز از حدود در این حوزه خودداری شود. (اسراء آیه 17) تجاوز به حقوق دیگران در حوزه حقوق خصوصی و عمومی از مصادیق دیگر اسراف در حوزه عمل اجتماعی است که می تواند ناظر به مباحث اقتصادی و غیراقتصادی باشد. (اسراء آیه 26 و 27 و نساء آیه 6) به این معنا که تصرف در اموال یتیم و یا نادیده گرفتن حقوق دیگر اجتماعی (ازدواج و مانند آن) می تواند به عنوان مصداقی از اسراف در حوزه عمل اجتماعی مورد تاکید قرار گیرد. قرآن با اشاره به این نگرش از مردمان می خواهد که از اسراف در این مساله خودداری ورزیده و به اعتدال و میانه روی در مساله حقوق یتیمان در همه حوزه ها توجه کنند. (نساء آیه 6) تاکید بر میانه روی در همه امور از آن جایی که آثار اجتماعی اسراف در حوزه هنجاری بسیار زیاد و تاثیرگذار است، خداوند ازمومنان می خواهد که همواره اعتدال و میانه روی در امور را سرلوحه خویش قرار دهند و با اسراف خویش موجبات تباهی و فساد در جامعه و زمین را فراهم نیاورند. (شعراء آیه 152) بی گمان اسراف در همه حوزه ها آثار زیان باری به جای خواهد گذاشت که از جمله آنها می توان به دوری از محبت خدا (اعراف آیه 31 و انعام آیه 141) و نیز سستی و ضعف در رسیدن به موفقیت در حوزه های مختلف زندگی اشاره کرد. (آل عمران آیه 147) چنان که اسراف در حوزه اقتصادی موجب اتلاف منابع ثروت می شود و رفاه فردی و عمومی جامعه را با خطر مواجه می سازد. به هر حال قرآن، اسراف را به عنوان یک رویکرد ضد هنجاری شناسایی و مورد تحلیل قرار می دهد و با اشاره به ابعاد مختلف و مصادیق و موارد گوناگون و آثار زیان بار آن در دنیا و آخرت، از مومنان می خواهد که خود را از آن رهایی بخشند و با دوری از شهوت پرستی (اعراف آیه 81) و پرهیز از روحیه ناسپاسی وکفران نعمت (اسراء آیه 26) تکبر و خودکامگی و استعمار و سیطره جویی (یونس آیه 31 ودخان آیه 44 و نمل آیه 34) و عجب و خودبینی (یونس آیه 12) خود را از آن برهاند.
روزنامه کیهان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS