دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

الهیات نقلی Revealed theology

No image
الهیات نقلی Revealed theology

كلمات كليدي : الهيات نقلي، وحياني، آكويناس، عقل، خدا، مسيح

نویسنده : رضا میرزائی

بدون شک همه ادیان از یک نظام عقیدتی که تشکیل دهنده زیر ساخت آنها است برخوردار هستند و پیروان این ادیان و مذاهبِ زیر مجموعه آنها می کوشند نظام عقیدتی خود را با متن مقدسِ دینِ خود هماهنگ سازند و بر اساس آن متن مقدس، یک نظام الهیاتی منسجم ایجاد کنند. به همین منظور، برخی از علمای مسیحی نیز همواره سعی کرده اند نظام عقیدتی خود را بر عهد جدید، که بخش اصلیِ کتابِ مقدسِ آنان است، منطبق سازند. حاصل این نلاش، علمی به نام الهیات وحیانی یا نقلی است.[1]

البته در این که، آیا همه اعتقادات دینی را باید همان گونه که کتابت مقدس بیان کرده است، پذیرفت و نباید دنبال توجیه عقلانی آن بود، یا اینکه برخی از اعتقادات را می توان توجیه عقلانی هم کرد، بین الهی دانان مسیحی اختلاف نظر وجود دارد ، لذا برخی از آنها معتقداند که علم حقیقی دین خارج از حیطه عقل است و موکول به مراتب کشف و شهود و تجلیات الهی است . این دسته منکر الهیات عقلانی هستند و همه حقایق کتاب مقدس را مربوط به الهیات نقلی می دانند . اما گروه دیگر الهیات وحیانی یا نقلی را این گونه تعریف می کنند ؛ الهیاتی است که به بحث درباره اموری می پردازد که مافوق عقل هستند ، چنانکه مسائلی از قبیل تثلیث یا گناه اولیه در معارف مسیحی، در نظر بسیاری از علمای مسیحی، مسائلی هستند که متکی به وحی اند وفقط در مرتبه نقل می توان درباره آنها سخن گفت، از این رو این الهیات، ‌الهیات ماوراء عقل supernatural theology ) ) است . این نوع از الهیات در قرون وسطی غلبه دارد . برخی از الهی دانان مسیحی می گویند؛ درباره حقایقی مثل وجود خدا می توان درالهیات سخن گفت، اما علم کامل به وجود خدا، موقوف به ورود الهیات وحیانی است [2] از جمله طرفداران این دیدگاه درمورد الهیات ملتزم به وحی، توماس آکویناس(1225- 1274م ) است که معتقد است، حقایق موجود در کتاب مقدس دو گونه هستند؛‌ نخست حقایقی اند که با آن که وحی شده اند،‌ ادراک آنها از طریق عقل هم ممکن است . مثل وجود خدا و صفات ذاتی او یا وجود روح انسانی و فنا ناپذیری آن. به نظر آکویناس علت اینکه علیرغم امکان فهم این مطالب بوسیله عقل، خدا آنها را بوسیله وحی هم بیان کرده است، این است که چون همه افراد بشر باید هدایت شوند واز سوی دیگر همه نمی توانند از استدلات عقلی و فلسفه مابعدالطبیعه استفاده کنند، لذا خدا با وحیِ این حقایق به بشر،‌ هریک از افراد بشر را آماده شناخت تمامی حقایقِ نجات دهنده کرده است.

دوم آن دسته از حقایق و امور ایمانی است، که فوق تمامی مراتب عقل انسانی است. مثل تثلیث، تجسد،‌ استخلاص(نجات). به نظر آکویناس هیچ نوع تفکر فلسفی وجود ندارد که بتواند دلیلی ضروری به نفع حقیقتی از این نوع حقایق اقامه کند.[3]

باید توجه کرد که عهد جدید در بردارنده دو نظام الهیاتیِ کاملا جدا از هم است؛‌

1 ) نظامی که محور آن مسیح الوهی است. این بخش، شامل رساله های پولوس قدیس ، انجیل یوحنا و رساله های او می شود و بر اساس آن مسیح،‌ خدای مجسم و موجودی ازلی و غیر مخلوق که پسر یگانه خدا است و با اواز یک ذات است می باشد. « در ازل او کلمه بود.کلمه با خدا بود وکلمه خود خدا بود ... پس کلمه انسان شد ودرمیان ما ساکن گردید » .( انجیل یوحنا 1 : 1 و14).

2 ) نظام الهیاتی که محور آن بنده بودن مسیح است. این بخش نیز متشکل از سه انجیل همنوا ، کتاب اعمال رسولان، رساله های یعقوب ،‌ پطرس، یهودا ومکاشفه یوحنا است و بر اساس آن مسیح بنده ای از بندگان خدا و پیامبری مانند سایر انبیاء است.

( انجیل متی 12 : 18 و اعمال رسولان 3 : 13). [4]

مقاله

نویسنده رضا میرزائی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS