دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انتظار فرج

در انتظار گشایش باشید و از رحمت‌ خداوند ناامید نشوید؛ زیرا دوست داشتنی‌ترین کارها نزد خداوند انتظار گشایش است. (فیض کاشانی، محمدمحسن بن شاه مرتضی، نوادر الأخبار فیما یتعلق بأصول الدین (للفیض)، ص249)
انتظار فرج
انتظار فرج

انتظار فرج

قال علی(ع):«انتظروا الفرج، ولا تیاسوا من روح الله، فان احب الاعمال الی الله عزوجل انتظار الفرج»

معناى انتظار فرج‌

معنى انتظار فرج‌ الهى، خود را آماده و مهیاى آن نمودن و کوشش و خودسازى براى آمدن آن، مانند کسى که انتظار وقت نماز یا وقت افطار یا آمدن مسافرش را مى‌کشد، نه اینکه بدون هیچ‌گونه اقدامى دست روى دست بگذارد، و بگوید: هرچه شدنى است خواهد شد، انتظار فرج‌ آل محمّد(ع) را کسانى دارند که در راه تحقّق آن شبانه‌روز مى‌کوشند و خود و جمعیت خود را براى آن آماده مى‌سازند.[1] حضرت هم وقتى آمد، انتظار دارد رفتار، اخلاق و زندگى‌ شما مورد رضایتش باشد. کسى که مى‌گوید: من منتظر امام زمان هستم، گره‌هاى زیادى را باید تا رسیدن امام باز کند، والا این‌که انتظار فرج تنها به آرزو و خیال باشد، دروغ است و «فرج» به آرزو درست نمى‌شود. «فرج» یعنى آماده شدن و گشودن گره.[2]

انتظار فرج از منظر امام خمینی(ره)

ارزش دارد انسان در مقابل ظلم بایستد و مشتش را گره کند و توی دهنش بزند و نگذارد که این‌قدر ظلم زیاد بشود، این ارزش دارد. ما تکلیف داریم آقا! این‌طور نیست که حالا که ما منتظر ظهور امام زمان ـ‌سلام الله علیه‌ـ هستیم، پس دیگر بنشینیم در خانه‌هایمان، تسبیح را دست بگیریم و بگوییم «عجّل علی فرجه» عجّل با کار شما باید تعجیل بشود، شما باید زمینه را فراهم کنید برای آمدن او؛ و فراهم کردن اینکه مسلمین را با هم مجتمع کنید، همه با هم بشوید، إن شاءالله ظهور می‌کند ایشان.[3]

جایگاه منتظران واقعی

امام سجاد(ع) منتظران را برترین مردم همه روزگاران بر مى‌شمارند:

إِنَّ أَهْلَ‌ زَمَانِ‌ غَیبَتِهِ‌ الْقَائِلُونَ‌ بِإِمَامَتِهِ الْمُنْتَظِرُونَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ أَهْلِ کُلِّ زَمَان؛[4]

آن گروه از مردم عصر غیبت امام دوازدهم که امامت او را پذیرفته و منتظر ظهور او هستند، برترین مردم همه روزگاران هستند.

ٍامام صادق(ع) نیز می‌فرماید:

طُوبَى‌ لِشِیعَةِ قَائِمِنَا الْمُنْتَظِرِینَ‌ لِظُهُورِهِ فِی غَیبَتِهِ وَ الْمُطِیعِینَ لَهُ فِی ظُهُورِهِ أُولَئِکَ أَوْلِیاءُ اللَّهِ الَّذِینَ‌ لا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُون‌؛[5]

خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش منتظر ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمان‌بردار او، آنان دوستان خدا هستند، همان‌ها که نه ترس به دل راه مى‌دهند و نه اندوهگین مى‌شوند.

علاء‌بن سیابه از امام صادق(ع) روایت کند که فرمود: هرکس از شما به اعتقاد به این امر بمیرد؛ در حالى‌که منتظر آن باشد، مانند کسى است که در خیمه قائم(ع) باشد.[6]

علائم منتظر واقعی  

منتظر واقعی چند علامت دارد. 1. معده‌اش به یک لقمه حرام آلوده نمى‌شود. 2. چشم خود را از حرام مى‌پوشاند. 3. گوش خود را از شنیدن برنامه‌هاى غیرخدا باز مى‌دارد.[7]

وظیفه منتظرین

مهم‌ترین وظیفه‌ای که باید در یک منتظر واقعی جلوه نماید این است که در رفتارش پدیدار باشد؛ همان‌طور که وقتی منتظر میهمان عزیزی هستید، آماده ورود وی می‌شوید؛ در این‌جا هم باید این آمادگی آشکار باشد؛ از جمله وظایف منتظرین صبر بر مصائب و مشکلات دوران غیبت است؛ در عصر غیبت، لازم است هر شیعه‌ منتظری، در برابر مشکلات و گرفتاری‌ها بایستد و از موجودیت و هویت خویش دفاع کند و صبرش مغلوب حوادث نشود. امام رضا(ع) در رابطه با همراهی و ملازمت صبر و انتظار فرج فرموده‌اند:

مَا أَحْسَنَ‌ الصَّبْرَ وَ انْتِظَارَ الْفَرَجِ؛[8]

چه‌قدر صبر و انتظار فرج نیکوست.

پیامبر اکرم(ص) در این زمینه می‌فرماید:

طُوبَى‌ لِلصَّابِرِینَ‌ فِی غَیبَتِهِ طُوبَى لِلْمُتَّقِینَ عَلَى مَحَجَّتِهِمْ أُولَئِکَ وَصَفَهُمْ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ وَ قَالَ‌ الَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِالْغَیبِ‌ وَ قَالَ‌ أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُون؛‌[9]

خوشا به حال صبرکنندگان در دوران غیبت مهدی(ع)! آن‌ها همان کسانی هستند که خداوند وصف ایشان را در کتاب خود آورده ‌است آنجا که می‌گوید: کسانی هستند که به غیب ایمان آورده‌اند و هم‌چنین آنان حزب‌الله هستند.

البته وظایف متعددی برعهده منتظرین در کتب مختلف از جمله در جلد دوم کتاب مکیال‌المکارم از سید محمدتقی موسوی اصفهانی آمده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS