دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امام حسین (ع)؛ منادی نهضت رهایی بشر

No image
امام حسین (ع)؛ منادی نهضت رهایی بشر

امام حسين (ع)؛ منادي نهضت رهايي بشر

امیر كریمیان

حضرت امام حسین، سید الشهدا(ع) در روز سوم شعبان سال چهارم هجری از مادر گرامی اش حضرت فاطمه زهرا(س) متولد شد، در علو نسب هیچ کس به مقام او نمی رسید، پدرش علی مرتضی(ع)، مادرش فاطمه زهرا(س)، جدش محمد مصطفی، جده اش خدیجه کبری، برادرش حسن مجتبی، خواهرش ام کلثوم زینب کبری می‌باشد. حسین(ع) نام یک شخصیتی است که در تورات به کلمه و لفظ شبیر و در انجیل طاب نام برده شده، او یک شخصیتی است که دنیای بشریت را تکان داد و یک نهضت و حرکت فکری به وجود آورد.

ایشان کنیه و القابی دارند از جمله: رشید، طیب، وقی، زکی، مبارک، التابع لمرضات الله، والدلیل علی ذات الله، الشهید بکربلا، السبط الثانی، الامام الثالث و.. القابی است که به آن حضرت داده شده و بالاتر از همه لقبی است که پغمبر (ص) جدش به آن حضرت خطاب می‌کرد: «سید شباب اهل الجنه». ابا عبدالله و ابا الائمه و ابا المساکین از کنیه‌های آن حضرت(ص) است که هر یک روی استحقاق بود.

پیغمبر در گوش حسین (ع) اذان گفت و با آب دهان خود کام او را برداشت و در حق او دعا خواند و عرض کرد: پروردگارا حسین را دوست دارم و هر که او را دوست دارد مرا دوست داشته و هر که مرا دوست دارد خدا را دوست داشته و نامش را حسین گذاشت و برای او عقیقه کشت. اذان پیغمبر در گوش حسین(ع) از جان و دل رسول خدا بود که با جان و دل خود به میان گذاشت. این همان آهنگی بود که به دل او راز هستی بخشید و به وجدان او راز پرستش. این اذان ندایی بود و پیغمبر(ص) به روح بزرگ حسین تعلیم فرمود و یک سلسله معنی را در قالب جسم او ریخت و با این راز درونی جسم و روح حسین(ع) را با هم آمیخته و تمام نیروهای آدمیت در وجود او پدیدار شد.‌

وقتی با پدرش به مفاخره می‌پردازد می‌گوید: من افتخار می‌کنم که پدری همچون علی مرتضی دارم و آیا شما پدری چون من دارید و مادری چون فاطمه زهرا(س) یگانه دختر باقیمانده پیغمبر(ص)؟ امام امیر المومنین علی(ع) تصدیق می‌فرماید که فرزندش در حسب و نسب نظیر ندارد و تمام توجه اهل بیت به این شخصیت ممتاز بوده است.

معاویه پس از شهادت حضرت امام حسن(ع) خود را در اجرای مقاصد شوم و کشتار و تبعید مخالفان آزادتر دیده و جمعی از بدنام ترین و خون خوار ترین سرداران را بر سر مردم حاکم کرد و می‌خواست حکومت اسلامی را در خاندان خود موروثی کند. حضرت امام حسین(ع) در تمام دوران امامت خود از مظالم بنی‌امیه و انحرافات آنان طی خطبه‌ها و نامه‌ها شدیداً انتقاد می‌کرد، مخصوصاً داستان ولایت عهدی یزید را به شدت مورد انتقاد و اعتراض قرار داد. در ضمن تا معاویه زنده بود به عنوان احترام به پیمان برادر اقدامی نکرد، پس از مرگ معاویه به دنبال دعوت مردم عراق به آن سرزمین رفت، ولی یزید به وسیله ابن زیاد مردم را با وعده و وعید به جنگ آن حضرت فرستاد. امام حسین(ع) نیز با وجود کمی یاران و یقین به شکست مادی و ظاهری در این جنگ (برای رسوا کردن یزید و مدعیان خلافت) مردانه جنگید و در دهم محرم سال شصت و یک هجری در سرزمین کربلا(به اتفاق بستگان و یارانش) شهید شد و همین اقدام حضرت باعث رسوایی و شکست خلفای بنی امیه و محفوظ ماندن، اسلام از انحراف گردید.‌ استاد بزرگوار شهید مرتضی مطهری در وصف حادثه عاشورا می‌گوید: «بدون شک مکتب امام حسین منطق و فلسفه دارد، درس است و باید آموخت، اما اگر ما دائما این مکتب را صرفا به صورت یک مکتب فکری بازگو بکنیم حرارت و جوشش گرفته می‌شود و اساسا کهنه می‌شود. این، بسیار نظر بزرگ و عمیقانه ای بوده است، یک دور اندیشی فوق العاده عجیب و معصومانه‌ای بوده است که گفته‌اند: برای همیشه این چاشنی را شما از دست ندهید، چاشتی عاطفه، ذکر مصیبت حسین بن علی علیه السلام، یا امیرالمو منین یا امام حسن، یا ائمه دیگر و یا حضرت زهرا علیها سلام . این چاشنی عاطفه را ما حفظ و نگهداری بکنیم.»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS