دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امام جماعت

No image
امام جماعت

كلمات كليدي : امام، جماعت، اقتدا، ايمان، عدالت

نویسنده : قادر غديري

امام در لغت به معنای پیشوا می‌باشد، راغب می‌گوید: امام آن کسی است که از او پیروی و به وی اقتدا می شود، خواه انسان باشد یا کتاب یا غیر آن. حق باشد یا باطل.[1]و جماعت به معنای گروهی که گرد هم آمده‌اند. امام جماعت در اصطلاح کسی است که در بین گروهی که می‌خواهند نماز اقامه کنند جلوتر از همه بایستد و دیگران به او اقتدا کنند. شرایطی که باید در امام جماعت یافت شود:[2]

1)بالغ باشد[3]

2)عاقل باشد: لذا اگر کسی جنون داشته باشد نمی‌تواند امام جماعت بشود بله اگر دیوانه ادواری باشد در حال افاقه می‌تواند امام جماعت باشد

3)زنازاده نباشد: امام صادق (ع): می فر مایند هیچ یک از شما پشت دیوانه و زنازاده نماز نخواند

4)ایمان: منظور عقیده به امامت امامان دوازده‌گانه شیعه می‌باشد. لذا به غیر از اینها نمی‌توان اقتدا کرد مگر از روی تقیه باشد در نامه امام رضا (ع) به مأمون آمده: فقط به اهل ولایت اقتدا می‌شود.

5)عدالت: در کتاب حدائق الناظره نوشته: هیچ خلافی بین اصحاب امامیّه در شرط بودن عدالت امام جماعت وجود ندارد و اجماعهای بسیاری بر آن ذکر شده بلکه از بعضی سنّی‌ها نیز ادعای اجماع اهل بیت بر آن شده و عدالت صفتی نفسانی است که باعث دوری از گناهان کبیره و اصرار نکردن به گناهان صغیره است.

6)مرد بودن امام جماعت (در صورتی که یکی از مأمومین مرد است) بنابراین زن برای زن می‌تواند امامت کند؛ از امام صادق (ع) روایت شده: امامت زن برای زنان اشکال ندارد.

7)اگر مأمومین ایستاده نماز می‌خوانند امام جماعت نشسته نباشد و برای مأمومین که نشسته نماز می‌خوانند نماز امام به حالت خوابیده نباشد. امام باقر (ع) از پیامبر نقل مِی ‌فرماید که: رسول خدا به خاطر بیماری نشسته نماز می‌خواند، وقتی تمام شد فرمودند: هیچ یک از شما بعد از من بصورت نشسته امام جماعت نباشید.

8)قرائت صحیح داشته باشد به طوری که حروف را از مخرج خودش ادا کند.

مرجّحات امام جماعت:[4]

در صورتی که چند نفر بدون این که غرض دنیائی داشته باشند بخواهد خودشان امامت جماعت باشند و همگی در یک حد باشند کسی که مأمومین او را مقدم کنند؛ امامت جماعت می‌شود. ولی اگر مراتب شان فرق داشته باشد اول کسی که فقیه جامع الشرایط باشد مقدم است و اگر همه یا هیچ کدام چنین نبودند کسی که قرائت حمد و سوره‌اش بهتر باشد مقدم می‌شود اگر در این مورد نیز مساوی بودند کسی که احکام نماز را بهتر می‌داند مقدم است و اگر باز هم مساوی بودند مسن‌تر امام جماعت می‌شود البته این رتبه‌ها در صورتی است که هیچ کدام امام راتب نباشند وگرنه امام راتب از همه مقدم‌تر است. گر چه دیگران افضل از او باشند ولی برای او نیز خوب است که افضل را مقدم کند همچنین صاحب منزل و سید هاشمی نیز مقدم بر غیر خودشان می‌باشند البته این ترجیحات مذکور واجب نیست و فقط مستحب است لذا اگر کسی رتبه‌اش پائین‌تر باشد ولی در عین حال امام جماعت شود اشکالی ندارد.

آداب امام جماعت:

عالم بزرگوار آیه ا...ملا محمد مهدی نراقی می‌فرماید: سزاوار است امام جماعت در میان مردم به فزونی صفای دل و رو آوردن به خدا و خشوع و خضوع و دیگر شرائط باطنی ویژگی و امتیاز داشته باشد؛ زیرا او پیشوای ایشان است و نفوس آن جماعت را به سوی خدا می‌کشاند پس بسیار زشت است که دل او در نماز غافل یا در وادی وسوسه‌های باطل باشد و از این بدتر و زشت‌تر و ناپسندتر آن که التفات دل او به کسانی که در پشت او هستند بیشتر از التفات دل به صاحب مُلکی باشد که بر همه احاطه دارد. آیا از دانای نهانیها شرم نمی‌کند که خود را به عنوان پیشوای امت می‌گمارد و در جای رسولان خدا و اوصیای راشدین او می‌ایستد و از ایشان نیابت می‌کند، در حالی که دل او از عموم مردمی که به او اقتدا نموده‌اند بیشتر از عظمت و جلال الهی دگرگون می‌شود. پس هر امام جماعتی باید خود را بیازماید اگر این صفات پلید در او نبود امامت کند و گرنه ترک نماید و خود را به هلاکت نیفکند.[5]

مقاله

نویسنده قادر غديري

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS