دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امام حسین علیه السلام

No image
امام حسین علیه السلام

آیت‌اللَّه محمد حسن مولوى قندهارى عاشق اهل‌بیت‌علیهم السلام بود. و در هیچ شرایطى از نشر افکار و اجراى سیره آن بزرگواران غفلت نمى‌کرد.

نمونه‌هاى زیر، به خوبى گویاى دلدادگى آن عارف نامدار به عترت پاک رسول خدا است:

«در ایّام جوانى ساکن مشهد مقدّس بودم. و از فیوضات حضرت رضاعلیه السلام، بیش از قابلیت خود منبر مى‌رفتم و منبرم جذّاب بود. ملازم مرحوم شیخ على‌اکبر نهاوندى، سید رضا قوچانى، شیخ رمضانعلى قوچانى، شیخ مرتضى بجنوردى و شیخ مرتضى آشتیانى بودم. آنها مرا به اطراف، از جمله پاکستان و قندهار و... مى‌فرستادند. هنگام بازگشت از یکى از این مأموریت‌ها، دیر وقت به مشهد رسیدم. خودم را به مسجد گوهرشاد رساندم. تازه اذان مغرب تمام شده بود. شیخ على‌اکبر نهاوندى مشغول نماز شد. پس از نماز، به خدمتش رسیدم. با من معانقه کرد... در این فرصت مرحوم حاج قوام لارى از جایش بلند شد و بناى مقدمه یک روضه را گذاشت. در ابتدا این دو شعر را خواند که من تا آن زمان نشنیده بودم.

ها عَلِىٌّ بَشَرٌ کَیْفَ بَشَرٌ

رَبُّهُ فیهِ تَجَلَّى وَ ظَهَرَ

هُوَ وَالْواجِبُ نُورٌ وَ بَصَرٌ

هُوَ وَالْمَبْدَءُ شَمْسٌ وَ قَمَرٌ

با شنیدن این بیت، حالم منقلب شد. آقاى شیخ على‌اکبر نهاوندى همچنان با من مشغول صحبت بود. یک گوشم با او بود و گوش دیگرم به ذکر مصیبت حاج قوام. با همان حال دگرگون، به خانه آمدم. تنها بودم و در خود طبع رسائى یافتم. مداد را برداشتم و آن اشعار را چنین تضمین کردم:

ها عَلِىٌّ بَشَرٌ کَیْفَ بَشَرٌ

رَبُّهُ فیهِ تَجَلَّى وَ ظَهَرَ

عقل کلّى به ما داد خبر

اَنَا کَالشَّمْسِ عَلِىٌّ کَالْقَمَرِ

هُوَ وَالْواجِبُ نُورٌ وَ بَصَرٌ

هُوَ وَالْمَبْدَءُ شَمْسٌ وَ قَمَرٌ

عشق افکند به دلها اخگر

عشق بنمود هویدا محشر

عشق چه بود، اسداللّه حیدر

چهار سال از سرودن این قصیده گذشت. نمى‌دانستم که این مدح، قبول شده است یا نه؟ روزى بعد از ناهار خوابیدم. در عالم رؤیا به کربلاى معلا مشرّف شده وارد رواق مبارک شدم. دیدم درهاى حرم بسته است و زائران در رواق، مشغول خواندن زیارت وارث هستند. حالم دگرگون شد. من تازه رسیده بودم، چرا درها بسته بودند؟ پرسیدم: آیا درها باز مى‌شود؟ گفتند: بله، یک ساعت دیگر. دلم آرام نمى‌گرفت. در عالم خواب، به سمت قتلگاه شتافتم. نزد آن پنجره‌اى که بالاى سر مبارک قرار دارد، رسیدم. از پشت پنجره به داخل نگاه کردم. چشمم به گروهى از عالمان افتاد. عده‌اى را شناختم. مجلسى، ملا محسن فیض، سید اسماعیل صدر، میرزا حسن شیرازى، شیخ جعفر شوشترى و... حضور داشتند. حرم مملوّ از جمعیت بود. همه رو به ضریح و پشت به آن پنجره نشسته بودند. در رأس همه، مرحوم حاج آقا حسین قمى بود. بنده در مشهد ایشان را مى‌شناختم و بعدها وکیلشان هم بودم. ایشان دستور مى‌داد: فلان آقا برود بخواند. او بلند مى‌شد و مى‌خواند و همه گریه مى‌کردند و به او احسنت احسنت مى‌گفتند. چند نفر را دیدم که بلند شدند و خواندند و پایین آمدند. مثل بچّه‌ها به خودم فشار آوردم تا از گوشه پنجره وارد حرم شده خودم را به جمع علماء برسانم. بعد از اندکى تلاش، ناگهان خود را داخل حرم مطهّر دیدم. خواستم در گوشه‌اى بنشینم؛ ولى جاى براى نشستن نبود. فقط کنار آقاى قمى اندکى جاى خالى وجود داشت. خودم را به آنجا رساندم و نشستم. آقاى قمى همین که من را دید، فرمود:

مولوى حسن؟!

عرض کردم: بله قربان.

فرمود: برخیز و بخوان.

بلند شدم. نمى‌دانستم از کجا شروع کنم. کدام آیه و حدیث را تطبیق کنم؟ چگونه به روضه گریز بزنم؟

ناگهان در دلم الهام شد. شروع کردم به خواندن:

ها عَلِىٌّ بَشَرٌ کَیْفَ بَشَرٌ؛ و تا آخر قصیده خواندم.

وقتى از خواب بیدار شدم، دلم مى‌تپید. از سر و صورتم عرق مى‌ریخت. از اینکه مدیحه‌ام مورد عنایت واقع شده بود، خدا را شکر کردم.»

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS