دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اول رمضان ولایتعهدی امام رضا (ع)

No image
اول رمضان ولایتعهدی امام رضا (ع)

نویسنده :هیئت تحریریه سایت پژوهه

ولایت عهدی امام رضا (ع)

امام رضا علیه السلام روز یازدهم ماه ذیقعده در سال 148 ه . ق در مدینه چشم به جهان گشود و در سن 55 سالگى در سال 202 ه . ق مسموم و به شهادت رسید پدرش امام موسى بن جعفر علیهما السلام و مادر گرامى او«نجمه‌»نام دارد،و در خردمندى و ایمان و تقوى از برجسته‌ترین بانوان بود.

هدف مامون از ولایتعهدى

پس از آنکه مأمون بزرگترین رقیبش در حکومت ، برادرش، امین را از پای در‌آورد، تمامی بلاد اسلامی آن روز، به طور کامل به اختیار او درآمد. و به جای بغداد، مرو را که مردمانش در دشوارترین لحظات نبرد با برادرش، به یاریش شتافته بودند، به عنوان مرکز خلافت خود برگزید.


زمانی که مأمون بر تمام سرزمین های اسلامی چیره گشت، قیامها و حرکتهایی که جملگی توسط علویها رهبری و سازماندهی می شد، حکومت او را از هر سو تهدید می کرد. لذا دشواری کار خویش را درک کرده بود، و خطراتی که متوجه حکومت بود را نیز به خوبی می شناخت. برای مقابله با این قیامها و شورشها، در ملاء عام تظاهر به دوستی با علویان و شیعیان کرد. و برای اینکه مردم را بیشتر بفریبد، و حکومتش نیز از خطر خروج و قیام علویها در امان باشد، ولایتعهدی امام رضا را مطرح کرد، وآن را مستمسک خویش قرار داد.

مامون که مردى زیرک و مکار بود،به فکر آن افتاد که با طرح واگذارى خلافت‌یا ولایتعهدى به شخصیتى مانند امام رضا علیه السلام پایه‌هاى لرزان حکومت‌خود را تثبیت کند،زیرا امیدوار بود که با مبادرت به این کار بتواند جلوى شورش علویان را بگیرد،و موجبات رضایت‌خاطر آنان را فراهم سازد،و ایرانیان را نیز آماده پذیرش خلافت‌خود نماید.

پیداست که تفویض خلافت‌یا ولایتعهدى به امام فقط یک تاکتیک حساب شده‌ى سیاسى بود، و گرنه ممکن نبود کسى که براى حکومت،برادر خود را به قتل رسانده بود،و نیز در زندگى خصوصى خود از هیچ فسق و فجورى ابا نداشت ناگهان چنان متدین شود که از خلافت و سلطنت‌بگذرد،و بهترین شاهد مکر و تزویر مامون نپذیرفتن پیشنهاد او از سوی امام است.چرا که اگر مامون در گفتار و کردار خود صادق ‌بود هرگز امام از بدست گرفتن زمام خلافت که جز امام هیچکس صلاحیت آن را ندارد طفره نمى‌رفت.

شواهد دیگر نیز که در تاریخ موجود است‌بروشنى از سوء نیت مامون پرده بر مى‌دارد،از جمله اینکه:

مامون جاسوسانى بر امام گماشته بود تا همه‌ى امور را زیر نظر بگیرند و به او گزارش کنند،

او با این کار می توانست از نزدیک در جریان اعمال و رفتار امام قرار گیرد .[1]

«ابا صلب هروى‌» در خصوص واگذارى ولایتعهدى به على بن موسى الرضا علیه السلام مى‌گوید: «ولایتعهدى را به امام واگذاشت، تا به مردم نشان دهد که او چشم به دنیا دارد و بدین ترتیب، موقعیت معنوى خود را پیش آن‌ها از دست‌بدهد» . [2]

مأمون در این مبارزه، گام به گام حرکت کرد و در آخرین مرحله، تحمیل «ولایتعهدى‌» به امام رضا علیه السلام بود.او با اینکه می دانست امام از پیشنهاد ولایتعهدی امتناع خواهد کرد؛ وامام نیز خودداری فرمود. پس از اصرارها و تأکیدها، بالاخره امام را تهدید به قتل کرد. امام ناچاراً فرمود : "به شرطی که نه کسی را برگمارم، و نه کسی را عزل کنم، و نه سنت یا قانونی را لغو کنم، و تنها از دور ناظر امور باشم."

امام بظاهر و در گفتار ولیعهدى را پذیرفت ولى عملا آن را نپذیرفته بود زیرا شرط کرد که هیچ مسئولیتى نداشته باشد و درکارها مداخله‌یى نکند.مامون شرایط را قبول کرده بود ولى گاهى مى‌کوشید برخى کارها را بر امام تحمیل کند و امام را آلت اجراى مقاصد خود قرار دهد،ولى امام بشدت مقاومت مى‌کرد و هرگز با او همکارى نمى‌کرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS