دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اشعیا Isaiah

No image
اشعیا Isaiah

كلمات كليدي : اشعيا، كتاب مقدس، انبياي متقدم، عهد عتيق

نویسنده : هادی جهانگشای

درباره نویسنده

اشعیا پسر آموص اغلب در بین انبیای(پیشگویان) نویسنده، بزرگترین آنان محسوب می‌گردد معنی نام او "خداوند نجات می‌بخشد" است. او معاصر با عاموس، هوشع و میکاه بوده و خدمت خود را در سال 740ق.م در سالیکه عزیا پادشاه مرد، آغاز کرد. بر طبق روایت ثابت نشده یهودی او در زمان سلطنت منسی با اره دو پاره گشت. احتمالاً وی قسمت اعظم زندگی خود را در اورشلیم سپری کرده و بیشترین نفوذ و تاثیر را بر حزقیای پادشاه داشته است.[1] طبق اعتقاد سنتی اشعیای نبی نویسنده این کتاب است؛ اما نقادان جدید کتاب مقدس برآنند که اشعیای نبی تنها بخش اول این کتاب یعنی باب‌های 1 تا 39 را نوشته و باب‌های 40 تا 55 را فردی ناشناخته نوشته است که او را اشعیای دوم می‌نامند. باب‌های 56 تا 66 را نیز فرد ناشناخته دیگری نگاشته است که او را اشعیای سوم می‌خوانند.[2] جناب پطرس عبدالملک در ادامه سخنان خود نظریه دیگری را در مورد نویسنده این کتاب می‌آورد:‌ «برخی به اکثر محققان این اعتقاد را نسبت داده‌اند که بخش اول کتاب؛ یعنی باب‌های 1 تا 39 را اشعیای نبی نوشته و باقی کتاب را فردی ناشناخته در اسارت بابلی نوشته است».[3]

برخی هم درباره نویسنده این کتاب می‌گویند:‌ «اختلافی که مفسران و نقادان درباره این کتاب دارند، درباره هیچ یک از نوشته‌های کتاب مقدس ندارند. اما همه نقادان اجماع دارند که بخشی از این کتاب را اشعیا نوشته است. با این حال برخی می‌گویند همه آن را او نوشته ‌و برخی ‌دو نفر و برخی دیگر سه نفر را نویسنده این کتاب می‌دانند.[4]

همین نویسنده معتقد است که حتی بخش اول(باب‌های 1 تا 39) به دست افراد متفاوتی نوشته شده و بیش‌تر آنرا اشعیا نوشته است.[5]

قوی‌ترین دلیل برای اثبات واحد بودن(نویسنده) کل کتاب، بیان عنوانی برای خداست. عبارت «قدوس اسرائیل» که دوازده بار در باب‌های 1 تا 39 و چهارده بار در باب‌های 40 تا 662 وجود دارد.[6] اغلب حوادث بحث شده در باب‌های 1 تا 39 در زمان خدمت اشعیا اتفاق افتاده است.

بنابراین احتمالاً این باب‌ها در مدت کوتاهی بعد از 701ق.م؛ یعنی سال نابودی ارتش آشور، کامل شده‌اند. اشعیا حداقل تا سال 681ق.م زندگی کرده و باب‌های 40 تا 66 را در سالهای آخر زندگی خود نوشته است.[7] المدخل الی الکتاب المقدس در این مورد می‌نویسد: «درباره تاریخ نگارش نهایی این کتاب تردید است؛ اما زمان پس از اسارت، یعنی بین سالهای 500 تا 400 قبل از میلاد ترجیح داده می‌شود».[8]

محتوا

مطابق تقسیم‌بندی یهودی از عهد قدیم کتاب اشعیا جزو کتاب‌های انبیاء محسوب می‌شود. در باب اول، کتاب، قوم بنی‌اسرائیل را قومی سرکش معرفی می‌کند. اشعیا با مهارت خاصی گناهان مردم زمان خویش را بیان می‌کند.[9] در باب سوم بر اورشلیم و یهودا داوری می‌کند و می‌گوید چون مردم این دو شهر افعال و اذکارشان ضد خدایی بوده، نابود گشته‌اند. کتاب مقدس بعضی بلاهایی که خداوند به خاطر گناهان بنی‌اسرائیل نازل کرده را متذکر می‌شود؛ از جمله می‌گوید: «و خداوند می‌گوید؛ از این جهت که دختران صهیون متکبرند و با گردن افراشته و غمزات چشم، راه می‌روند و به ناز می‌خرامند و به پاهای خویش خلخالها را به صدا در می‌آورند؛ ... بنابراین خدا عورت ایشان را برهنه خواهد نمود».[10] در باب ششم مأموریت و رسالت اشعیا(هدایت مردم به سوی خداوند)، را بازگو می‌کند. در باب هفتم به آحاز هشدار داده می‌شود که از آرامی‌ها و اتحاد اسرائیل هراسی نداشته باشد. باب‌های بعدی از امپراطوری آشور و خاندان داود و بعد از آن نابودی این امپراطور سخن به میان آمده است؛ که بعد از نابودی آن، سخن از برپایی پادشاهی از نسل داود و سلطنت او می‌باشد. باب 28 تا به شامل اخطار مربوط به بی‌وفایی اسرائیل و یک اخطار در مورد آشور می‌باشد.[11]

بعد از اینها، در باب‌های 34 و 35 پیشگویی‌هایی در ارتباط با داوری، وعده هلاک امتها، انتقام بنی‌اسرائیل و برکت آینده پس از توبه بنی‌اسرائیل و بازگشت به صهیون آمده است؛ تا اینکه اورشلیم به وسیله سنحاریب پادشاه آشور و ارتش آشور محاصره می‌شود. در باب 38 جریان طولانی کردن عمر حزقیا توسط خداوند را می‌نویسد؛ که حزقیا بعد از گریه و زاری و گفتن کارهایی که برای خدا بوده و دعا کردنش خداوند به خاطر دعا کردنش و اشک‌هایی که ریخته بود، 15 سال بر عمرش می‌افزاید. باب40 تا 48 رهایی و بازگشت اسرائیل به صهیون می‌باشد و در باب‌های آخر به خاطر دعای مردم، رحمت و داوری الهی بر آنها حاکم می‌شود. اشعیا در 66 باب یکی از بزرگترین اسفار کتاب مقدس به پایان می‌رسد.

مقاله

نویسنده هادی جهانگشای
جایگاه در درختواره ادیان ابراهیمی - یهودیت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS