دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسراف و زیاده‌روی‌های آخر سال

No image
اسراف و زیاده‌روی‌های آخر سال

زهرا حاجی علی عسگری

امام علی (ع) می‌فرماید: انسان حقیقت ایمان را درک نمی‌کند جز اینکه در وی سه خصلت باشد، دانایی در احکام دین، شکیبایی در مصیبت‌ها و خصلت سوم که مد نظر است، اندازه‌گیری خوب در معیشت است. با توجه به روایت، در این هیاهوی آخر سال و آمادگی برای شروع سال نو مراقب خصلت سومی که در روایت آمده باشیم؛ به اندازه مصرف کنیم، به اندازه خرید کنیم، به اندازه تمیز کنیم و خلاصه این اندازه گیری خوب را در همه موارد رعایت کنیم. امام علی (ع) میان حقیقت ایمان و حل مشکل معیشت در دنیا رابطه برقرار کرده که آن اندازه گیری خوب است که منظور از آن رعایت اعتدال و میانه روی در معیشت است. اما در مقابل نیز افرادی هستند که برای این قانون زندگی که دین بسیار به آن اهمیت داده اعتباری قائل نشده اند که از آنان به عنوان مسرفان یاد می‌شود. اسراف کلمه بسیار جامعی است که هر گونه زیاده روی و تجاوز از حد اعتدال در کمیت و کیفیت و بیهوده گرایی و اتلاف و مانند آن را شامل می‌شود. این واژه و مشتقات آن جمعاً ۲۳ بار در قرآن کریم به کار رفته و از آنجا که در همه مصادیق آن به نحوی سرپیچی از فرمان‌های الهی نمایان است با فساد ارتباط مستقیم دارد چرا که بر هم زدن حالت تعادل در هر امری، موجب فساد و تباهی در آن می‌شود. اسراف مترادف افراط و متضاد تقصیر و تقتیر که به معنای تضییق و بخل است، می‌باشد که قرآن کریم مرز تعیین اسراف را واژه قوام به معنای حد وسط و اعتدال یاد کرده است که تشخیص آن بر عهده عقل، شرع یا عرف است. مفهوم تبذیر و مشتقات آن ارتباط نزدیک معنایی با اسراف دارد، این واژه در لغت به معنای تباه ساختن اموال است، بر همین اساس امام صادق (ع) تبذیر را جزئی از اسراف دانسته است.

انواع اسراف

مفهوم اسراف در قرآن کریم مصادیق متعددی دارد که در معنای همه آنها، نوعی تجاوز از حد اعتدال وجود دارد. موردی که مد نظر است، اسراف اقتصادی است که این نوع از اسراف مصادیق گوناگونی دارد.

اسراف در مصرف

خداوند سبحان در آیه كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ اشاره به دو امر اباحی و یک امر تحریمی کرده و می‌فرماید: بخورید و بیاشامید اما چون طبع زیاده طلب انسان ممکن است از این دو دستور سوء استفاده کند و راه تجمل پرستی و اسراف را پیش گیرد، بلافاصله می‌فرماید: ولی اسراف نکنید که خدا مسرفان را دوست ندارد. البته مقدار محرومیت اسرافکاران از محبت الهی به نوع و میزان اسراف آنان بستگی دارد و این روش قرآن است که به هنگام تشویق به استفاده کردن از مواهب آفرینش، به دنبال آن به اعتدال توصیه می‌کند؛ رعایت اعتدال در خوردن و آشامیدن گرچه امر ساده ای به نظر می‌رسد اما در ضمن آن یک دستور مهم بهداشتی قرار گرفته است، زیرا تحقیقات دانشمندان به این نتیجه رسیده که سرچشمه بسیاری از بیماری‌ها، غذاهای اضافی است که به صورت جذب نشده در بدن انسان باقی می‌ماند. اما به طور کلی باید گفت که اسراف در مصرف، شامل یکی از گونه‌های ذیل می‌شود:

الف: تضییع و هدر دادن هر گونه شی قابل استفاده.

ب: بدون استفاده گذاردن هرگونه سرمایه.

ت: مصرف اشیا به نحوی که فایده مادی یا معنوی به بار نیاورد.

پ: مصرف بیش از میزان درآمد به نحوی که در شأن او نباشد مانند خریدن وسایل تزیینی برای کسی که توان تأمین معاش خود را ندارد. از این رو امام صادق‌(ع) کسی را که برای مصرف بیش از درآمد خود دست نیاز به سوی دیگران دراز کند، مسرف خوانده است. بنابر این مراقب این موارد در این روزهای آخر سال و نزدیک شدن به سال جدید باشیم.

ج: مصرف بیش از حد و افزون بر نیاز مانند خرید چند خانه یا پرخوری.

اسراف در حقوق دیگران

این نوع از اسراف در دو بخش حقوق عمومی و حقوق خصوصی صورت می‌گیرد.

الف: حقوق عمومی

خداوند متعال در آیه وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‌ حَقَّهُ وَ الْمِسْكِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِیرا به اعطای بخشی از اموال عمومی به نزدیکان پیامبر (ص) و بیچارگان و در راه ماندگان دستور داده که در ادامه به نهی از تبذیر اشاره می‌کند و می‌فرماید که در این موارد باید اعتدال رعایت شود چرا که اسراف و تبذیر در همه جا نکوهیده است. به طور کلی مفسران در این آیه شریفه، مصادیق متعددی برای تبذیر بیان کرده اند همچون توزیع اموال در راه باطل و معصیت، صرف دارایی از روی ریا و فخر فروشی و به شکل غیر عادلانه و خارج از چارچوب معین و بدون در نظر گرفتن مصالح و به طور کلی هر نحوه ای از توزیع که با دستور خداوند مخالف بوده و به نابودی دارایی منجر شود.

ب: حقوق خصوصی

خداوند سبحان در آیه فإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدا فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ اَمْوالَهُمْ وَ لا تَاْكُلُوها إِسْرافا وَ بِدارا اَنْ یَكْبَرُوا وَ مَنْ كانَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ كانَ فَقِیرا فَلْیَاْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ تصرف نامشروع در اموال یتیم را اسراف شمرده شده و سرپرست یتیم را امر فرموده که از مواردی چون استفاده از مال یتیم در صورت بی نیازی، استفاده از آن بیش از حد نیاز، استفاده از مال یتیم بیش از اجرت عمل نگهداری یتیم و در نهایت ممانعت از پرداخت مال یتیم به وی از ترس آنکه مانع از استمرار استفاده سرپرست از آن شود، خودداری کند.

بلای اسراف و تبذیر

بدون شک نعمت‌ها و مواهبی که خداوند در کره زمین در اختیار بندگانش قرار داده، کافی است اما به شرطی که بیهوده هدر داده نشود چرا که ممکن است اسراف در منطقه ای از زمین باعث محرومیت منطقه دیگری شود بنابراین خداوند متعال به شدت این عمل را تقبیح فرموده و در آیات خود شدیداً مسرفان را محکوم کرده و فرموده که اسراف نکنید چرا که خداوند مسرفان را دوست ندارد و آنان را برادران شیطان معرفی می‌کند و از اصحاب دوزخ می‌شمارد. خداوند این عمل را یک برنامه فرعونی قلمداد کرده است و مسرفان را محروم از هدایت الهی می‌شمارد و سرنوشتشان را هلاکت و نابودی معرفی می‌کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS