دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اعتدال

No image
اعتدال

اعتدال از ریشه عدل، به معنی میانه گیری ما بین دو حالت یك چیز از نظر كمی و كیفی و تناسب برقرار كردن میان آن دوست. اصل اعتدال، باید به شكل كلی و فراگیر بر سراسر زندگی فردی و اجتماعی انسان حاكم باشد و همیشه و همه جا افكار، كردار و گفتار او را در برگیرد. ما در این نوشتار به اختصار و اجمال به این مقوله مهم می‌پردازیم: آیات و روایات و احكام و مقررات اسلامی نیز به طور گسترده و پیگیر درصدد تنظیم همه امور فردی و اجتماعی مسلمانان بر محور حق و اعتدال و پیشگیری از نامیزانی و افراط و تفریط‌ اند گاه نیز به خاطر اهمیت موضوع با شاخص بودن آن به تعیین مصداق می‌پردازد كه چند نمونه را در زیر عنوان می‌كنیم:

خواب و خوراك: خرد آدمی حكم می‌كند كه هر موجود زنده ای باید به اندازه نیاز خویش از منابع غذایی بهره ببرد و در عین حال هر گونه افراط و تفریط در خورد و خوراك، زیان آور و نامعقول است. قرآن مجید در این زمینه می‌فرماید: «... كُلُوا وَاشْرَبوُا وَ لاتُسْرِفُوا إنه لایُحِبُ الْمُسرِفینَ» (اعراف (۷)، آیه ۳۱) بخورید و بیاشامید ولی اسراف نكنید كه خداوند اسرافكاران را دوست ندارد. خوردن و آشامیدن بیش از حد و گنجایش، سبب ویرانی جسم و روح آدمی می‌شود. امام صادق (ع) درباره پرخوری می‌فرماید: «لَیسَ شَیْءٌ اَضَرَ عَلی قَلْبِ المُؤمِنِ مِنْ كَثْرَهِ الاكْلِ وَ هِیَ مُورِثَهٌ لِشَیْئَیْنِ قَسْوَهِ القَلْبِ وَ هَیْجانِ الشَهوَهِ» (مصباح الشریعه، باب ۳۴) برای قلب مؤمن، چیزی زیانبارتر از پرخوری نیست، چنین كاری سبب سنگدلی و تحریك شهوت می‌شود.

كار و عبادت: انسان، موجودی دو بعدی است و بایستی نیازمندی های جسمی و روحی خود را از راههای مشروع و معقول تأمین كند؛ هم به جسم و نیازهای مادی آن توجه كند و هم در پرورش روح و تهذیب آن بكوشد هم آخرت خود را مدنظر داشته باشد و هم دنیای خویش را ضایع نسازد. برای تأمین نیازمندیهای زندگی و مشاركت در رفع نیازهای اجتماعی باید به كار و تلاش بپردازد و برای خودسازی و تأمین سعادت اخروی به دریافت معارف دینی و پرستش و نیایش با پروردگار همت گمارد. قرآن مجید، در این باره می‌فرماید: «وَ ابْتَغِ فیما اتیكَ اللهُ الدارَ الاخِرَهَ وَ‌لاتَنْسَ‌ نَصیبَكَ مِنَ الدُنیا...» (قصص (۲۸)، آیه ۷۷) در آنچه كه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب و بهره دنیایی ات را فراموش نكن. مؤمنان واقعی، عمر خود را میان دنیا و آخرت تقسیم می‌كنند و برای هر یك به اندازه لازم وقت می‌گذارند، هم زندگی دنیایی خود را به شكلی ساده و آبرومند اداره می‌كنند و هم با عشق و علاقه، به عبادت و آمادگی برای سرای آخرت می‌پردازند و هیچ یك را فدای دیگری نمی‌كنند، چنان كه امام كاظم (ع) فرمود: «لَیْسَ مِنا مَنْ تَرَكَ دُنیاهُ لِدینِهِ وَ‌دینَهُ لِدنیاهُ» (تحف العقول، ص ۴۳۳، اسلامیه) كسی كه دنیایش را برای دینش و دینش را برای دنیایش ترك كند، از ما نیست.

مصرف و هزینه: مؤمن موظف است در حد توان و نیروی خویش به گردش چرخ اقتصادی جامعه کمک کند و علاوه بر تأمین هزینه‌های زندگی در رونق و سازندگی میهن اسلامی سهیم شود. در اسلام، راههای درآمد حلال و مجاز، از راه های حرام و ممنوع مشخص شده و هر كس درآمد مشروعی به دست آورد، مالك آن می‌شود و مجاز است طبق نظر عقل و شرع آن را به مصرف برساند در این میان افراط و تفریط در مصرف و هزینه، امری نامعقول است، قرآن مجید در این ‌باره چنین رهنمود می‌دهد: «وَ لاتَجْعَلْ یَدَكَ مَغْلُولهٌ اِلی عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطها كُلُ البَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلوُما مَحْسورا» (اسراء ۲۹) دستت را به گردنت زنجیر كن (انفاق و بخشش را ترك منما) و به طور كامل آن را مگشا تا سرزنش شده و حسرت زده، در گوشه ای بنشینی! اعتدال، در زندگی فردی و اجتماعی انسان تأثیر دارد. مهم‌ترین آنها عبارتند از:

تربیت: یکی از راه کارهای تربیت و اصلاح نفس، میانه روی است. بر این اساس امام علی (ع) می‌فرماید: هرگاه به اصلاح خود مایل بودی، میانه رو، قانع و کم آرزو باش.

نجات انسان: پیامبر اکرم (ص) یکی از اسباب نجات آدمی را اعتدال در هنگام دارایی و نداری می‌داند. این نجات شامل نجات انسان از ناملایمات زندگی دنیا و عذاب عالم برزخ و قیامت می‌شود.

بی نیازی: امام صادق (ع) می‌فرماید: (ان القصد یورث الغنی؛ به درستی که میانه روی، سبب بی نیازی و ثروت می‌شود). دلیل این بی نیازی آن است که با اعتدال و اندازه گیری در زندگی، فعالیت‌های اقتصادی مانند مصرف، تولید، و هزینه‌های زندگی سامان می‌یابد و از اسراف جلوگیری می‌شود.

خلاصه سخن

سیاست اقتصادی فردی و اجتماعی مسلمانان باید بر اساس اعتدال تنظیم گردد و در هر برنامه‎ای از خست و تنگ نظری از یك سو و تبذیر و زیاده روی از سوی دیگر، باید اجتناب كنند و با برنامه ریزی دقیق و حساب شده، حد اعتدال و میانه را برگزینند كه به طور قطع موفقتر خواهد بود.

شخصیت انسان‌ها در شرايط گوناگون

انسان‌ها در جريان زندگی، داراي شخصيتی يك‌جانبه، هميشگی و بدون تغيير و تحول نيستند. به همين جهت، هر شخصيت را بايد در جريان پرفراز و نشيب زندگی مورد بررسی قرار داد. شخصيت هر فرد، شخصيت خالص و ويژه آن فرد نيست؛ بلكه از آنجا كه هر فردی در جريان كار روزمره در روابط مختلف با افراد گوناگون قرار دارد، شخصيت او به طور معمول، تركيبی از شخصيت‌های مختلف است. می‌توان با ايجاد شرايط اجتماعی و تعليم و تربيت، شخصيت فرد را تغيير داد. اين تغييرات، در افراد، نسبی است و شدت و ضعف دارد. هر فرد، از شرايط گوناگون، تأثير می‌پذيرد و در شرايط مختلف، واكنش‌های مختلف بروز می‌دهد. هميشه اشخاصی كه در طی زندگی خود موفق به خودسازی، پرورش و ساخت روحيه خود شده‌اند، هم در شرايط سخت و مصيبت‌بار، قادر به مقاومت و پايداری هستند و هم با قرار گرفتن در موقعيت‌های برتر، خصلت‌های انسانی (تعهد، وفاداری و احترام به حقوق ديگران) را حفظ می كنند. وظيفه هر انسان، حكم می‌كند كه به پيشرفت و خوشبختی ديگران، اهميت دهد و با كوشش و پشتكار، سعی كند كه خودش پيشرفت كند، نه اينكه ديگران را عقب بزند و آنها را خوار كند تا خودش پيشرفت كند. در زندگی و روابط متقابل انسان‌ها ممكن است هر شخص اشتباه كند. دوستان بايد نسبت به يكديگر حالتی از اعتماد و اغماض داشته باشند؛ اما روشن است كه بايد بين اشتباه دوستانه (كه طبيعی به نظر می‌رسد) با خيانت مغرضانه و سوءاستفاده، فرق گذاشت. روابط اجتماعی و زندگی خانوادگی بر پايه وجه اشتراك‌های فرهنگی و دوستی‌های وفادارانه استوار است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS