دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اينقدر خجالتی نباش

No image
اينقدر خجالتی نباش

صرف‌نظر از درونگرا يا برونگرايي افراد، همه انسان‌ها در زندگي و در بعضي شرايط و مسائل احساس خجالت مي‌كنند. از لحاظ اجتماعي فقط افراد درونگرا كم‌رويي را تجربه نمي‌كنند. كم رويي عبارت است از احساس بدي كه فرد در مقابل اطرافيان دارد. كمرويي يك توجه غيرعادي و مضطربانه به خويشتن در يك موقعيت اجتماعي است كه شخص دچار نوعي تنش رواني – عضلاني مي‌شود و رفتارهاي غيرعادي از او سر مي‌زند.

چرا افراد خجالت می كشند؟

خوب است از بعضي عوامل موثر در بروز خجالت آگاه شويد تا با حذف آنها، به مطلوب دست يابيد. تربيت غلط خانوادگي، آلوده ساختن محيط خانه و فضاي ذهن خويش به حالت‌هاي رعب، وحشت، تهديد، ترس، دلواپسي، مراقبت‌هاي شديد و افراطي از رفتارها و اعمال خود، مقايسه خود با ديگران، خودبزرگ‌بيني و خود كوچك بيني افراط گونه و عدم آگاهي از مهارت‌هاي اجتماعي، احساس تنهايي و ترس از مسخره شدن و مقبول واقع نشدن، بخشي از عوامل كم‌رويي هستند. هر كس در فضايي آلوده بدين عوامل، به سر برد، با نوعي احساس شرم، ترس، دلهره، گنه كاري، بي‌عرضگي و حقارت، رشد مي‌كند و در نتيجه، هميشه خود را فردي ضعيف مي‌بيند و جرأت هيچ اقدامي‌را در خويش نمي‌يابد! اين فرد، حتّي از قضاوت ديگران درباره اعمال و رفتارش مي‌پرهيزد؛ خود را از ديد ديگران مخفي نگه مي‌دارد و از انجام دادن عملي كه مورد مشاهده و ارزيابي ديگران باشد، اجتناب مي‌ورزد. همه ما به دلايل مختلف و درجات متفاوتي اين حس را تجربه مي‌كنيم؛ اگرچه دليل آن اغلب بين افراد مشترك است و به يكي از موارد زير ختم مي‌شود:

  1. تصوير ضعيف از خود: اين مساله مي‌تواند از دوره نوجواني افراد شكل گرفته باشد؛ زماني كه ويژگي‌هاي منحصر به فرد ما براي اطرافيان‌مان جالب به نظر نمي‌رسد و ما فكر مي‌كنيم آنها بي‌ارزش هستند و سعي مي‌كنيم خودمان را شبيه ديگران كنيم و در نتيجه ديگر خودمان نيستيم و حتي احساسات‌مان، احساسات واقعي ما نيست. اين افراد معمولا حتي نمي‌دانند توانايي‌ها و استعدادهاي واقعي‌شان در چيست؛ فقط فكر مي‌كنند هر شخص ديگري نسبت به آنها جالب‌تر و بهتر است.
  2. فكر كردن بيش از حد به خود: هنگامي كه در كنار ديگران هستيم، نسبت به كارهاي‌مان و آنچه انجام مي‌دهيم، حساس‌تريم؛ بويژه وقتي كه در مركز توجه همه باشيم. اين فكر، در ما اضطراب ايجاد مي‌كند و باعث مي‌شود تمامي‌حركات‌ براي خودمان سوال‌برانگيز باشد و فكر كنيم آنها را اشتباه انجام داده‌ايم! اين مساله مي‌تواند افكارتان را به شكل يك كهكشان مارپيچي به سمت پايين سوق دهد.
  3. برچسب زدن: وقتي كه خود را يك فرد خجالتي مي‌شناسيم و اين برچسب را روي خودمان مي‌زنيم، از لحاظ رواني به مرور با اين احساس خو گرفته و زندگي مي‌كنيم و شايد براي هميشه در ما باقي بماند. هنگامي كه برچسب عمل يا صفتي را به خود مي‌زنيد، آن صفت به صورت ثابت روي شما باقي مي‌ماند و با همان زندگي خواهيد كرد.

توجه به خودآگاهی

دريابيد كه جهان و نگاه همه افراد به شما نيست و مردم آنقدر گرفتاري دارند كه فرصتي براي نگاه كردن به شما نخواهند داشت. به جاي اينكه دائم نگران خود باشيد و خودتان را تماشا كنيد، خودتان را يكي از افراد ديگر و جزو يكي از آنها بدانيد. خود را در برابر موضوعي كه منجر به خجالتي شدن شما مي‌شود مسلح كنيد و افكار خود را در اختيار بگيريد، نخستين قدم مبارزه و غلبه بر كم‌رويي، آگاهي و رفتن به سوي هرگونه تغيير يا بهبود زندگي است.

متمايز بودن

باور كنيد شبيه ديگران بودن كسل‌كننده و داشتن تفاوت‌ها خوب است. در واقع بپذيريد كه شما مثل افراد عادي و معمولي جامعه نيستيد و نمي‌خواهيد آنگونه باشيد. شبيه بقيه بودن شما را خوشحال نخواهد كرد. بپذيريد كه ويژگي‌هاي منحصر به فردتان مي‌تواند شما را از دیگران متمايز كند.

راه‌های مبارزه با كمرویی

اگر كسى تصميم جدى داشته باشد، مى‌تواند با اين مشكل مقابله كند و خود را درمان نمايد و از حصار كم‌رويى رها شود و از توانمندى‌هايى كه دارد بهره ببرد: 1. در دادن سلام پيش قدم باشيد. 2. بعد از سلام با جملات مرسوم، احوال‌پرسى كنيد و اجازه بدهيد افراد ديگر اول از شما جدا بشوند نه شما از آنها. 3. در كارهاى اجتماعى، در محيط خانه و... در فعاليت‌هاي دسته جمعى شركت نموده و نقش فعالى را بپذيريد. 4.هنگام صحبت با ديگران يا در مقابل جمع به اعضاى بدن خود (دست، پا، نحوه صحبت و...) هيچ توجهى نكنيد و توجه خود را بر مطلبى كه مى‌گوييد متمركز نماييد. 5. مطلبى را كه مى‌خواهيد در مقابل جمع بازگو كنيد چندين بار در مقابل آينه تكرار كرده، فرض كنيد در مقابل جمع هستيد. 6. سعى كنيد بر آنچه مى‌خواهيد بگوييد تسلط كافى داشته باشيد. 7. اگر با شكست مواجه شديد، خود را نبازيد و براى بار ديگر خود را آماده انجام آن كار نماييد. 8. قبل از اينكه در مقابل جمع قرار بگيريد به خود تلقين كنيد كه «مى‌توانم در مقابل جمع صحبت كنم». 9. زماني كه حالت اضطراب در شما ايجاد مي‌شود سعى كنيد همه ماهيچه‌هاى بدنتان را آرام كنيد.

پذيرفتن شكست‌ها

بپذيريد كه احتمال دارد از طرف ديگران پذيرفته نشويد؛ اما به خاطر داشته باشيد كه اين بخشي از زندگي است و تمامي‌افراد آن را تجربه كرده‌اند. شكست بخشي از فرآيند يادگيري است و تو تنها نيستي. در زير به چند نكته اساسي اشاره خواهيم كرد كه از لحاظ ذهني به شما كمك مي‌كنند از قبل آماده پذيرش هر اتفاقي باشيد: هرگز موضوع را شخصي نكنيد. شما مقصر نبوديد، فقط قرار نبود اين اتفاق بيفتد و اين بهترين اتفاق ممكن براي شما نبوده؛ پس اتفاق نيفتاده است. از اين موضوع درس بگيريد و فكر كنيد تمامي‌اتفاقات، درس‌هاي زندگي هستند تا شما به انسان بهتري تبديل شده و قوي‌تر شويد. اگر از شكست‌ها درس بگيريد، گويا هيچ‌وقت شكست نخورده‌ايد و آنها را نعمت‌هايي مي‌بينيد در ظاهري مبدل. بلند شويد و بدانيد كه وقتي دلتان براي خودتان مي‌سوزد و به حال خود افسوس مي‌خوريد، توقف كرده‌ و به جلو حركت و رشد نمي‌كنيد. از نو شروع كنيد و بي‌جهت انرژي‌تان را هدر ندهيد و دوباره سعي كنيد.

بازتاب اعمال

هر عملي آثاري متناسب با خود دارد. آثار برخي از اعمال فقط متوجه عمل‌كننده است. تاثير بعضي از كارها وسيع‌تر است، افزون بر عمل‌كننده، به بستگان او نيز مي‌رسد و پيامدهاي بعضي اعمال، اجتماع را فرا مي‌گيرد. اين حقيقت و سنتي الهي در جهان خلقت است كه قرآن از آن خبر داده است. درباره كارهاي دسته اول خداوند مي‌فرمايد: «هر مصيبتي كه به شما برسد، نتيجه اعمال خود شماست». (شوري: 30) درباره كارهاي دسته دوم، در داستان حضرت موسي و آن مرد الهي مي‌فرمايد: آن ديوار كه تعمير كرديم، از آن دو يتيم در شهر بود كه زير آن گنجي براي آنان بود و پدرشان مرد صالحي بود. پس خداوند اراده كرده بود كه آن دو يتيم بزرگ شوند و گنج شان را استخراج كنند. (كهف: 82) و درباره اعمال نوع سوم در قرآن آمده است: «از فتنه‌هايي كه آثار سوء آن فقط دامن ظالم را نمي‌گيرد (بلكه فراگير است)، بپرهيزيد». (انفال: 25) خداوند در آيه ديگر به همين سنت اشاره دارد و مي‌فرمايد: (نساء: 9) بايد بترسند كساني كه اگر پس از خويش فرزنداني ناتوان برجاي گذارند، از سرنوشت آنان بيم ناكند. بايد از خدا بترسند و سخن استوار و به صواب گويند. مفهوم آيه شريفه اين است كه از ظلم به يتيماني كه زيردست شما هستند، بپرهيزيد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS