دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

افساد فی الارض

No image
افساد فی الارض

افساد محاربه، طرق اثباتي، مجازات مفسد و محارب

نویسنده : زکریا جهانگیری

امنیت خواسته عمومی‌ هر جامعه ای می‌‌باشد و هر حکومتی برای ایجاد امنیت در جامعه با هر طرز تفکری که داشته باشد تلاش می‌کند و با مجرمان امنیتی به طور جد برخورد می‌نماید. یکی از جرایم علیه امنیت کشورها محاربه و افساد فی الارض می‌باشد.

تعریف

فساد ضد صلاح به معنی تباه، نابودی و متلاشی شدن می‌‌باشد. در معنی خروج چیزی از حالت اعتدال نیز بکار می‌رود و دلیل افزوده شدن قید "فی الارض" به " فساد" آن است که عمل ارتکابی حالت به سامان و اعتدال زمین را از بین برده و آن را برای سکونت انسان نامناسب می‌سازد. البته قانونگذار در ماده 183قانون مجازات اسلامی‌ اینگونه تعریف می‌‌کند "هرکس که برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد محارب و مفسد فی الارض می‌باشد ". یعنی قانونگذار محاربه و افساد فی الارض را ترادفا یک جرم انگاشته است و حال آنکه باید توجه داشت که هر جرمی‌ درجه‌ای از مفسده را به نحو تشکیک برخوردار است که دربرخی از جرایم فساد شدت دارد مثل جرم محاربه و در بعضی دیگر نه. مفسدان فی الارض مجرمانی هستند که موجب سلب آرامش عمومی‌ در زمین می‌شوند و امنیت و رفاه و آرامش جامعه را به خطر می‌اندازند.[1]

پرسش اساسی:

آیا محاربه و افساد فی الارض دو عنوان مستقل از هم هستند یا اینکه این دو به نحو ترادف بر موضوع واحدی صادق هستند ؟

باید توجه داشت که طرح این پرسش ناشی از به کار رفته شدن دو عنوان محاربه و افساد فی الارض درآیه 33سوره مائده می‌باشد، که می‌فرماید:

"انماجزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض"

(کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ بر می‌خیزند و اقدام به فساد در روی زمین می‌کنند فقط این است که اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا چهار انگشت از دست راست و پای چپ آنها بعکس یکدیگر بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند)

که این پرسش را به ذهن متبادر می‌سازد. اما باید گفت که دو دیدگاه کاملا متفاوت مطرح است.

1- اینکه افساد فی الارض و محاربه دو تا سیس مجزا می‌باشد، و افساد فی الارض تمامی‌ گناهان را که دارای مفسده عمومی‌ هستند از قبیل اشاعه فحشا و منکرات،بی عفتی یا جعل قوانین فاسد. انتشار مواد مخدر و.... که موارد ذکرشده را می‌توان مصادیق افساد فی الارض شمرد نه محاربه چرا که ایجاد ترس در بین مردم در موارد گذشته با اسلحه نبوده است. لذا نسبت بین ایندو عموم خصوص مطلق خواهد شد یعنی هر محاربه‌ای قطعا مفسد فی الارض است اما هر مفسدی محارب نیست.[2]

2- آیه به دو فعل و فاعل مستقل اشاره نمی‌کند بلکه تنها به یک فعل که هم محاربه با خدا و رسول و هم سعی در ایجاد فساد در زمین است اشاره دارد. هرگاه دو عنوان و فعل مجزا مورد نظر می‌بود باید کلمه " الذین" قبل ازعبارت "و یسعون فی الارض فسادا" تکرار می‌گشت. بدین ترتیب می‌توان گفت که عبارت "ویسعون فی الارض فسادا" از باب توضیح معنی محاربه با بیان علت تعیین مجازات برای آن به کار رفته است[3]. به کار رفته شدن کلمات "محاربه" و "افساد فی الارض" در کنار هم در عنوان باب هفتم قانون مجازات اسلامی‌ مصوب سال 1370و نیز در مواد این باب نشانگر آن است که قانونگذار ایندو را به صورت مترادف بکاربرده است.[4]

افساد مقول به تشکیک است

آیامفسد فی الارض در هر درجه‌ای از افساد که باشد یکی از مجازات‌های چهارگانه مذکور درآیه 33ماءده درباره‌ آن جاری می‌شود.

در صدق عنوان افساد برتمام جرایم تردیدی نیست. لکن ملاک در اجرای احکام مذکور در آیه مفسد بما هو مفسد نیست. چرا که جرائم درجه‌ای از مفسده برخورداند و افساد فی الارض مراتب متعدد دارد. فساد و افساد مقول به تشکیک است و این ظالمانه است که گفته شود هر مفسد فی الارض در هر درجه‌ای از فساد باشد باید به یکی از احکام چهار گانه مذکور در آیه 33مائده مجازات شود. در سته که فساد و افساد یک امر عرفی است اما آیا همه مفسده‌ها در یک درجه هستند. آیا می‌توان برای هر فسادی که در جامعه ایجاد می‌شود یک نوع مجازات لحاظ کرد. لذا عنوان مفسد فی الارض یک عنوان کلی است که می‌تواند علت مجازات‌های مختلف باشد. پس در مورد محارب اگر علت باشد که مستدل گفته بود معنای آن این است که محارب چون مفسد فی الارض است یکی از احکام چهار گانه در باره او اجرا می‌شود. زیرا فساد و افساد او در این مرتبه و درجه است که چنین حکمی‌ را اقتضاء می‌کند. اما نباید چنین خیال کرد فساد محتکر نیز در درجه فساد محارب است زیرا هر دو مفسد فی الارض هستند. زیرا درست است که هر دو مفسد هستند اما این افساد کجا و آن افساد و همه اشتباهات از اینجا ناشی شده‌اند که خیال کرده‌اند فساد و افساد فی لارض در تمام موارد در یک درجه قرار دارد و نتوانسته‌اند بفهمند فساد و افساد امری مقول بالتشکیک می‌باشد و مراتب آن را عناوین خاص مجرمانه باید معین نماید.[5]

راه‌های ثبوت محاربه و افساد فی الارض

قانونگذاردر ماده 189 طرق اثباتی جرم افساد فی الارض را اینگونه بیان می‌کند.

1- با یک بار اقرار به شرط آنکه اقرار کننده بالغ و عاقل و اقرار او با قصد و اختیار باشد.

2- با شهادت فقط دو مرد عاقل.

تبصره 1- شهادت مردمی‌ که مورد تهاجم محاربان قرار گرفته‌اند به همدیگر پذیرفته نیست.

تبصره 2- هرگاه عده‌ای مورد تهاجم محاربان قرار گرفته باشند شهادت اشخاصی که بگویند به ما آسیبی نرسیده به دیگران پذیرفته است.

تبصره 3- شهادت اشخاصی که مورد تهاجم قرار گرفته اند اگر به منظور محارب بودن مهاجمین باشد و شکایت شخصی نباشد پذیرفته است.

مجازات محارب ومفسد فی الارض

مطابق ماده 190 قانون مجازات اسلامی‌ حد محاربه و افساد فی الارض یکی از چهار چیز است:

1. قتل

2. آویختن به دار

3. اول قطع دست راست و سپس پای چپ

4. نفی بلد (تبعید)

ماده 191- انتخاب هر یک از این امورچهارگونه به اختیار قاضی است خواه محارب کسی را کشته یا مجروح کرده یا مال او را گرفته باشد و خواه هیچ یک از این کارها را انجام نداده باشد.

ماده 192-حد محاربه وافساد فی الارض با عفو صاحب حق ساقط نمی‌شود.

ماده 193- محاربی که تبعید می‌شود باید تحت مراقبت قرار گیرد و با دیگرن معاشرت و مراوده نداشته باشد.

ماده 194- مدت تبعید در هر حال کمتر از یک سال نیست، اگر چه بعد از دستگیری توبه نماید و در صورتی که توبه ننماید همچنان در تبعید خواهد ماند.

ماده 195- مصلوب کردن مفسد و محارب به صورت زیر انجام می‌گردد:

‌أ. نحوه بستن موجب مرگ او نگردد.

‌ب. بیش از سه روز بر صلیب نماند ولی اگر در اثنای سه روز بمیرد می‌توان او را پائین آورد.

‌ج. اگر بعد از سه روز زنده بماند نباید او را کشت.[6]

مقاله

نویسنده زکریا جهانگیری
جایگاه در درختواره حقوق جزای اختصاصی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS