دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اهمیت نیت از منظر دینی

No image
اهمیت نیت از منظر دینی

بدون شک هیچ قول و عملی نیست مگر با نیت و فقط نیتی و عملی صحیح است و به آن پاداش داده می‌شود كه به خاطر خدا و امید او و خشنودیش، انجام داده شود. نیت عبارت است از قصد و اراده ای كه انسان را به كاری تحریك كند. از محقق طوسی نقل شده كه نیت قصد انجام دادن فعل است و آن، واسطه بین علم و عمل است، زیرا تا چیزی دانسته نشود، ممكن نیست قصد شود و تا قصد نشود، اجرا نگردد و چون هدف انسان رسیدن به مقصد معین، یعنی خداوند تعالی است، بنابراین باید هدف او، شامل قصد نزدیك شدن به خدا باشد.به هر حال بهتر است به آیات و روایات توجه داشته باشیم؛ خداوند متعال می‌فرماید؛ بگو هر كس،طبق روش و خلق و خوی خود عمل می‌كند. شاكله، طبیعت و سرشت است. در بعضی از روایات،این كلمه، تفسیر به نیت شده است شاید به این جهت كه نیت از آن سرچشمه می‌گیرد. بنابراین معنای آیه چنین خواهد بود؛ مبنای عمل هر كسی نیت اوست كه از طبیعتش سرچشمه می‌گیرد. پس، نیت پایه و ملاك كارهاست و دخالت كامل در زشتی و زیبایی و خوبی و بدی آنها دارد. هیچ قول و عملی نیست مگر با نیت و هیچ نیتی نیست مگر با اصابت سنت، یعنی فقط قول و فعلی صحیح است و به آن پاداش داده می‌شود كه به خاطر خدا و امید او و خشنودیش، یا طلب پاداش یا خلاصی از مجازات انجام داده شود. نیت مومن بهتر از عمل او و نیت كافر بدتر از عمل اوست.برای این روایت سه معنا گفته شده است؛الف- نیت در اینجا به معنای اعتقاد و ایمان است و ایمان بهتر از عمل خارجی است، چنانکه كفر قلبی نیز بدتر از فسق عملی است. ب- نیت خیر، از مومنی كه قدرت به انجام عمل ندارد، بهتر از عمل با قدرت است، چرا كه نیت، فقط برای خداست در حالی كه عمل، چه بسا ریا و مانند آن باشد. كافر نیز قصد انجام گناهانی بیش از آنچه موفق به انجامش می‌شود دارد.ج-چون نیت یك امر قلبی است و اغراض نفسی و دنیوی فراوانی در آن دخالت می‌كنند و خالص كردن،تصفیه و پاك‌سازی آن،به طوری كه چیزی غیر از رضای خدا در آن دخالت نكند،بسیار مشكل است و فقط افراد خاصی به آن دست می‌یابند كه آنان نیز مراتب زیادی دارند؛ لذا با نظر به این كه حسن عمل و كمال آن،از حسن و كمال نیت سرچشمه می‌گیرد معلوم می‌شود كه طبیعت و جوهر نیت با طبیعت عمل،متفاوت است و نیت خیر،اصالتا نیكوست و عمل خیر هم به تبع آن نیکوست. از این بیان زشتی نیت كافر نسبت به عمل او نیز دانسته می‌شود.معانی دیگری نیز در این مورد گفته شده است.مردم در روز قیامت،طبق نیتشان بر انگیخته می‌شوند.به این معنا كه نوع برانگیخته شدن، بستگی به اصول عقاید دارد. عده ای مومن، عده ای كافر و عده ای منافق، آنچنان كه نیتشان می‌باشد با این كه مردم برانگیخته می‌شوند و جزای اعمالشان را طبق نیتشان در آن اعمال می‌بینند.عبادت خدا به خاطر پاداش، عبادت تاجران و طمعكاران است كه اگر طمع داشته باشند عمل می‌كنند و الا عمل نمی‌كنند. عبادت به خاطر ترس و خوف از جهنم، عبادت بردگان است كه اگر نترسند، عمل نمی‌كنند. عبادت خدا به خاطر این كه او لایق پرستش است و به جهت سپاسگزاری در مقابل نعمت هایی كه به بندگان ارزانی داشته، عبادت آزادگان است.

برخورد با دوستان

دوستي حدودي دارد و نبايد از آن حدود خارج شد. موارد زير برخوردهايي است كه در روابط دوستي ناپسند است و باعث از بين رفتن رفاقت مي‌شود: اگر دو دوست يكديگر را عصباني كنند، دوستي آنها دوام نخواهد داشت. امام صادق(ع) در اين باره مي‌فرمايند: «از خشم دوست خود كناره بگير و رضايت او را به دست آور و به دستوراتش عمل كن.» بي‌احترامي كردن باعث قطع شدن دوستي مي‌شود و اصل دوستي احترام است. هر كس به برادر مسلمان خويش به بدي اشاره كند، فرشتگان بر او لعنت مي‌كنند تا اينكه او را غمگين مي‌سازند. انسان‌هايي كه توقع بيجا دارند نمي‌توانند دوستان خوبي باشند و بايد سطح توقعات معقول و منطقي باشد. حضرت علي(ع) مي فرمايند: «بهترين برادر كسي است كه تمام حقوق خود را از برادر خود نخواهد.» يا امام صادق(ع) فرمودند: «مبادا از برادران خويش حاجتي بخواهيد و نپذيرند و شما خشمگين شويد.» از اين احاديث و روايات مي‌توان متوجه شد كه انسان از نظر روحي به يك رفيق و همدم احتياج دارد، اما اين همدم بايد ويژگي‌هاي زيادي داشته باشد تا بتوان روي او حساب كرد. اسلام با راهكارهاي متفاوت انسان را به سر منزل مقصود هدايت كرده است.

دیوار عمل را از اساس باید ساخت

همه دلشان می‌خواهد که در زندگی یک الگو داشته باشند. بیشتر ما تلاش می‌کنیم تا از کسی پیروی کنیم که از او خوشمان می‌آید،چنانکه نشانه‌های این پیروی در لباس و وسایل زندگی و حتی افکارمان نمودار است. گاهی آنقدر مجذوب شخص می‌شویم و او را دوست داریم که بدون چون و چرا هر چه بگوید، می‌پذیریم و از آن پیروی می‌نماییم، اما این رفتاری است که انبیا به شدت با آن مبارزه کرده‌اند. زیرا همین پیروی بدون دلیلِ افراد از روش‌های گذشتگانشان بوده که آنها را از پذیرش سخنان پیامبران باز می‌داشته است. فرستادگان خدا برای ترک این روش،آنان را به تفکر دعوت می‌نمودند، چنانکه حضرت ابراهیم(ع) به قوم خود می‌فرمود: «بیندیشید آیا این بتهایی که به دست خود ساخته‌اید، کاری برای شما انجام می‌دهند و آیا خدای شمایند؟!» دلیل مشرکان برای درستی رفتارهایشان این بود که پدرانشان هم آن رفتارها را انجام می‌دادند. آنها می‌گفتند: چون پدرانمان انجام دادند،حتماً صحیح است؛ زیرا اگر بد بود،آنان انجام نمی‌دادند. قرآن از این رفتار آنها چنین یاد می‌کند و می‌فرماید: (سوره شعراء،آیه74-72)،ابراهیم به بت پرستان فرمود: آیا هنگامی که این بت ها را می‌خوانید،صدایتان را می شنوند یا می توانند به شما سود و زیانی برسانند؟مشرکان پاسخ می‌دادند: ما پدران و مادرانمان را دیدیم که چنین می‌کردند،آرى! آنان این گونه دلیل می‌آوردند،غافل از آنکه خداوند هیچ گاه الگوپذیری بدون دلیل را نمی‌پذیرد. پس رسمهای غلط را باید شکست. دیوار عمل را از اساس باید ساخت!

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS