دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اگر کم‌طاقت هستید بخوانید

No image
اگر کم‌طاقت هستید بخوانید

انسان ها با توجه به عوامل متعدد از جمله محیطی كه در آن زندگی می‌كنند و افرادی كه با آنها به طور مداوم در ارتباطند و همچنین از نظر عوامل وراثتی و ژنتیكی سلایق و ویژگی‌های متعدد و متفاوتی دارند و شاید نتوان دو نفر را كه از ویژگی‌های كاملاً یكسانی برخوردار باشند روی كره خاكی پیدا كرد.از میان این ویژگی‌ها و خصوصیت‌های فراوان و غیر قابل شمارش برخی از آنها فراوانی بیشتری دارند و بیشتر در افراد ظهور و بروز می‌كند كه از جمله آنها ویژگی كم‌طاقتی و بی‌تابی انسان‌هاست. اینكه یك شبه به اهداف خودمان دست پیدا كنیم و هیچ مشكلی حق نداشته باشد بر سر راه ما سبز شود؛ از جمله خصوصیت‌هایی است كه ما را تبدیل به یك انسان كم‌طاقت و بی‌تاب می‌كند. می‌توان كم طاقتی انسان ها را یكی از بزرگترین موانع رسیدن آدمی‌به موفقیت بیان كرد، چراكه هیچ‌گاه فردی با رویارویی نادرست در برابر مشكلات نتوانسته است آنها را پشت سر گذاشته و بر آنها پیروز شود و به همین خاطر این ویژگی یكی از خصوصیت‌هایی است كه بارها از آن به عنوان یك صفت منفی در قرآن مجید سخن به میان آورده شده است و ویژگی‌های افراد بی‌تاب و كم‌طاقت را برای ما به تصویر كشیده است تا با شناخت آنها بتوانیم وجود خودمان را كاملاً از بی‌تابی و كم‌طاقتی خالی كنیم و هیچ‌گاه اجازه ورود دوباره این ویژگی‌ها را به درون خود ندهیم.خداوند متعال در سوره معارج یكی از ویژگی‌های انسان را كم‌طاقتی و بی‌تابی بیان می‌كند چرا كه از طرفی نه طاقت تحمل كردن مشكلات و سختی‌ها را دارد و نه وقتی به او نعمتی داده می‌شود آن را در جهت درست به‌كار می‌گیرد و استفاده می‌كند:

«انَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً*إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً*وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً»: به راستى كه انسان سخت آزمند [و بى‌تاب‌] خلق شده است. چون صدمه‌اى به او رسد عجز و لابه كند. و چون خیرى به او رسد بخل ورزد(معارج 19 -21). حال با توجه به اینكه این ویژگی یك خصوصیت فراگیر در میان انسان هاست و مانع و سدی محكم در رسیدن افراد به موفقیت و خوشبختی قلمداد می‌شود اگر می‌خواهید در جاده موفقیت قدم بگذارید قبل از هر چیز باید بدانید كه چطور با این ویژگی و خصلت مذموم مبارزه و آن را از درون خود ریشه كن كنید وگرنه باید برای همیشه قید رسیدن به قله خوشبختی را بزنید و آن را فراموش كنید. اگر بخواهیم یك معنای ساده و روان برای شرح صدر بیان كنیم باید این‌گونه بگوییم :شرح یعنی وسعت دادن به یك چیز و صدر هم كه در عربی به معنای سینه است و معنای كلی آن اینگونه است كه با به‌دست آوردن این ویژگی و خصلت طلایی درجه تحمل و صبر و مدارای انسان آن قدر بالا می‌رود كه می‌تواند به راحتی در برابر مشكلات و سختی‌ها و مسئولیت‌های طاقت‌فرسایی كه به او محول می‌شود ایستادگی كند و آنها را یكی بعد از دیگری پشت سر بگذارد. این خصلت طلایی و معجزه‌گر آن‌قدر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است كه به‌عنوان یكی از نعمت‌های مهم از طرف خداوند متعال به پیامبر اکرم یادآوری می‌شود: «أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ» : آیا براى تو سینه‌ات را نگشاده‌ایم؟( الشرح : 1)سؤالی كه در اینجا ممكن است به ذهن شما خطور كند این است كه چگونه می‌توان این نعمت مهم را از آن خود كرد تا در نتیجه در برابر مشكلات و سختی ها جزع و فزع نكنیم و آنها را به راحتی پشت سر بگذاریم ؟برای به‌دست آوردن این ویژگی مهم و حیاتی، در آیات الهی به نكاتی مهم اشاره شده است كه به صورت اختصار آنها را بیان می‌كنیم:1)جزو خواسته‌های اصلی ما از خداوند باشد:ما انسان ها در دعاهای خود خواسته‌های زیادی را مطرح می‌كنیم، اما به نظر می‌رسد آنچه از اولویت بیشتری برخوردار است، دعا كردن برای به‌دست‌آوردن شرح صدر و قدرت تحمل پذیری بالاست چنانچه حضرت موسی(ع) برای تحمل سختی ها و مشكلات و مسئولیت سنگین رسالت به عنوان اولین خواسته خود این ویژگی را از خداوند متعال طلب كرد و فرمود: «قالَ رَبِّ اشْرَحْ لی‌ صَدْری،وَ یَسِّرْ لی أَمْری»: گفت: «پروردگارا، سینه‌ام را گشاده گردان و كارم را براى من آسان ساز(طه : 25 -26)2).» نقش ایمان و نماز را در زندگی خود پر رنگ كنید: خداوند متعال بعد از اینكه در سوره معارج ویژگی كم طاقتی و بی‌تابی را برای انسان‌ها بیان می‌كند، بلافاصله در آیات بعد راه مبارزه به این خصلت مذموم را برای ما به تصویر می‌كشد و افرادی را معرفی می‌كند كه با توجه به ویژگی‌های منحصر به فردی كه دارند هرگز اجازه ورود این صفت را در ساختمان روح و روان خود نمی‌دهند ،ویژگی هایی كه در رأس آنها اهمیت و تأكید بر نماز ذكر شده است:«انَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً*إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً* وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً» به‌راستى كه انسان سخت آزمند [و بى‌تاب‌] خلق شده است. چون صدمه‌اى به او رسد عجز و لابه كند. و چون خیرى به او رسد بخل ورزد (معارج 19 -21). مگر كسانی كه این ویژگی ها را داشته باشند: «إِلاَّ الْمُصَلِّینَ*الَّذینَ هُمْ عَلى‌ صَلاتِهِمْ دائِمُونَ*وَ الَّذینَ فی‌ أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ*لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ» غیر از نمازگزاران، همان كسانى كه بر نمازشان پایدارى مى‌كنند و همانان كه در اموالشان حقى معلوم است، براى سائل و محروم. و به همین جهت است كه خداوند متعال در آیات متعدد برای مبارزه با مشكلات و گرفتاریها همه را دعوت به كمك گرفتن از نماز می‌كند: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ: اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، از شكیبایى و نماز یارى جویید؛ زیرا خدا با شكیبایان است.( البقره: 153). چرا كه علاوه بر فواید غیر قابل شمارشی كه این عبادت دارد می‌تواند به انسان شرح صدری عنایت كند كه با آسودگی و آرامش خاطر به مبارزه با مشكلات اقدام كند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS