دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسکناس Banknote

اسکناس در اصل از آسی‌نیای (Assignat) فرانسوی گرفته شده که در زبان روسی به‌صورت آسیگناتیسا (Assignatsia) و در زبان فارسی، با تغییر لفظی در دوره فتحعلی شاه به‌صورت اسکناس درآمد.
اسکناس Banknote
اسکناس Banknote

كلمات كليدي : اسكناس، پول، رسيد، سكه، برات، بانك، مبادله، ارزش، اعتبار

نویسنده : محمد هادي آزادي

اسکناس در اصل از آسی‌نیای (Assignat) فرانسوی گرفته شده که در زبان روسی به‌صورت آسیگناتیسا (Assignatsia) و در زبان فارسی، با تغییر لفظی در دوره فتحعلی شاه به‌صورت اسکناس درآمد.[1]

اسکناس یکی از انواع پول است. اصطلاحا پول کاغذی را اسکناس می نامند. و پول آن چیزی است که از سوی آحاد مردم به‌عنوان وسیله پرداخت یا واسطه مبادله پذیرفته شده و واحد محاسبه و ملاک سنجش ارزش است.[2]

اسکناس (یا همان پول کاغذی)، که اکنون در همه کشورهای جهان جریان دارد، نخستین بار در نیمه قرن دهم میلادی در چین (مدت کوتاهی قبل از ظهور چنگیزخان) رواج یافت. ظاهرا به تقلید از چین در ایران، سال 693 هجری قمری اسکناسی به‌نام چاو منتشر شد. این امر در دوران سلطنت گی‌خاتو خان نوه هلاکو خان، بنابر توصیه عزالدین مظفر مشاور وی انجام گرفت. ولی بر اثر مخالفت مردم، حکم رواج آن لغو گردید.[3]

 از منابع تاریخی برمی‌آید که مسلمانان در تأسیس مؤسسات پولی و به‌کارگیری شکل‌های اولیه پول کاغذی پیشگام بوده‌اند.[4]

در ایران بعد از لغو رواج چاو (نوعی پول‌ کاغذی‌ که‌ در دوره ایلخان‌ گیخاتوخان‌ به‌ تقلید از چین‌ در ایران‌ رواج‌ یافت) برای مدت‌های طولانی دیگر سخنی از پول کاغذی به‌میان نیامد؛[5] اگرچه در این مدت از رسید و برات در معاملات استفاده می‌شد. به‌عنوان مثال در نیمه دوم سده نوزده و عمدتاً در مراکز مهم تجاری نظیر تبریز، اصفهان و شیراز، رسیدی به‌نام "بیجک" رواج داشته و در همان شهرهایی که صادر می‌شده، تا حدودی نقش اسکناس را ایفا می‌کرده است.

نخستین پول رسمی کاغذی در ایران در تاریخ 1267هجری شمسی به‌وسیله بانک شاهنشاهی منتشر شد. اسم این اسکناس شاهی بود و رسید پول تمام عیار به‌شمار می‌آمد.[6] امتیاز تأسیس این بانک و نیز نشر انحصاری اسکناس در ایران به‌مدت 60 سال از طرف ناصرالدین شاه قاجار به یک تبعه انگلیسی به‌نام بارون جولیوس دو رویتر اعطا گردید و از همان ابتدا به نشر اسکناس‌های از یک تا هزار تومان اقدام نمود.[7]

سیاست بانک در امر چاپ اسکناس در داخل کشور به این ترتیب بود که اسکناس‌های هر شعبه فقط در شعبه همان شهر قابل قبول بود. مثلا اسکناس‌های تبریز در تهران نمی‌توانست رواج داشته باشد. در نتیجه این امر، امکان بسط مبادله و تجارت بین مناطق مختلف محدود می‌شد.[8] 

 بانک ملی در شهریور 1307 تأسیس شد. دو سال بعد به موجب قراردادی بین دولت ایران و بانک شاهنشاهی، ایران از شش درصد سهم خود از عایدی خالص بانک شاهنشاهی چشم پوشید و با پرداخت دویست هزار لیره انگلیسی حق انتشار اسکناس در کشور را بازخرید نمود.[9] بنابراین از اسفند ماه 1310 تا خرداد ماه 1339 حق انحصاری چاپ و نشر اسکناس در اختیار بانک ملی قرار گرفت.[10] باید توجه داشت تا سال1313 این اسکناس، قابلیت تبدیل صددرصد به طلا و نقره را داشت؛ ولی در این تاریخ به 60% رسید؛ تا اینکه در سال 1321 پول اعتباری، غیر قابل تبدیل اعلام شد و از این تاریخ، اسکناس ارزش مستقل پیدا کرد و دیگر رسید طلا و نقره محسوب نمی‌شد.[11] در سال 1339با تصویب قانون بانکی و پولی کشور، بانک مرکزی ایران تأسیس گردید و کلیه امور مربوط به چاپ و نشر اسکناس به این بانک محوّل شد.

 

سیر تاریخی اسکناس

بنابر آنچه تاریخ نشان می‌دهد "برات" به‌عنوان نخستین وسیله پرداخت کاغذی بوده است. از قرن شانزدهم میلادی، برات‌ها ظهرنویسی (پشت‌نویسی) می‌شد و در معاملات به‌جای پول‌های فلزی مورد استفاده قرار می‌گرفت. برات، بازدهی در انجام معاملات را تا مقدار قابل ملاحظه‌ای افزایش داد.

وسیله مبادله کاغذی دیگری که در انجام معاملات به‌کار گرفته می‌شد، "رسید" بود، که در ایران به آن "بیجک" می‌گفتند. این رسیدها در سه مرحله به‌صورت اسکناس امروزی در آمد:

1.    رسید‌های هم‌شکل؛ در مرحله اول هم‌زمان با مقبولیت و به‌کارگیری این رسیدها، این اندیشه شکل گرفت که رسید‌هایی استاندارد (هم‌شکل) و با مبلغ مشخص و از قبل آماده‌شده به‌وجود آورند و از طرف صادرکننده آن، این تعهد وجود داشت، که هرگاه این رسید‌ها به وی ارائه گردد، بلافاصله به مسکوک طلا و نقره تبدیل شود. این ابتکار، اولین بار توسط یک بانک‌دار سوئدی به‌نام "پالمستروخ" در سال 1656 میلادی، صورت گرفت. در این مرحله، تورّمی وجود نداشت؛ زیرا صرّافان و بانک‌داران به مقدار طلا و نقره موجود در صندوق خود اسکناس منتشر می‌کردند.

2.    رسید‌های با پشتوانه ضعیف: در مرحله دوم، رسیدها، مقبولیت عامه یافتند و بانک‌داران، اعطای وام خود را محدود به مقدار پول فلزی موجود در صندوق خود نکردند و شروع به چاپ رسید‌های به‌صورت گسترده کردند و در این امر، آن‌قدر افراط کردند که اعتماد مردم به اسکناس‌ها کاهش پیدا کرد. مردم برای تبدیل اسکناس‌های خود به پول فلزی به بانک‌ها هجوم بردند و چون بانک‌ها توان پاسخ‌گویی به درخواست آنها را نداشتند، بحران‌های پولی به‌وجود آمد. نمونه بسیار روشن آن، قضیه بانکداری جان لاو (John Law: 1671-1729) در فرانسه بود. در این دو مرحله، که ذکر شد، اسکناس سند طلا و نقره بود و خودش ارزش ذاتی نداشت.

3.    رسید‌های بدون پشتوانه؛ در مرحله سوم دولت‌ها به‌دلیل بحران‌های که در پی انتشار بی‌رویه اسکناس رخ داد، یکی پس از دیگری غیر قابل تبدیل شدن اسکناس‌ها به طلا و نقره را اعلام کردند. عدم تبدیل اسکناس به پول فلزی گران‌بها حادثه بسیار مهمی در امور تجارت به‌شمار آمد و تغییر عمده‌ای را در ماهیت اسکناس در پی داشت. تا قبل از این، مردم از آنجا که اسکناس را سند طلا و نقره می‌دانستند، آنرا می‌پذیرفتند. ولی دیگر چنین نبود و اسکناس خودش ارزش پیدا کرده و در مبادلات به‌عنوان واسطه قرار می‌گیرد.[12]

 

هویت اسکناس[13]

اسکناس فعلی دارای چند مشخصه است که با مجموع آن‌ها ارزش اعتباری خاص خود را دارد. آن مشخصات ظاهری عبارتند از:

-        کاغذ و رنگ مخصوص آن؛ که تعلق آن به کشور صادر و چاپ‌کننده را می‌رساند.

-        دارای علائم ظاهری و مخفی با شماره‌های سریال است.

-        امضا و تأیید آن از جانب بانک مرکزی است.

بنابراین اسکناس با تأیید از جانب دولت صادرکننده آن می‌تواند مالیت اعتباری یابد و علاوه‌بر همه این ویژگی‌ها، هویت ذهنی هم برای مردم در مورد پول اسکناس ایجاد شود؛ که به آن قدرت خرید و پذیرش عمومی نیز بدهد؛ یعنی مردم باور کنند این نوع اسکناس، قدرت خرید و واسطه‌گری را دارد. ضمن اینکه، اسکناس، گاهی هویت منطقه‌ای و گاهی قاره‌ای و گاهی بین‌المللی دارد.

 

ضرورت وجود اسکناس در اقتصاد

پول کاغذی دوای درد همه حاکمان نیازمند تاریخ است و از نقطه‌نظر منافع جوامع بشری نیز استفاده از این نوع پول، به‌مراتب با صرفه‌تر از پول‌های فلزی است و همچنین در معاملات و مبادلات منطقه‌ای، نقل و انتقال مقدار زیادی پول فلزی بسیار پرمخاطره بود.[14] در قرون جدید هم انقلاب صنعتی، باعث افزایش شتابنده در مازاد تولید بر مصرف خانوار‌ها و بنگاه‌ها گردید و رشد نرخ تولیدات کالاها و خدمات قابل مبادله، به‌مقدار قابل توجهی نسبت به رشد نرخ استخراج و عرضه پول بیشتر بود و از طرف دیگر، برای جلوگیری از رکود، اقتصاد به‌وسیله مبادله بیشتری نیاز داشت. این در حالی بود، که پول‌های فلزی برای حجم مبادلات آن زمان کفایت نمی‌کرد. همه این عوامل، باعث گردید انسان در فکر معادل همگانی دیگری به‌جای طلا و نقره باشد؛ به‌طوری‌که معایب آن‌را نداشته باشد و در عین حال، انتظارات مردم را برآورد.[15] 

مقاله

نویسنده محمد هادي آزادي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS