دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اهميت بهداشت در قرآن

No image
اهميت بهداشت در قرآن

نويسنده: حسن مولائی

در مطلب حاضر نويسنده به جايگاه و اهميت بهداشت در قرآن پرداخته و پيرامون نگاه قرآن به بهداشت جسم و تغذيه نکاتی بيان کرده است.

بهداشت به معنای حفظ صحت و سلامت است (فرهنگ فارس، ج 1، ص 611) و در اصطلاح به مجموعه فعاليت ها و اقداماتی که برای بهبود و ارتقای سلامتی، تندرستی و توانايی شخص يا جامعه انجام می شود، بهداشت می گويند که دربرگيرنده همه دانش ها و روش هايی است که به حفظ سلامت فرد و جامعه کمک می کند. (کتاب بهداشت؛ جمعی از پزشکان؛ وزارت بهداری، معاونت بهداشت، سال 1363)

قرآن به مسئله بهداشت در اشکال و ابعاد مختلف و متنوع آن توجه داشته و بسياری از آموزه های آن متوجه حوزه بهداشت بدن و بهداشت روان است.

بهداشت در آموزه های قرآن و اسلام آنچنان از اهميت و ارزش برخوردار است که نخستين کتاب عبادی فقه اسلامی با طهارت آغاز می شود و مسئله طهارت بدن و روح و روان از مهم‌ترين اهداف آموزه های آن شمرده می شود به گونه ای که هر شبانه و روز دست کم چند بار به شستشوی سر و صورت و دست به عنوان وظيفه شرعی توجه داده شده و با دستور تزکيه نفس و خودسازی بر مسئله بهداشت روانی تأکيد شده است. نظافت به عنوان نخستين راه برای دستيابی به بهداشت تن در آموزه های اسلام آنچنان مطرح می شود که به عنوان جزئی از ايمان در دستور قرار می گيرد و در بهداشت دهان و دندان آنچنان تأکيد می شود که مسئله مسواک زدن به عنوان دستور مستحب مؤکد در ميان آموزه ها خود را به عنوان بخشی از وضوی شرعی جا می دهد.

اهميت بهداشت

قرآن در آيه 100 سوره مائده با طرح سؤالی می کوشد تا به اهميت ويژه بهداشت توجه دهد و با بيدار کردن وجدان آدمی، او را به ارزش آن متوجه کند. از اين رو از وی می پرسد که آيا زشتی ها با پاکی ها برابرند؟ از نظر قرآن انسان پاک به سوی بهداشت و پاکی گرايش دارد و از زشتی و خباثت پرهيز می کند. اين آيه از پاکيزگی و بهداشت به عنوان معياری برای ارزشگذاری ميان اشيا استفاده می کند و می گويد که زيادی ناپاکی ها دليلی بر خوبی و حقانيت آن نيست بلکه ملاک و ارزشگذاری تنها می بايست پاکی آن باشد نه زيادی و افزايش حجمی و کمی آن.

از نظر قرآن پاکيزه و سالم بودن و سازگاری اشياء با طبع انسان، شرط اساسی در بهره وری از فرآورده های زمينی است و انسان تنها می بايست از چيزهای پاک و بهداشتی بهره برداری کند. (بقره آيه 168) از اين رو خداوند همه چيزهای پاک و بهداشتی را حلال کرده است و چيزهايی که پليد است و يا طبع انسان آن را نمی پسندد و آن را پليد می شمارد را به عنوان حرام دانسته و دستور داده تا از زندگی و مصرف انسان بيرون رود. همچنين خداوند کسانی که مواهب پاکيزه و سالم و سازگار با طبع انسان را حرام بشمارند را به عنوان افترازنندگان به خدا مورد توبيخ و سرزنش قرار داده تا اين معنا را به انسان ها تفهيم کند که هر چيز پاک و پاکيزه و بهداشتی حلال است و نمی توان آن را حرام دانسته و از محدوده بهره وری انسان خارج کرد. (اعراف آيه 32)

قرآن می گويد انسان سالم و با شخصيت سالم به طور طبيعی گرايش به پاکی و بهداشت و بهره مندی از چيزهای پاک و پاکيزه دارد و کسانی که از بهره گيری از چيزهای پاک و بهداشتی خودداری می ورزند در حقيقت پيروان شيطان هستند که تحت القائات او از سلامت روحی دور افتاده اند. از اين رو خداوند به مردم دستور می دهد که از شيطان پيروی نکنند و از نعمت های پاک و بهداشتی که خداوند برای آنان آفريده و با طبع سالم ايشان هماهنگ و سازگار است بهره مند شوند. (بقره آيه 168)

چنانکه گفته شد در نگرش قرآن، پاکی و بهداشت از اهميت ويژه ای برخوردار است از اين رو هدف از تشريع قانون غسل جنابت و وضو را پاکيزه شدن اهل ايمان شمرده است تا مؤمن از نظر بدنی از بهداشت بهره مند باشد. (مائده آيه6)

قرآن بر پايه حکمی کلی و فراگير اعلام کرده که همه چيزهايی که پاکيزه و سالم و سازگار با طبع انسانی است حلال بوده و همه چيزهايی که ناپاک و با طبع انسانی ناسازوار است حرام می باشد. (اعراف آيه157)

اينکه خداوند مردمان را به پاکيزگی و پاکيزه ها دعوت می کند و آنان را با مواهب پاکيزه و متناسب با طبع بهره مند می سازد همه برخاسته از کرم الهی است. از اين رو با تأکيد بر اين نکته می کوشد تا اهميت و ارزش پاکيزگی و بهداشت را به انسان بنماياند. (اسراء آيه701)

ديگر آموزه های دستوری قرآنی نيز در اين چارچوب نازل شده است که می توان به مسئله ضرورت دفن و خاکسپاری مردگان اشاره کرد که به منظور سلامت و بهداشت محيط زيست افراد جامعه وارد شده است. اين مسئله آنچنان حائز اهميت بوده است که حتی قابيل پس از کشتن هابيل در جست وجو آن بود تا جسد را بپوشاند و آثاری از پليدی بر زمين نماند. در تعبير قرآنی از جسد به سوآةً ياد شده است که پليدی را بيان می کند. اصولاً بدن به گونه ای است که گرايش به پليدی دارد و وقتی که روح نگه دارند، از آن بيرون می رود پليدی، با سرعت تمام بدن را در بر می گيرد و آثار بهداشت و پاکی را از ميان می برد. حضور کلاغی برای آموزش چگونگی دفن مردگان به اين منظور بوده است که آثار پليدی در محيط زيست بشر باقی نماند. (مائده آيه31)

مسئله ديگر که بر اهميت و جايگاه پاکی و بهداشت در آموزه های قرآنی اشاره دارد موظف کردن مردمان به شکرگزاری و سپاس به خاطر نعمت های پاک و بهره مندی از مواهب موافق طبع بشر می باشد. (انفال آيه26) چنانکه محبوب بودن افراد پاکيزه و تميز و بهداشتی در درگاه خداوند از نشانه های اهميت و ارزش بهداشت در اسلام است.

بهداشت تغذيه و جسم

هنگامی که قرآن به بهداشت انسان توجه می دهد حوزه های مختلفی را در نظر می گيرد. از اين رو به بهداشت تن و روان و بهداشت در تغذيه اشاره می کند. مسئله بهداشت روانی در آياتی که مرتبط با اضطراب و آرامش و خوف است بيان شده است که در اينجا مجال پرداختن به آنها نيست.

اما در مورد بهداشت بدن، قرآن به لزوم غسل از جنابت و تطهير بدن (مائده آيه 6) و تشويق انسان به شستشو با آب، پس از خروج مدفوع (بقره آيه 222) توجه می دهد.

در بهداشت تغذيه با بيان اينکه عدم رعايت بهداشت در تغذيه، ظلم و ضرر بر نفس انسانی است می کوشد تا مردم را به رعايت آن تشويق کند. (بقره آيه57)

قرآن ملاک حلال بودن خوردنی ها را پاکيزگی و سازگار بودن آنها با طبع انسانی برمی‌شمارد. (بقره آيه168 و مائده آيه4) و با حرام کردن هر چيز آلوده و کثيف و غيربهداشتی (انعام آيه 145) و بيان اينکه زياده روی در خوردنی ها و آشاميدنی ها زمينه خشم خداوند را فراهم می آورد می کوشد تا بهداشت فردی و جمعی در جامعه افزايش يابد. (طه آيه81)

خداوند در آيه 157 اعراف تأکيد می کند که هر چيز پاکيزه و سالم و سازگار با طبع آدمی حلال بوده و هر چيزی که کثيف و با طبع انسان ناسازگار است حرام می باشد.

اگر به آموزه های وحيانی همه اديان توجه شود اين نکته استنباط می شود که اهميت به تغذيه سالم و پاکيزه و توجه به بهداشت جسم و بدن و تغذيه از اصول آموزه های آنها است. (مومون آيه 51).

سفارش به مسلمانان برای بهره گيری از خوراکی های پاکيزه، سالم و سازگار با طبع (بقره آيه 172) لزوم پرهيز از انفاق غذاهای نامرغوب و غيرپاکيزه (بقره آيه 267) و پرهيز از مردارخواری و يا خون و گوشت خوک و ديگر غذاهای ناپاک و غيرسالم و مضر به سلامت بدن و بهداشت (بقره آيه 173 و مائده آيه 3 و انعام آيه 145) و موارد ديگر همه بيانگر اهميت و ارزشی است که به بهداشت تغذيه در اسلام و قرآن داده شده است.

خداوند با بيان فرآورده هايی چون شير شتر و گاو و گوسفند به عنوان نوشيدنی های سالم و گوارا (نحل آيه 66) و فرآورده های درختان خرما و انگور (نحل آيه 67) و عسل طبيعی به عنوان نوشيدنی سالم و شفابخش (نحل آيه 69) و تأکيد بر شير مادر برای فرزندان (بقره آيه 233) در حقيقت به بهداشت تغذيه و اهميت آن توجه می دهد و از مردم می خواهد که از اين احکام پيروی کرده و گرفتار وسوسه های شيطان نشوند. (بقره آيه 168)

جلوه های ديگری از بهداشت

بهداشت در خاک و محيط زيست (نساء/ آيه 43) و بهداشت شهری (سبا/ آيه 15) و بهداشت لباس و ضرورت پاکيزه نگه داشتن آن و تطهير آن از آلودگی (مدثر/ آيه 4) از مواردی است که قرآن بر آن تأکيد می کند.

بهداشت آب و تأکيد بر مطلوبيت شستشوی بدن با آب خنک و قابل شرب (ص/ آيه 42) و بيان تأثير آب در زدودن آلودگی ها از بدن (انفال/ آيه 11) و لزوم تطهير بدن از چرک و آلودگی برای ورود به مکان های مقدس (حج/ آيه 29) و خانه خدا (بقره/ آيه 125) افزون بر بيان اهميت، بيانگر آن است که قرآن به همه جلوه های طهارت و بهداشت در همه حوزه ها توجه دارد و از مؤمنان می خواهد که در امور خويش آن را مراعات کنند.

بهداشت در مسائل زناشوئی از ديگر مواردی است که قرآن بدان پرداخته و بر آن تأکيد دارد. از اين رو دستور می دهد که از مقاربت با همسران خويش در هنگام قاعدگی پرهيز کنند تا آسيبی به خود و همسر نرساند. (بقره آيه 222).

بهداشت در عبادت از ديگر تأکيدات قرآن است. از اين رو در آموزه های آن، عبادت ارتباط تنگاتنگی با طهارت و نظافت و بهداشت دارد (بقره/ آيه 125) و برای ورود به مسجدالحرام و انجام مناسک طواف و حج لازم است شخص خود را تطهير کند. (حج/ آيه 29) و همچنين برای هر عبادتی فرمان داده است تا شخص خود را طاهر کرده و با پاکيزگی به عبادت بپردازد. (مائده/ آيه 6)

به هر حال می توان گفت که بهداشت در اسلام از مهمترين اصولی است که بر همگان رعايت آن لازم و ضروری است و نه يک حکم عادی بلکه حکم لازم و قانونی اجباری به شمار می رود.

آنچه بيان شد گوشه ای از آموزه های قرآن در مورد بهداشت جسم و تغذيه بود و بهداشت روانی و روحی از موضوعی است که به تفصيل در قرآن به آن پرداخته شده است و بررسی آن مجال جداگانه ای می طلبد.

روزنامه كيهان، شماره 21585 به تاريخ 24/12/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS