دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امام رضا (ع) در آئینه کلام امام جواد (ع)

پنج‌شنبه اى که گذشت ستاره اى در آسمان ولا‌یت درخشید که تا به امروز جهان و على الخصوص ایران اسلا‌مى که میزبان این بزرگوار است ،در نورانیتش روشن مى باشد .صمیلاد خجسته و نورانى حضرت رضا (ع) در یازده ذیقعده 148 هـ . ق فرصت مغتنمى است تا جانمان از سرور و شادى ائمه (ع) نشاط یافته و جرعه نوش شراب طهور معرفت آن امام همام باشد و بسى افتخار که این جرعه را با دست مبارک فرزند بزرگوار او امام جواد (ع) بنوشیم. در عیون اخبار الرضا...
No image
امام رضا (ع) در آئینه کلام امام جواد (ع)
امام رضا (ع) در آئینه کلام امام جواد (ع) الف.امید پنج‌شنبه اى که گذشت ستاره اى در آسمان ولا‌یت درخشید که تا به امروز جهان و على الخصوص ایران اسلا‌مى که میزبان این بزرگوار است ،در نورانیتش روشن مى باشد .صمیلاد خجسته و نورانى حضرت رضا (ع) در یازده ذیقعده 148 هـ . ق فرصت مغتنمى است تا جانمان از سرور و شادى ائمه (ع) نشاط یافته و جرعه نوش شراب طهور معرفت آن امام همام باشد و بسى افتخار که این جرعه را با دست مبارک فرزند بزرگوار او امام جواد (ع) بنوشیم. در عیون اخبار الرضا، جلد یکم، صفحه 13 وارد شده است. “سئل الامام الجواد (علیه السلام) لم سمى ابوک من بین آبائک الماضین بالرضا (ع)؟ “ فقال (ع:) لانه رضى به المخالفون من اعدائه کما رضى به الموافقون من اولیائه و لم یکن ذلک لاحد من آبائه فلذلک سمى من بینهم الرضا (ع:) از امام جواد (ع) سوال شد که چرا تنها پدر شما از میان اجداد گرامیتان به وصف و لقب “رضا” متصف و ملقب شدند؟ امام جواد علیه السلام فرمودند: زیرا مخالفین از دشمنان او راضى شدند آنچنان که موافقین از دوستان او آن حضرت راضى شدند و این شرایط براى هیچ کدام از پدران او حاصل نشد و بر این اساس پدرم از میان پدرانم “رضا” نامیده شد. فهم و درک ابتدایى از روایت نورانى امام جواد (ع) به این معنا متوجه مى‌شود که مراد آن حضرت این است که شخصیت و رفتار امام رضا (ع) به گونه‌اى بوده است که مورد تمجید و ستایش دوست و دشمن قرار داشت اما حقیقت این است که این خصوصیت به امام رضا(ع) اختصاص نداشته است و همه امامان معصوم(ع) داراى چنین وصفى بوده‌اند زیرا اگر به بایگانى تاریخ مراجعه کنیم و کلام دوست و دشمن را درباره ائمه معصومین مطالعه کنیم، متوجه مى‌شویم که آنان همیشه مورد تمجید و ستایش دوست و دشمن بوده‌اند. امام جواد(ع) در بیان خودشان مى‌فرماید: مرضى دوست و دشمن بودن وصفى است که در سایر ائمه معصومین(ع) فعلیت نداشته است یعنى چنین شرایطى براى آنان به وجود نیامده است بر این اساس مفهوم و معناى عمیق بیان نورانى امام جواد(علیه‌السلام) را باید در سایه تجزیه و تحلیل عملکرد دشمنان آن حضرت، جستجو نمود. مامون در حاکمیت خود دچار بحران مشروعیت و درگیر قیام‌هاى مردمى بود و از طرفى از مشروعیت و محبوبیت امام رضا (ع) و به دست گرفتن رهبرى این قیام‌ها وحشت داشت لذا توطئه‌اى را طراحى نمود تحت عنوان ولایتعهدى امام رضا(ع.) دو احتمال را در رابطه با موضع‌گیرى آن حضرت پیش‌بینى نمود: اول اینکه حضرت رضا(ع) با ولایتعهدى مخالفت نماید. دوم اینکه با آن موافقت نمایند. برنامه حکومت در صورت اول این بود که آن حضرت را به عنوان مخالف حکومت کردن و دخالت در سیاست معرفى نمایند و عملا زمینه‌هاى رهبرى قیام‌ها توسط آن حضرت را تضعیف کنند و در عین حال در افکار عمومى مردم جایگاه خود را تحکیم نمایند. برنامه حکومت در صورت دوم این بود که امضاى امام (ع) را پاى تصمیمات و عملکرد حکومت آورده و بحران مشروعیت خود را حل نموده و در عین حال به راحتى قیام‌هاى مردمى را سرکوب نمایند و نیز محبوبیت و جایگاه امام (ع) را تضعیف نمایند. حضرت رضا (ع) تدبیرى را اندیشیدند که این تدبیر هم رضایت مامون را جلب نموده و آنها به زعم خود زمینه را براى برنامه‌هاى تدوین شده فراهم دیدند و هم با مشروط کردن پذیرش ولایتعهدى به دخالت نکردن در هیچ گونه امور حکومتى رضایت مردم و قیام‌هاى مردمى را به دست آوردند و به گونه‌اى برخورد کردند که هرگز هیچ عملکردى از عملکردهاى حکومت را تائید و امضاء نکردند. بنابراین شرایط ولایتعهدی، براى هیچ کدام از ائمه (ع) به وجود نیامد و تدبیر زیرکانه و هوشمندانه و عمیق امام رضا(ع) به گونه‌اى بود که ابتدا دشمنان از آن راضى و شاد شدند اما شرطى که براى ولایتعهدى قرار دادند که در هیچ امرى از حکومت دخالت نکنند و عملکرد آن امام همام در استمرار بخشیدن به بحران مشروعیت حکومت و استفاده از حاکمیت براى حل مشکلات مردم، مردم را از آن حضرت راضى و خرسند نمود و این است مفهوم مرضى دوست ودشمن بودن حضرت رضا (ع) در کلام فرزند گرامیش امام جواد (ع. )
روزنامه رسالت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS