دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

افول غرب مدرن و تلاش برای تخریب اسلام

No image
افول غرب مدرن و تلاش برای تخریب اسلام

افول غرب مدرن و تلاش براي تخريب اسلام

مجتبی حدادی

یکی کردن مسلمانان و تروریست‌ها

بیش از چند دهه از مطرح شدن نظریه برخورد تمدن‌های ساموئل هانتینگتون نمی‌گذرد. در این نظریه هانتینگتون به جهان غرب هشدار داده است که در قرن آینده رویا رویی و برخورد جدی بین تمدنهای گوناگون و از آن جمله برخورد تمدنهای غرب با اتحاد تمدنهای اسلامی و کنفوسیوسی حتمی است. ساموئل هانتینگتون، آخرین مرحله تکامل درگیریهای عصر جدید را تحت عنوان برخورد تمدنها یاد می‌کند. آن طور که از شواهد و قراین بر می‌آید این نظریه تاکنون توانسته است در میان برخی از اندیشمندان خارجی و حتی داخلی رسوخ کند! امروزه بسیاری از فیلم‌ها و سریال ها، رمان‌ها و حتی بسیاری از تحلیل‌های سیاسی در جهان به سمت نبرد آخر الزمانی پیش رفته است به گونه‌ای که در میان غالب آثار هنری و فرهنگی غرب به خوبی این نگاه آرماگدونی حکمفرما شده است!چندی پیش نیز وقتی کشیش آمریکایی در ایالت فلوریدا خواست تا دلیل اقدام موهن خویش را در قبال کلام الله مجید توجیه کند صحبت‌های خویش را با این جمله آغاز کرد: دیگر زمان نبرد نهایی نزدیک شده است.

متاسفانه یکی از اساسی ترین مشکل‌ها که همیشه صاحب نظران و مفسران سیاسی با این مواجه بوده‌اند دریافت بی چون و چرای قالب‌های تحلیلی از غرب است. بی شک اگر ما نیز دیدمان نسبت به پایان دنیا از روزنه غرب مدرن باشد باید بپذیریم که توهین به قرآن اولین برگ از آغاز تصادم خونبار و مرگبار تمدن‌ها در اوایل قرن بیست و یکم است. با این حال لازم به نظر می‌رسد که اندکی بیشتر در خصوص ماهیت اقدامات غرب که رنگ و بوی آخر الزمانی به خود گرفته است تامل کنیم. طی چند سال اخیر سیاست‌های متعددی در سطح جهان علیه مسلمانان به راه افتاده که نشانگر دست‌های پرکارپشت پرده است. از سوی دیگر امروزه هر آنچه که در رسانه‌های غربی و علی الخصوص سینمای هالیوود تولید می‌شود به نحوی صحبت کردن از آخرالزمان است. آخرالزمانی که در آن غرب مدرن باید با تمسک به پدیده عشق انسانی در برابر نیروهای شر [ گفتنی است در اکثر فیلم‌ها و سریال‌های غربی شر مطلق از سرزمینی در شرق طلوع می‌کند ] ایستادگی می‌کند و جهان را نجات دهد. شاید مهمترین دلیل این اقدامات غرب را باید در فلسفه وجودی این تمدن دانست. در واقع می‌توان گفت ماهیت و ذات غرب مدرن به گونه ای است که خواهان ایجاد نگرانی و اضطراب در میان ابنای بشر است. اگر بخواهیم مهمترین مولفه ماهیت ساز غرب مدرن را شرح دهیم باید بگوییم در این تفکر انسان منقطع از وحی مدار هستی را تشکیل می‌دهد. اومانیسم، لذت محوری، تکیه بر علوم پوزیتیویستی و عقل ابزاری از مهمترین ارکان غرب مدرن است که انسان را به تدریج به وادی ضلالت رهنمون ساخته است. اما باید دانست پس از تقریبا یک صدسال از استقرار این گفتمان فکری بر غرب نتایج و پیامدهای خطرناک این تفکر به شدت محسوس و ملموس است. امروز تمدن غرب به تدریج به سمت نیهیلیسم و پوچ انگاری در حال حرکت است. راسیونالیسم که زمانی دین را از صحنه زندگی انسان‌ها بیرون کرده بود امروز به یک پدیده خود ویرانگر بدل شده است، پدیده‌ای که نتیجه آن چیزی جز یاس، ناامیدی و بی میلی نسبت به زندگی نیست. در چنین وضعیتی ایجاد یک دشمن فرضی و نگران ساختن افکار عمومی غرب در خصوص چنین موضوعی کاملا محتمل به نظر می‌رسد. امروز نظریه سازان در غرب درصدد آنند تا هر روز بیش از پیش انسان معاصر را درگیر ترس و وحشت کنند. ترس و وحشتی که در خلال آن یاس‌ها و ناامیدی‌ها که همگی ناشی از فراموش کردن اصل فطرت انسانی است به دیار نسیان سپرده می‌شوند.

نگاهی بر عملکرد رسانه‌های خبری تحلیلی غرب به خوبی ما را به این باور می‌رساند که پروژه اسلام هراسی، یکی کردن مسلمانان و تروریست‌ها و خشن جلوه دادن دین مبین اسلام از جمله اصول و برنامه‌های اولویت دار دنیای غرب است. از این روست که می‌توان اقدام اخیر اقلیتی صرف در ایالات متحده در توهین به قرآن مجید را نیز مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد.

این اقدام که در برابر سکوت معنا دار مقامات غربی و علی الخصوص کاخ سفید رخ داد حکایت از آغاز موج جدیدی از پروژه اسلام هراسی در غرب دارد. پروژه ای که هدف اصلی آن اغوای افکار عمومی غربی است. طی چندین ساله اخیر غرب به تدریج سعی کرده است تا به موضوعات تفرقه آمیز دامن بزند. انتشار کاریکاتور‌های توهین آمیز نسبت به پیامبر اکرم در دانمارک، منع ساخت مناره در سوئیس و هم اکنون توهین به کلام الله مجید در خیابان‌های آمریکا یک پروسه هدف دار است که در قفای آن اندیشه‌های صهیونیستی غنوده است. با این حال بایدت گفت اوضاع حداقل در منطقه خاورمیانه بر خلاف خواسته اسلام هراسان در حال رقم خوردن است و کشور هایی که پیش از آن نظام‌های لائیک داشتند یکی پس از دیگری با اعتراضات مردم مسلمان این منطقه روبه رو می‌شود که در واقع نمودی از گسترش موج اسلام خواهی با وجود تبلیغات منفی گسترده غرب در این زمینه است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS